شراکت یا تنهایی؟!؟
چند وقتی میشه که قصد داریم کارمون رو رسمیتر کنیم تو پستهای قبلی هم گفتم! اما کم کم دارن نا امیدم میکنند، هی با خودم میگم تنهایی کار کردنم هم بد نیست ها! بعد دوباره میگم نه زندگی این مدلی اون زندگی نیست که من دوست دارم! الان چند هفته میشه که میخوایم بریم مغازه بگیریم و پروانه کسب و شرکت و … ، همهاش باید پیگیری کنم و دوستان بگن که کار دارن، جالبه که انگار من اصلا کار ندارم! هر دفعه هم که باهاشون حرف میزنی یه پله ناامیدت میکنند، اون یکی میگه میخوام برم فلان جا کار و اون یکی هم که رفته تهران و بر هم نمیگرده! انگار آخر این شراکت تنهایی هست، اما تنهایی رو دوست ندارم! کاش میتونستم درست تجزیه و تحلیل کنم و تصمیم بگیرم که الان باید شراکت رو با فشار هم که شده برد جلو یا اینکه بی خیال شد و رفت سراغ تنهایی، یا اینکه یه مدت بی خیال شد تا دوستان پیگیری کنند یا …؟!؟ خدا ان شاء الله به زودی مسیر درست رو برامون مشخص میکنه، به خصوص که این به تاخیر افتادنها نمیتونه بدون حکمت باشه و … .