امروز مثل خیلی وقتای دیگه دو نفر رو دیدم که طلبیده شدن
ظهر یه دانشجو تو ایران زمین طلبیده شده بود بره مشهد
و عصر هم تو خونه یکی طلبیده شده بود بره قم
ولی من نه، مدت زیادی میشه که من طلبیده نشدم
دلتنگم، یعنی میشه امسال من یه بار دیگه طلبیده بشم برم نجف؟ کربلا یا حتی همین جمکران … ؟!؟ یا اینکه طلبیده بشم دوباره برم مکه؟!؟
برای طلبیده شدن رفتن غیر حضوری بیشتر دلتنگم، کم کم داره سه چهار سالی میشه که غیر حضوری طلبیده نشدم، دیگه حتی خلوتی هم نیست، بس که قدر ناشناس بودم و ….
راستی امروز (که هفت دقیقه از شروعش میگذره) عیده، عیدتون مبارک، برام دعا کنید خیلی زیاد، خیلی احتیاج دارم به دعا، تو بد وضعیتی هستم، این قدر بد که هیچ وقت نمی تونستم تصورش رو بکنم، ان شاء الله فردا یه عیدی خوب میگیرم وهم یه کم صبرم بیشتر میشه و هم یه بخشی از مشکلات از رو دوشم میرن کنار.
پدرم، با صفای وجودت، سنگینی سکوتت، نجابت و غرورت ، و با زمزمه کلامت در جذبه محراب، گستره وسیع جنت در روی زمین هستی و همواره دعایت رمز موفقیت ماست
امشب شب آرزوهاست یا همون لیلهالرغائب. اولین شب جمعه ماه رجب.
نمیدونم حکمت این نامگذاری دقیقا چی هست هر چند چیزهایی در موردش خوندم ، اما خودم عقیده نسبتا متفاوتی دارم. میدونم که رجب، شعبان و رمضان سه ماهی هستند که برای عبادت و خودسازی خیلی مناسب هستند، برخلاف یکی از دوستانم که اعتقادی به روز و ماه و شب و این چیزا نداره و میگه اگه میخوای عبادت کنی چه فرقی میکنه؟ هر شب میتونه شب قدر باشه! البته تا حدی درست میگه، هر شبی که آدم سیمش وصل بشه میتونه شب قدر باشه، شبی که مقدرات آدم عوض میشه، اما مساله این هست که وقتی یه شب رو گذاشتن برای سیم وصل شدن، احمقانه هست که اون شب رو از دست بدیم و یه شب دیگه برای اتصال جون بکنیم! ادامه ی نوشته
نمیدونم سریال ماه عسل رو که تو تعطیلات پخش میشد نگاه میکردین یا نه، اما خوب من با یه نکته خاص تو این سریال کار دارم. اون چیزی که همین قسمت امروزش مشخص کرد. بزارید خلاصه قضیه رو برای اونایی که ندیدین بگم، یه چک سفید امضاء از شخص آ ، پیش شخص ب بود و شخص آ تو قرعه کشی بانک برنده جایزه شد، در واقع شخص ب اون چک رو با کلاهبرداری از شخص آ گرفته بود تا جایزه اونو بالا بکشه.
آخرهای داستان شخص آ این قضیه رو فهمید مثلا امشب فهمید و فردا صبح قرار بود جایزه به حسابش واریز بشه و شخص ب هم آماده بود که صبح زود بره بانک و جایزه اونو بگیره و بره، حالا عکسالعمل افراد مختلفی که این فیلم رو میدیدن جالب بود و اکثرا در عین حال که به خاطر بازی زیبا و احساسی، با شخصیتهای مختلف داستان هم حسی پیدا کرده بودند، داشتند میگفتند که چرا این شخص آ زنگ نمی زنه تهران که یکی بره جلو حساب رو ببنده تا شخص ب نتونه بره پول بگیره و از این بابت حرص میخوردن و به شخص آ بابت خنگ بودنش بد و بیراه میگفتن!
اما شخص آ جایزه رو با حساب قرضالحسنه برده بود و شخص ب چک رو از حساب جاری داشت! یعنی هیچ خطری متوجه پول شخص آ نبود. اما کمتر کسی از افرادی که این سریال رو دنبال میکردن به این موضوع توجه کرده بود تا اینکه خود فیلم این موضوع رو روشن کرد و بعد همه از اینکه چطور به این نکته توجه نکرده بودن تعجب کردن!
در واقع اینجا اون اتفاقی که مورد نظرم هست افتاده بود، افراد در احساسات بازیگران فیلم و ویژگی های مثبت شخص آ غرق شده بودند و این اونها رو از درست تجزیه و تحلیل کردن ماجرا یا فکر کردن به این وجه ماجرا باز میداشت.
