بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘موسیقی’

وطنم – سالار عقیلی

۲۸ بهمن ۱۳۸۹ ۴ دیدگاه

وطنم ای شکوه پابرجا، در دل امتحان ( التهاب ) دوران‌ها
کشور روزهای دشوار و زخمی سربلند بحران‌ها
ایستادی به جنگ رودررو، خنجر از پشت می‌زند دشمن
گویی از ما و در نهان بر ما، وطنم پشت حیله را بشکن
رگت امروز تشنه عشق است، دل رنجیده خون نمی‌خواهد
دل تو تا ابد برای تپش، غیر عشق و جنون نمی‌خواهد
شرم بر من اگر حریم تو، پیش چشمان من شکسته شود
وای بر من اگر نبینم چشم، رو به رویای عشق بسته شود
از تب سرد موج‌های خزر، تا خلیجی که فارس بوده و هست
می‌شود با تو دل به دریا زد، می‌شود با تو دل به دنیا بست

دریافت

Categories: موسیقی Tags:

به چه گوش می‌دهیم؟!؟

۹ فروردین ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

اگه یادتون باشه چند وقت پیش یه مطلبی نوشتم با عنوان تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست که تو مقدمه‌اش یه حرف‌هایی از ترانه‌های پاپ غم‌انگیز زدم ، این بار می‌خوام بیشتر در موردش صحبت کنم. اصل فکر کردن من در مورد این ماجرا بر می گرده به اوائل سال تحصیلی گذشته. راستش رو بخواید تا اون موقع(و البته هنوز تا حد زیادی تا همین موقع!) خواننده های مورد علاقه من ۴ دسته می شدن، یه دسته خواننده‌های پاپ داخلی مثل سعید شهروز مسعود خادم مهراج محمدی احسان خواجه‌میری مجید اخشابی وبقیه کسایی که تو این مایه می‌خونند، یه دسته خواننده هایی اون‌وری که سنگین و رنگین بودن(از نظر من!) مثل معین و امید، یه دسته خواننده‌های سنتی داخلی مثل شجریان، ناظری، افتخاری، سراج و … و بالاخره یه دسته دو نفره شامل سیاوش قمیشی و محسن چاووشی. اون سه دسته اول رو گاها گوش میکردم و بعضی وقت‌ها واقعا ازشون لذت میبردم اما این دسته آخری آهنگ هایی بودن که همیشه می‌تونستم گوش کنم، در هر شرایطی. به هم سن و سال‌هام هم که نیگاه می‌کردم همین طور بود، محسن چاووشی و سیاوش قمیشی از محبوب ترین‌ها بودن.
برگردیم به بحثی که اون روز با اون دوست داشتم. اون روز من روی MP3 player همه آهنگ‌های محسن چاووشی رو داشتم و با هم داشتیم گوش میکردیم، اون شخص بهم گفت اصلا به چیزهایی که این می‌خونه توجه می‌کنی؟ گفتم آره چطور مگه؟ گفت یه دور دقت کن ببین چند تاش غم‌انگیز و ناامید کننده هست. بعد من نشستم گوش دادم دیدم بعضی‌هاش همین‌طوره! بعد یه سری آهنگ اون داشت که با هم گوش کردیم آهنگ‌هایی بودن که انتخاب کرده بود و حرف های مثبت میزدن! البته من اصلا ازشون خوشم نیومد! چون خواننده‌هاشون خواننده نبودن اصلا نمی‌تونستم اون خواننده رو مثلا با محسن چاووشی مقایشه کنم. خلاصه بعد از این ماجرا یه خورده که تامل کردم و آهنگ‌ها رو پس و پیش کردم دیدم واقعا خیلی از این حرفایی که داره تو شعرهای اون‌ها زده میشه روی آدم تاثیر میزاره و کم کم علاوه بر عادت به این نوع آهنگ طرز فکرمون هم نسبت به بعضی چیزها عوض میشه.
اشتباه نشه نمی‌خوام بگم محسن چاووشی و سیاوش قمیشی گوش نکنید یا اینکه گوش کنید، من هنوز هم طرفدار و علاقه‌مند صدای این دوتا هستم اما از اون روز به این نتیجه رسیدم که باید گوش داد و انتخاب کرد. وقتی شجریان گوش می‌کنی خیلی ضرورتی نداره که نگران این باشی که چی می خونه چون همش شاهکارهای ادبیات ماست و علاوه بر لذت از موسیقی از شعر هم میشه لذت برد یا مثلا وقتی ناظری گوش می‌کنی و داره از شعرهای مولوی می‌خونه
اما وقتی داری محسن چاووشی گوش میدی یا مثلا داری رپ گوش میدی باید یه دور گوش کنی ببینی این شعر چی داره میگه و بعد اگه واقعا دیدی حرفی که می‌زنه از نظر تو درسته گوش کنی.
حالا این قضیه رو می خوام ربط بدم به یه قضیه دیگه،‌چند وقت پیش یه مطلب می‌خوندم در مورد اینکه آدم‌های این دوره زمونه کلا به تغذیه جسم و روح اهمیت نمی‌دن که چی هست و فقط می خوان باشه! یا به کیفیتش اهمیت نمی‌دن بلکه کمیتش براشون مهمه، نه اینکه فقط توجه نمی‌کنن چه موسیقی گوش می کنن، توجه نمی‌کنن چه غذایی می خورن یا کی غذا می خورن، یا توجه نمی‌کنن که چه منظره‌هایی می‌بینن(مثلا ترافیک شهر برای چند بار در روز!) و چه صحنه هایی نمی بینن(کوه و دشت و کویر و …). بعد که خوب حلاجی کردم دیدم راست میگه ما تنها چیزی که برامون اهمیت نداره همین‌هاست فقط داریم عمر رو می‌گذرونیم بدون اینکه توجه کنیم! از من به شما و صد البته به خودم نصیحت که کمی با توجه بیشتر زندگی کنیم!
حالا برای اینکه احیانا این مطلب باعث از بین رفتن محبوبیت محسن چاووشی نشه(!) لینک سایت مربوط به آلبوم یه شاخه نیلوفر رو که تونست مجوز بگیره و توزیع بشه براتون می‌زارم، اما باز تاکید می کنم وقتی رفتید لوح فشرده‌شو خریدید،اول توجه کنید بعد آهنگ‌هایی که مناسب بود گوش کنید! قصد داشتم نمونه هایی از شعرها رو بزارم که روشن‌تر بشه چی میگم اما فعلا که فرصت نیست، اگه شد این کار رو می‌کنم.
یه شاخه نیلوفر
محسن چاووشی

