۴۰!
۴۰؟
بله ۴۰!
منظورت چیه؟
هیچی! همینطوری! میخوام همه جا بنویسم ۴۰! اصلا میخوام داد بزنم ۴۰! شایدم رو پیشونیم نوشتم!
ای بابا! بگو ببینم چی میخوای بگی!
خوب راهنماییات میکنم! ۴۰ روز!
۴۰ روز؟ ۴۰ روز چی؟
نه خیر! تو اصلا ذوق نداری! هیچی دیگه ۴۰ روز مونده به تولدم ، ۴۰ روز مونده به عید فطر! ۴۰ روز مونده به ۲۴ ساله شدنم(قمری)
آهان! متوجه شدم! خوب حالا که چی؟ میخوای چیکار کنی؟
کارای زیادی میخوام بکنم! اما گمون نکنم موفقیت چندانی حاصل بشه، در هر صورت فعلا میخوام تا خود روز عید این شمارنده رو هی کم کنم! میخوام روزی چند ساعت به خودم فکر کنم، کار که نمیکنم! حالا که قرار هست وقت تلف کنم، بزار حداقل به خودم فکر کنم! اگه بشه میخوام این ۱۰ روز رو هم روزه بگیرم که با ۳۰ روز ماه رمضون بشه ۴۰ روز، البته باید دید توفقیش پیش میاد یا نه، برنامههای دیگهای هم دارم، اصلا میخوام این ۴۰ روز یه مدل دیگه باشم، از ۹ تا ۴۰ روز سال میخوام یکیش فرق کنه!
راستی جالبهها ، ۳۶۰ روز سال قمری میشه ۹ تا ۴۰ روز! اگه آدم تو هر ۴۰ روز یک گام بره تو یه سال ۹ گام میره جلو! دارم چشم بسته غیب میگم! خوب دیگه این از آغاز روز چهلم یا شایدم باید بگم روز اول بزار ببینم پایانش چی میشه!