یک ترانه از زندهیاد ناصر
امروز ناصر حجازی رفت و حرفهای زیادی زده شد، از زاویه خوب یا از زاویه بد، اما من داشتم آلبوم دوستت دارم ناصر عبداللهی را گوش میدادم! آلبومی که تداعی میکند برایم، چیزهای زیادی را، آلبومی که از فردی هدیه گرفتم که اولین دوستت دارم زندگیم را به او گفتم، حدود ده یا یازده سال پیش! و او نخواست بگوید دوستت دارم، اما مدتی بعد آلبوم دوستت دارم را به من داد! آخرش هم تا روزی که روزگار جدایمان کرد این عبارت را به زبان نگفت، هر چند او هم دوستم داشت، اما جنس طرز فکر و دیدگاهمان کمی متفاوت بود، شاید هم …، روزگاری بود! چه بگویم که گفتنش مثنوی هفتاد من خواهد شد و همه جزئیاتی خواهند بود که فهمیدنشان جزئیات دیگری درباره من و زندگیام لازم خواهد داشت و این همه غیر خودم برای دیگری جذابیتی نخواهند داشت، ظاهرا فقط باید گفت یاد آن روزها به خیر!
چه بگویم از آن شبی که بنا بود بیدارش کنم، اما بیدار نشد، پا به پای من نیامد، و من هم نتوانستم تنهایی بروم، من هم ماندم، نه اینکه به خاطر او مانده باشم، نه، به خاطر بی همسفری ماندم، او بیدار نشد و دل من به خواب فرو رفت و دیگر بیدار شدنش به این آسانیها نبود، آن روزها، نبود دیگری که پا به پای من بیاید، یعنی بود اما من تشخیص ندادم و حالا هنوز فکر میکنم از آن روزها به بعد بی همسفر ماندهام و …. شاید اگر آن شب اتفاق دیگری افتاده بود، حالا من جای دیگری بودم و او هم … . اما این نقش را روی طرح نقاش بزرگ، من و او زدیم! و شاید هم آینده نشان دهد که این نقش که از خاطر من نرفته و نخواهد رفت، در جای خود نقش فوقالعادهای بوده، آن هم در آن سن و سال و …

بگذریم، در این روز که این ناصر رفت و من آلبوم دوستت دارم آن ناصر را گوش میدادم، از قضای روزگار فردا هم روز مادر است! روز میلاد یگانه دردانه رسول مهربانی(ص)! دیدم انگار همه چیز دست به دست هم داده تا یکی از آهنگهای آلبوم دوستت دارم ناصر عبداللهی را برای مرور اینجا بگذارم، بخوانید و اگر دوست داشتید گوش بدهید و فاتحهای هم برای این دو ناصر بفرستید.
از آب نه، از مهر آب میگویم
از فاطمه که همیشه فاطمه است
…
یا فاطمه بنت نبى، اى همدل و جان و على، اى تاج نور دنیا، یا زهرا
یا فاطمه سرخدا، اى گوهرِ تاج وفا،اى باشکوه، اى والا، یا زهرا
اى دخت گل! اى یاسمین، اى اسوه زن در زمین
اى آسمان از تو متین، اى آسمان از تو متین
یا فاطمه بنت نبى! عشق محمد با على
….
اولاد آب و علاقه
گهواره بان بی خواب یتیمان خستهام
مولا زن بی مزار من
یا فاطمه بنت نبی
…
غیرت حسین از شیرهجان تو نوشید
شیرخدا تا پاى جان بهر تو کوشید
شمع تو از شیران حق پروانهها ساخت
از زینب زهرا نشان افسانهها ساخت
یا فاطمه بنت نبى، اى همدل و جان و على، اى تاج نور دنیا، یا زهرا
مریم گل آراى مسیح چون ژالهی تو
باغ نجابت خرم از آلالهی تو
ام ابیها! ام نور! اى بىنهایت!
اى مظهر شور و شرف، شرم و شفاعت!
یا فاطمه بنت نبى، اى همدل و جان و على، اى تاج نور دنیا، یا زهرا
حسن براى عشق دین مهر تو افروخت
حسین براى حفظ دین قهر از تو آموخت
یا فاطمه! یا فاطمه! یا طاهره! مطهره! اى تو صدیقه! زکیه! ام ابیها! زهرا!
یا فاطمه! یا فاطمه! یا مرضیه! یا راضیه! اى شان کوثر مهر تو!
اى هر چه دریا! زهرا!
اگر چیزی را دوست داری…..بگذار برود اگر به سوی تو بازگشت واقعا می خواهد مال تو باشد.
سلام محسن جان
اولا عاشق نوشته هاتونم یعنی از ادبیات نوشتنتون خوشم میاد دوما شما فقط کسانی که میشناسیشون رو بهشون جواب می دی؟بهم برخورد
@دوست
جناب دوست، اولا نظر لطف تون هست.
دوما، نه، هر جا حس کردم جواب میخواد جواب دادم، اما گاهی کامنت، خودش یه متن بوده که جوابی نمیخواسته، منم نظری نداشتم که کامنت رو تکمیل کنه، برا همین جواب ندادم.
اگه کامنت خاصی از شما بی جواب مونده به بزرگی خودتون ببخشید.
راجع به جملهای که نوشتین: «اگر چیزی را دوست داری…..بگذار برود اگر به سوی تو بازگشت واقعا می خواهد مال تو باشد.», بعد اون شبی که تو متن حرفش زده شد، اتفاقهای زیادی افتاد و سه چهار سال بعد من یه آزمایش از اون دوستم گرفتم که تو آزمایش قبول نشد، هنوزم دوستش دارم، ولی خوب مجبور شدم احساساتم رو محدود کنم، که البته رفتار منطقی هم همین بود، خیلی چیزا هست که شاید بعدا در این مورد بنویسم و جزئیات بیشتری مشخص بشه، شاید هم برای همیشه تو دل خودم بمونند و بعد با خودم ببرمشون پیش نقاش بزرگ و حکمتهاشون را بفهمم و … .