Categories: موسیقی Tags:

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست!

امروزه ترانه‌های پاپ غم‌انگیز! شده چیزی که همه گوش می‌دن و همه بهش علاقه دارن! (منظور از همه اکثریت هست!) ، برای همین مرور کردن ترانه‌های سنتی دهه گذشته خالی از لطف نخواهد بود ، در مورد غم‌انگیزی و نا امید کنندگی موسیقی‌های پاپ امروزی در جای خودش خواهم نوشت، فعلا می‌خوام یکی از ترانه‌های استاد شجریان رو براتون بزارم. شعر این ترانه از حافظ هست و هر بیتش آدم رو به تفکر فرو می‌بره!
اجازه بدید شعر رو با هم مرور کنیم:
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش    بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال    مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار  کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست   راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام    هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش
نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید    این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش
ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند    دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش
کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود    عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش
بعد از آشنایی بیشتر با موسیقی سنتی ایران، با هم دیگه سعی خواهیم کرد بررسی کنیم که هر کدوم از ابیات این شعر توسط استاد شجریان تو چه دستگاه ، گوشه و … خونده شده. فعلا از لینک زیر می‌تونید این ترانه رو در قالب یک فایل ۸مگابایتی با کیفیت ۶۴ تهیه کنید، اگه خواستید کل آلبوم استاد رو خریداری کنید، این ترانه از آلبوم بیداد هست.

