دوباره شروع میکنم!
این شاید چندمین بار هست که تو نوشتن وبلاگ وقفه میافته و حرفهایی که برای نوشتن دارم رو بعد از یکی دو روز فراموش میکنم، به خودم که نیگاه میکنم خندهام میگیره، حتی برای خودم اینقدر وقت نزاشتم که یه ساعت در شبانه روز وبلاگ بنویسم!
البته اینکه نوشتن درسته یا ننوشتن هم هنوز کامل برام حل نشده ، اما چیزی که هست الان حس میکنم نوشتن درسته، خوب دوباره شروع می کنم، چه اشکالی داره؟ کی گفته باید همیشه آدم زود به موفقیت برسه ؟ اینقدر دوباره شروع میکنم تا نوشتنم بالاخره اون روندی رو که دوست دارم پیدا کنه.
امروز همایش عمره دانشگاهیان بود، تو مصلی الغدیر دانشگاه اصفهان، همه دانشجوها و اساتید استان اصفهان که تابستون امسال عمره دانشگاهیان خواهند رفت، اونجا جمع شده بودن، روی هم رفته جلسه خوبی بود، هر چند بعضی از قسمتهاش جالب نبود اما بعضی هاش معرکه بود و اینکه یه فرصت چند ساعته برای فکر کردن داشتم از همه چیز بهتر بود!
تصمیم گرفتم یه قسمت برای مطالب عمره باز کنم و از الان شروع به نوشتن کنم، شاید تا وقتی از سفر عمره برگردم، شاید تا چند ماه بعدش شاید هم تا آخر عمرم! مهم این هست که فعلا چیزایی که برای نوشتن دارم رو بنویسم ، بعدش هم چیزای مهم خودشون خودشون رو نشون میدن. الهی به امید تو.
کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود/ حاجی احرام دگر بند ، ببین یار کجاست!