وقتی فقط به جیب خودمان فکر میکنیم!
چند وقت پیش بود، فکر میکنم چند ماهی ازش گذشته باشه، مثل امروز جمعه بود و صبح تو خونه نشسته بودیم پای تلویزیون، اگه درست یادم باشه یه برنامه بود که از شبکه یک در مورد فوتبال پخش میشد و فتح الله زاده (مدیر عامل سابق استقلال) مهمون برنامه بود. داشتند در مورد راهکارهای مستقل شدن باشگاهها حرف میزدند، هر نظری که این آقا میداد از این جیب به اون جیب کردن پول بود. از گرفتن حق پخش تلویزیونی تا فروش محصولات با آرم باشگاه و … همه و همه گرفتن پول از مردم کشور و صرف کردن اون برای یه باشگاه بود، تازه مردمی که پول ازشون گرفته میشد قشر متوسط و پایین جامعه بودند و قشری که پول بهشون داده میشد قشر مرفه جامعه!
مجری برنامه با چندتا کارشناس و مدیر عامل باشگاه و … هم تماس گرفت و همه و همه از همین دست نظرها میدادند، ما هم به نوعی داشتیم درباره این موضوع تو خونه حرف میزدیم، نکتهای که نظر منو به خودش جلب کرد در وهله اول کشورهایی بود که این افراد برای مقایسه انتخاب کرده بودند: آلمان، ایتالیا،انگلیس،اسپانیا و … و اثری از برزیل یا کشورهای آفریقایی نبود، من یه کم فکر کردم دیدم واقعا کشوری که در این مورد باید باهاش مقایسه بشیم اروپاییها نیستند، بلکه کشورهایی مثل برزیل هستند و نکته مهم در راهکار درآمدزایی اونها توجه به بازار خارجی بود تا به جیب مردم خودشون. تو همین موقعیت فعلی با فروش یه بازیکن به کشورهای عرب همجوار مبلغ زیادی عاید باشگاهها میشه، کافیه مثلا به عنوان نمونه مهرداد اولادی رو در نظر بگیریم که اون موقع چه مبلغی به پرسپولیس برای دو سال بازیش تو امارات داده شد و … .
از یه طرف دیگه اگه به روزهای اوج فوتبال ایران نیگاه کنیم همون روزهایی هست که ما بازیکنهای زیادی صادر میکردیم و مثل الان لیگ کشورمون بیست سی درصد بودجهاش صرف بازیکن و مربی خارجی نمیشد! در واقع زاویه دید ول کردن جیب خودمون و رفتن سراغ جیب دیگران در دیدگاه مدیران مفقود بود، در صورتی که یه باشگاه به جای ایستادن و پافشاری بر اینکه من ۳۰ میلیون هوادار دارم و اینا اگه سالی فلان مبلغ رو بدند، فلان مبلغ عاید من میشه، با فروش سه یا چهار بازیکن در فصل می تونه نیمی از هزینههاش رو تامین کنه، اینجا اتفاقا نرخ برابری پول به نفع ما خواهد بود و با مبلغ فروش اون چند بازیکن میشه چند برابر بازیکن خرید!
بگذریم، اصلا موضوع اصلی که میخواستم در موردش حرف بزنم فوتبال نبود! میخواستم در مورد سبک نگاه ایرانیها حرف بزنم، چند روز پیش تو یه جلسه که مربوط به یه پروژه ملی میشد یه بنده خدایی میخواست با مقایسه گوگل و امثال اون با پروژههای تعریف شده تو ایران مشکل رو پیدا کنه، اینکه چرا ما تو آی تی پروژه اون اندازهای نداریم، البته اونجا چون جلسه در مورد این موضوع نبود بحث چندانی روش نشد، اما من بیرون که اومدم خیلی به این موضوع فکر کردم که مشکل از کجاست، صد البته بخشی از مشکل که در نگاه اول توجه همه رو جلب میکنه موقعیت کشور هست ما راحت نمیتونیم با مردم کشورهای دیگه داد و ستد کنیم، اما به نظرم این بین ۳۰ تا حداکثر ۵۰ درصد قضیه رو تشکیل میده، درحالیکه اینکه ما همه فقط به جیب هموطنامون توجه میکنیم خیلی بیشتر موثر هست، قطعا بیش از ۵۰ درصد! همهی تولیدکنندگان نرمافزار میخوان چیزی بسازند که به عدهی بیشتری بفروشند و این عده هموطنای خودشون هستند! خیلی خیلی محدود هستند افرادی که از اول هدف شون بیرون مرزهاست، تو بازار سخت افزار هم همینطور هست، همه دارند میگردند ببینند چی وارد کنند که سود بیشتری عایدشون بشه و مشتری بیشتری داشته باشند و تو مدت کمتری به سود بیشتری برسند و … .
به طور خلاصه تو صنعت فناوری اطلاعات تقریبا تعداد افرادی که دارند فکر میکنند چی بسازند که از بیرون یه پولی وارد کشور بشه صفر هست! البته بازم در این مورد همون ایراد نبود زیرساخت و وجود مشکل برای داد و ستد با کشورهای دیگه وارد هست، اما خوب اگه کسی واقعا دنبال یه کاری باشه راهش رو پیدا میکنه، نمونهاش هم همین واردات هست که افراد بالاخره راهش رو پیدا میکنند. اونایی که کشورهاشون الان صادرات بالایی داره،هر کشوری رفتند سعی کردند ببینند اونجا مردم به چی احتیاج دارند و چی بازار خوبی داره تا بسازند و صادر کنند و بر عکس مردم ما هر جا که رفتند دنبال این بودند که چی تو کشور خودشون بازار خوبی داره و چی وارد کنند و با خودشون بیارند که سود خوبی نصیبشون بشه، خلاصه یکی از مشکلات عمده این هست که فقط به جیب خودمون فکر میکنیم و حتی گاهی اصلا جیبی برای دیگران متصور نیستیم!!!
یکی از جاهایی که باید طرز فکر افراد شکل بگیره دانشگاههاست و تو نوشتههای بعدی میخوام به این موضوع بپردازم که ساختار دانشگاهها باید چه تغییری بکنه تا بشه وارد فضای فکری دیگهای شد و از یک واردکننده به یک صادر کننده و صد البته به یک وارد نکننده تبدیل شد.