Categories: موسیقی Tags:

موسیقی سنتی ایران ۱

نوشتن درباره موسقی سنتی ایرانی اون هم برای کسی که خودش تازه شروع به مطالعه در این زمینه کرده، شاید خیلی درست نباشه، اما به نظرم رسید مکتوب کردن چیزهایی که می‌خونم باعث می‌شه خودم هم بفهمم چی می‌خونم و از سوی دیگه یه جایی چیزهایی رو که یاد می‌گیرم داشته باشم، تا اگه لازم بود دوباره مرورشون کنم. چیزی از خودم نخواهم نوشت و مطالب نقل قول هستن و منابع هر مطلب هم آخرش ذکر می‌شه. خوب دیگه بهتره برم سر اصل مطلب.
تو این مطلب قرار هست با مفاهیم: ردیف، دستگاه ، گوشه و آواز و درآمد آشنا بشیم.
اگه بخواهیم به تاریخچه ماجرا نیگاه کنیم، قضیه به دوره ناصرالدین شاه قاجار برمی‌گرده و با قبل از اون کاری نداریم! در این دوره یک نوازنده تار بود به اسم میرزا علی اکبر فراهانی که یک داداش هم داشت به اسم آقا غلام‌حسین، این آقا غلامحسین یک سری چیزهایی به پسرهای میرزا علی اکبر یعنی میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله یاد داد که در واقع پایه اصلی موسیقی‌ای هست که امروز به عنوان موسیقی سنتی یا کلاسیک ایرانی شناخته می‌شه. در واقع بداهه‌نوازی‌های این دو تا استاد همون ردیف‌های معروف موسیقی سنتی ایران هست.
بنابراین اگه بخواهیم جمع‌بندی کنیم، در اواخر دوره قاجاریه موسیقی سنتی ایران که سیستم مقامی داشت به سیستم ردیفی تغییر کرد. از ردیف‌های مشهور می‌شه به ردیف میرزا عبدالله – ردیف آقاحسینقلی – ردیف ابولحسن صبا – ردیف موسی معروفی – ردیف دوامی – ردیف طاهرزاده – ردیف محمود کریمی – ردیف سعید هرمزی – ردیف مرتضی نی داوود – و… اشاره کرد.

ردیف
ردیف شامل «دستگاه» ها, «آواز» ها و « گوشه» هاست. «گوشه» کوچکترین بخش موسیقی است که از جمع شدن آنها در کنار یکدیگر, «دستگاه» یا « آواز» ( که مجموع آنها را « مقام» های موسیقی می گویند) , بوجود می آید. دستگاه از دو واژی (دست)و (گاه)به معنای مکان، زمان و نغمه تشکیل شده و مانند لغت پهلوی ((دستان)) در موسیقی دوران ساسانی، به نوعی موسیقی که با دست اجرا می شود، اشاره می کند. دستگاه را به معنای وسیعتر می توان به راژمان (System) تعبیر کرد. چه از این حیث نیز موسیقی ایرانی به راژمان کامل یونانی شباهت دارد که در موسیقی قدیم یونان شامل دستگاههای دورین، فریژین، لیدین و ملحقات آنها مانند هیپودورین و هیپوفریژین و غیره بوده است.