تو امتحانها هم گاهی پیش میاد که آدم همچین حالتی داشته باشه (وقتی دبیرستان بودیم با یکی از بچهها به این حالت میگفتین افتادن تو سوال!) یا تو آزمونهای سراسری پیش میاد که یه نفر به خاطر سخت بودن سوالات ریاضی همه درس ها رو از دست میده! خلاصه کنم بعضی وقتها ما تو چیزی که نباید عرق میشیم و این باعث میشه کارآیی لازم رو تو چیزی که باید نداشته باشیم.
یه خورده از بالاتر به ماجرا نگاه کنید، ما به این دنیا اومدیم واسه چی و الان غرق چی شدیم؟ خیلی هامون غرق آرزوهایی هستیم که هیچکدوم اونایی نیستن که باید، و همه عمرمون رو داریم صرف این آرزوها می کنیم و این باعث میشه در مورد اون موضوعات اصلی یا اصلا کارایی نداشته باشیم، یا کارآیی خیلی کمی داشته باشیم، یا اینکه حتی کارآیی منفی داشته باشیم! خلاصه باید حواسمون رو جمع کنیم که در چیزی که نباید غرق نشیم. امروز (شاید باید بگم فردا چون الان ساعت ۳ صبح هست، ولی خوب تاریخ وبلاگ تاریخ ۱۵ فروردین رو که فردا هست نشون میده!) ولادت امام حسن عسگری(ع) هست، اخبار شبانگاهی یه حدیث از ایشون نوشته بود که مضمونش این بود که چرا در کسب رزق و روزی که ضمانت شده هست غرق میشین و این از کارهایی که باید انجام بدین بازتون میداره؟ واقعا به این جمله فکر کنین، اگه کسی این جمله رو با تمام وجود باور کنه به نظرم زندگیش فوقالعاده عالی میشه.
خود حدیث رو پیدا کردم: امام حسن عسگری (ع) : «لا یَشْغَلْکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض» رزق و روزی ضمانت شده، تو را از کار واجب باز ندارد.
ولادت امام حسن عسگری رو هم به همه شما تبریک میگم. ان شاء الله که سالی که اولین روز کاریش با این تولد همزمان شده سال پر باری برای همهمون باشه و حداقل قسمتی از این حدیث رو با تمام وجود متوجه بشیم.
سیزده فروردین روز بسیار مبارک و فرخندهای است. عامه مردم چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن روز را نحس می دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانه خود کنار جویبارها و سبزه ها می روند و به شادی می پردازند! تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده فروردین نحس است. بلکه این روز را بسیار مسعود و فرخنده دانستهاند. مثلا در صفحه ۲۶۶ آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس آورده شده که در آن سیزده فروردین که تیر روز نام دارد کلمه ( سعد ) به معنی فرخنده آمده و به هیچ وجه نحوست و کراهت ندارد. بعدا چون سیزدهی تمام ماه ها را نحس می دانند به اشتباه سیزده فروردین را نیز نحس شمردهاند. وقتی درباره نیکویی و فرخنده بودن روز سیزدهم فروردین بیشتر دقت و بررسی کنیم مشاهده می شود موضوع بسیار معقول و مستند به سوابق تاریخی است. سیزدهم هر ماه شمسی که تیر روز نامیده می شود مربوط به فرشته بزرگ و ارجمندی است که ” تیر ” نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می گویند. فرشته مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهی نوروز را به پایان میرساندند.
سبزه گره زدن
افسانهی آفرینش در ایران باستان و مسالهی نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی دربارهی کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبیاء و گفته های مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بیرونی در کتاب آثار الباقیه بر پایه همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. مشیه و مشیانه که پسر و دختر دو قلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایهی ازدواج خود را بنا نهادند. این مراسم را بویژه دختران و پسران دم بخت انجام میدادند و امروز هم دختران و پسران نیت می کنند و علف گره می زنند! این رسم از زمان کیانیان تقریباً متروک شد ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است. در کتاب مجمل التواریخ چنین آمده ” اول مردی که به زمین ظاهر شد پارسیان او را کل شاه گویند. پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزدهی نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند به وجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند ” . همچنین کردهای ایران و عراق که زرتشت را از خود می دانند روز سیزدهم فروردین را جزو جشن نوروز به حساب می آورند.
با اندکی تغییر از فرهنگسرا
تصاویر سیزده بدر پارسال (۱۳۸۷) :
[nggallery id=1]