عدالت ۲!
یه چیزی میخواستم در مورد عدالت بنویسم! الان که اون مطلب قبلی رو نوشتم یادم افتاد! چند وقت پیش یه بنده خدایی یه دامنه سفارش داده بود و ما پرداخت کردیم براش، ۵ ساله بود شد ۶ یونیت، یه یه ماهی گذشت و خبری از این بنده خدا نشد، یه حساب نامعلومی هم از قبلش با هم داشتیم که معلوم نبود کی طلبکاره! خلاصه ما پیش خودمون گفتیم که این بابا لابد میخواد به ما بفهمونه که طلبکاره یه ایمیل زدیم که اگه طلبکاری بگو! اینم بهش برخورد، البته بعدا بارها ایمیل رو خوندم ها و مشکلی توش ندیدم! اما خوب اون بابا دلش شکسته بود و هر چی از دهنش در اومد بار ما کرده بود! البته بخشیش درست بود و بخشیش هم نمیدونم!
کاری ندارم، بعد چند روز هزینه یونیتها واریز شد، چند روز بعدش یه دامنه رو با املای غلط ثبت کردم و اون ۶ یونیت دوباره پرید، یعنی باید صبر میکردم اما چون صبر نکردم یا چون با یه رفیق این طوری حرف زدم عکسالعملش این طوری شد! خدا عدالتش خیلی پیچیده تر از این حرفاست! اون موقع من ناراحت بودم از یه موضوعی و نباید ایمیل میزدم اما … . نمیدونم شایدم این دو تا مساله ربطی به هم ندارند و من اشتباها فکر میکنم که این ماجرا برای این بوده که من تنبیه بشم! و یادم بمونه که چه موقعهایی نباید ایمیل بزنم! خدایا کاش میتونستم عدالت رو بفهم و تا حدیش رو پیاده کنم که فردا بتونم سرم رو بالا بگیرم و بگم من بنده خدای عادل هستم!