دستگاه
یک دستگاه موسیقی از نظر قالب، قطعه ای کامل است و دارای قواعد و قسمتهای مختلفی است که با ساز و آواز اجرا می شود. در موسیقی غربی، معمولآ قطعاتی که به وسیله ساز یا ارکستر نواخته می شود با موسیقی آوازی فرق دارد. اما در دستگاه موسیقی ایرانی، آواز قسمت اصلی و مرکزی موسیقی است و قسمتهای پیشین آواز(پیش درآمد و چهار مضراب) و قسمتهای بعدی آواز(تصنیف و رنگ) در حقیقت به طور مقدمه یا خاتمه موسیقی، به آن بستگی دارد. موسیقی ایرانی دارای ۷ دستگاه و ۵ آواز است. آوازها خود نیز جزء دستگاههای دیگر محسوب می شوند ولی در عین حال چون گسترده اند, مستقل شده اند. دستگاهها عبارتند از: شور, سه گاه, چهارگاه, همایون, ماهور, راست و پنجگاه و نوا و آوازها نیز عبارتند از: دشتی, افشاری, ابوعطا, بیات ترک و بیات اصفهان. بطوریکه چهار آواز اول (بعلاوه بیات کرد به عقیده برخی اساتید), از ملحقات دستگاه شور و آواز بیات اصفهان نیز جزء دستگاه همایون محسوب می شوند.
دستگاه شور را مادر آوازهای موسیقی ایرانی نام نهاده اند، و علت آن هم وجود ملودیهای متنوع مناطق مختلف ایران در این دستگاه می باشد. آوازهای ابوعطا یا دستان عرب، بیات ترک یا بیات زند، آواز دشتی یا چوپانی از ملحقات این دستگاه می باشند.
دستگاه همایون که آواز اصفهان را در بر می گیرد، با دستگاه شور کاملآ متفاوت است.
دستگاههای سه گاه و چهار گاه تا حدودی به یکدیگر شباهت دارند، اما دستگاه ماهور دستگاهی کاملآ متفاوت است، و گام آن با گام بین المللی مطابقت دارد.
دستگاه راست پنجگاه، قدیمی ترین دستگاه موسیقی ایرانی محسوب می شود که شباهت زیادی با دستگاه ماهور دارد.
بطوریکه برخی از بزرگان موسیقی، این دو دستگاه را یکی می دانسته اند، و آخرین دستگاه موسیقی دستگاه نواست که در بعضی قسمتها با دستگاه شور نزدیک می نماید.

آواز
آواز مجموعه ای از نغمه هاست که با ریتم آزاد، و برخی اوقات با وزن آمیخته با میزان اجرا می گردد. آوازها در اصل قسمتی از دستگاهها می باشند.
آواز بیات اصفهان : نی حسن ناهید

گوشه
در هر دستگاه و آواز تعدادی گوشه با اسامی مختلف به کار می رود. گوشه، جزء کوچکی از موسیقی است که به تنهایی استقلال ندارد، اما هر گوشه به آهنگ خاصّی خوانده و نواخته می شود و نوازنده و خواننده روی این گوشه ها بدیهه نوازی و بدیهه خوانی می کنند.
گوشه هایی که در یک دستگاه وجود دارند, در عین استقلال، دارای یک حالت مشترکی هستند که باعث قرار گرفتن آنها در یک دستگاه خاص خود می شوند. (نام گذاری گوشه ها, بر مبناهای مختلفی صورت می گرفته است که در آینده به آن اشاره خواهد شد)
در تاریخ موسیقی ایران بیش از یک هزار کوشه متداول بوده است که امروزه فقط  حدود یکصد و پنجاه گوشه در قالب هفت دستگاه و پنج آواز خوانده و نواخته می شود، و مابقی آنها در رهگذر تاریخ به فراموشی سپرده شده اند.

درآمد
طبق ردیف, هر دستگاه و آواز با «درآمد» آغاز شده و پس از اجرای گوشه های متعلق به آن در جایی به اوج خود می رسد ( به طور مثال گوشه عشاق, اوج آواز بیات اصفهان و گوشه های عراق نیز اوج دستگاه ماهور است) و سپس با قطعه ای ضربی که به آن «رنگ» می گویند, به پایان می رسد. قطعات ضربی ای نیز از گذشته هنوز در ردیف باقی مانده اند که ابداع کننده های آنها مشخص نیستند ( مانند ضربی گرایلی, یک چوبه, رنگ نستازی و…). بعدها, قطعه ای نیز معمول شد که آنرا قبل از درآمد می نواختند که به «پیش درآمد» معروف شد.
درآمد آواز ابوعطا : تار هوشنگ ظریف

سئوالی که اکنون به ذهن می رسد این است که چگونه می توان دستگاهها را از یکدیگر متمایز نمود ؟ در مطلب بعدی به این موضوع خواهم پرداخت.
منابع:
ویکی‌پدیا
گل‌های رنگارنگ
چهارمضراب

Categories: موسیقی Tags: