خانه > نوشته‌های شبانه! > التماس دعا …

التماس دعا …

نمی دونم مطرح کردن این مواردی که میخوام مطرح کنم چقدر درسته، اصلا سعی نکردم در این موارد غیر از خدا به کس دیگه ای امید داشته باشم الانم فقط ازتون میخوام خواهش کنم دعا کنید برای این مواردی که توضیح میدم، خودم دعا کردم، چه زیر ناودان طلا و کنار خونه ی کعبه و چه زیر قبه امام حسین(ع) و تو ایون طلای امام علی(ع) و … . اما انگار صلاح نیست دعاهای من در این موارد مستجاب بشه، شاید هم این قدر بد هستم که حتی زیر قبه امام حسین (ع) هم دعام مستجاب نمیشه، جایی که خدا به احترام امام حسین(ع) همه دعاها رو استحابت میکنه…
مورد اول در مورد یکی از نزدیکانم هست، از پنج سال پیش از بیماری رنج میبره که اصطلاحا به این بیماری دویک گفته میشه، دویک که عده ای اون رو نوع خاصی از MS (مالتیپل اسکلروسیس) می دونند و عده ای اون رو بیماری متفاوتی می دونند، یک بیماری مزمن التهابی تو سیستم اعصاب مرکزی هست. اغلب این بیماری با حمله به چشم ها شروع میشه و با عنوان التهاب عصب باصره شناخته میشه اما گاها حملاتش به قسمت های دیگه ی بدن مثل دست ها و پاها هم دیده میشه … و اغلب حملات اولیه به چشم هاست، هر چند ماه یک بار حملاتی رخ میده و با تزریق داروهایی مثل کورتون (کورتیکواستروئیدها) و گاها متیل پردنیزولون در حالت چندین تزریق متوالی (بهش میگن پالس ظاهرا) و بستری شدن چند روز در بیمارستان دوباره بیمار به حالت عادی زندگی برمیگرده، البته اینکه بیمار تشخیص بده که دچار حمله شده گاها یکی دو هفته با درد دست و پنجه نرم میکنه و این داروها هم که تزریق میشن عوارض خودشون رو دارند و …. بحث هزینه و … هم که مثل همه بیماری ها هست. من نتونستم دقیق بفهمم اما گاهی میگن اگه مدتی حمله نباشه بیماری درمان شده و گاهی میگن این بیماری هیچ درمانی نداره و منجر به مرگ میشه و … بگذریم یکی از نزدیکانم از حدود پنج سال پیش داره با این بیماری دست و پنجه نرم میکنه و من هم کنار خونه خدا و هم زیر گنبد امام حسین (ع) براش دعا کردم، با حال خاصی هم دعا کرد، مثل یه درمونده که هیچ راهی براش نیست. اما خدا اجابت نکرده و همین چند روز پیش که برگشتم اون بنده خدا دوباره حمله داشت و تزریق و … . خواهش میکنم ازتون، شما هم دعا کنید شاید شما مثل من رو سیاه نباشید و خدا دعاتون رو استجابت کنه شاید من دیگه هر چند وقت یه بار درمونده نشم که هیچ درمونی برای این بیماری نیست و فقط باید آب شدن یکی از عزیزانم رو ببینم و … . فقط  از ته دل عا کنید، خواهش میکنم …
مورد دوم هم یکی دیگه از عزیزانم هست که نمیدونم چی شد زندگیش رو به خراب شدن رفت، استنباط من این هست که تو شرایط متوسط مالی که داشتن مانع از به دنیا اومدن بچه سوم شون شدن، اما خوب به هر دلیلی که بوده از دو سه سال پیش به این ور زندگی شون هی بدتر و بدتر شده چه از لحاظ وضع مالی با مشکلات مختلفی دارن دست و پنجه نرم میکنن و چه از لحاظ خود زندگی شون، زندگی شون داره به سمت از هم پاشیده شدن پیش میره، اونم با دو تا بچه که سرشار از احساس هستند و اصلا تحمل زندگی بدون پدر یا بدون مادر رو ندارند، نمیتونم بیشتر توضیح بدم، یعنی همین که نوشتم هم از سر درموندگی نوشتم وگر نه کی همچین چیزایی رو مینویسه، از دست من و دیگران کاری بر نمیاد، بعضی چیزا رو ما نمیتونیم کاری بکنیم، این قدر پیچیده هستند که … . خواهش میکنم ازتون اگه دارین این مطلب رو میخونین تو این شب ها اگه نشستین به دعا کردن این دو مورد رو هم گوشه ذهن تون داشته باشین، شاید دعای شما مستجاب شد و من هر شب نخواستم فکر کنم که چرا من نمیتونم کاری بکنم … .
خدایا من هر جا که گفتی دعا مستجاب میشه و با هر شرطی که برای مستجاب شدن دعا بود، برای این دو مورد دعا کردم، از صمیم قلبم هم دعا کردم، اما قابل ندونستی که دعای این بنده روسیاه رو قبول کنی، شاید تو بنده هات یه آدم رو سفید هم این نوشته ما رو بخونه و یه دعایی بکنه، خدایا حداقل دعای اونو مستجاب کن، دیگه نمی تونم این دو تا مورد رو تحمل کنم، آخه هر چقدر هم که من بد باشم این همه که ازت خواستم دیگه باید اجابت کنی …
حالا که سفره دل ما باز شده، و چیزایی که شاید نباید میگفتم و رو دلم سنگینی میکردن نوشتم، بزارین ازتون بخوام برا خودمم دعا کنین، این چند وقت اصلا حال خوبی ندارم ، از یه طرف تو زندگی معنویم حس میکنم راه م رو گم کردم و دارم به بیراه میرم و از یه طرف تو زندگی مادی و دنیاییم خیلی اوضاع خوبی ندارم، از یه طرف رو یه کاری که سرمایه گذاری کرده بودم به صورت غیر مستقیم شکست خورده و منو تو وضعیت مالی خیلی خیلی بدی قرار داده (یادمه یه روز از برگشتن خوردن چک نوشتم، حالا اگه بخوایم بنویسم باید از وکیل گرفتن و دنبال سفته و شکایت رفتن و … بنویسم …) و از یه طرف کارای پایان نامه ام که اصلا جلو نرفته و با این وضعیت دیگه وقتی هم نمونده برای تحویل دادن پایان نامه و …. نمیدونم شاید اینجا دعا خواستن خیلی هم درست نباشه چون خیلی از این مسائل نتیجه رفتار خودم هستند، شما دعا کنید که راه درست رو ببینم و توش قدم بزارم، ان شاء الله این مشکلاتم یه طوری حل میشن.
برای فرج آقا هم دعا کنید، با حضور امام دیگه این قدر سرگردونی و حیرونی نخواهیم داشت و می تونیم از آقا راهنمایی بخواییم و برای حل مشکلات بهش مراجعه کنیم و از سرچشمه علم و حکمت بهره مند بشیم و ….
ببخشید اگه سرتون رو درد آوردم حرف هایی بود که مدت زیادی رو دلم سنگینی میکرد … التماس دعا …

  1. ۱ شهریور ۱۳۹۰ در ۰۲:۵۱ | #1

    سلام این چند وقت هر روز به وب سایتتون سر میزدم ولی خبری نبود دلم برا نوشته هاتون تنگ شده بود.حالا هم که اومدین نوشته ای گذاشتید که خیلی ناراحتم کرد من آدم روسیاهی هستم ولی با اون یه ذره اعتباری که پیش خدا دارم برا عزیزاتون دعا میکنم (چون میدانم بودن آنهایی که بودنشان را می خواهیم زمین را زیباتر میکند ) امیدوارم که باریتعالی یه گوشه چشمی به من کند.
    خدا گوید:
    تو ای زیباتر از خورشید زیبایم
    تو ای والاترین مهمان دنیایم
    بدان آغوش من باز است
    شروع کن:
    یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من…

  2. ۱ شهریور ۱۳۹۰ در ۱۳:۳۸ | #2

    @دوست
    شرمنده که ناراحت تون کردم، دلم گرفته بود و موقع نوشتن این مطلب خیلی به هم ریخته بودم . ان شاء الله که خدا گره‌ی کار همه رو باز کنه …

  3. fatemeh
    ۲۷ دی ۱۳۹۰ در ۱۶:۱۴ | #3

    من تویه زندگی ۲۰سالم ۲سال یه بنده خدایی دوست داشتم خودش اومد جلو گفت دوست دارم بعد دیگه زیر همه چی زد امیدوارم که خدا هر چی زودتر جوابشو بده الانم ارزویه مرگشو دارم خیلی هم از خدا خواستم ولی انگار نشد تو رو به امام حسین برام دعا کنید اون با احساساتم بازی کرد در پناه حق التماس دعا.

  4. ندا
    ۲۶ دی ۱۳۹۳ در ۱۸:۱۰ | #4

    سلام
    وبلاگ خوبی دارین.از سرچ کردن کلمه ی قبه به اینجا رسیدم…
    خواستم بپرسم واقعا دعاتون مستجاب نشد؟؟

  5. ۸ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۴:۰۱ | #5

    @ندا
    سلام
    شرمنده ام که خیلی دیر دارم به سوال شما جواب میدم.
    به هر حال، الان نزدیک به ۵ سال از نوشتن این مطلب گذشته و تغییرات مثبتی تو هر دو مورد اتفاق افتاده،‌ هر چند که هنوز نمیشه گفت حل شدند ….
    شاید هم اگه دعاهای ما نبود اوضاع هر دو مورد و خیلی موردهای دیگه بدتر میشد و این دعاها فقط جلو بدتر شدنش رو گرفته بود یا …
    فقط می تونم بگم قطعا دعاهای ما هر چقدر هم که بد باشیم بی تاثیر نیست و اینکه الخیر فی ما وقع ….

  1. ۱۵ آذر ۱۳۹۴ در ۰۱:۴۴ | #1