تولد هادی و …
امروز ۷ اردیبهشت بود تولد هادی!
یکی دو روز پیش هادی زنگ زد (البته فکر میکنم به خاطر مشکل سرور زنگ زده بود) اما من مجلس ترحیم یکی از اقوام بودم و نتونستم جواب بدم، امروز صبح حدود ساعت ۱۰ و اینا بود که باید میرفتم جلسه و یکی از بچهها اومد و گفت بناست یه فایل صوتی برای هادی درست کنییم و حسین بفرسته، اگه میخوای تو هم یه فایل ضبط کن و قبل از ظهر بفرست برا حسین! متاسفانه باید میرفتم جلسه و فرصتی نبود برا صدا ضبط کردن.
عصر که اومدم خونه تو دلم بود که حتما یه چیزی برا هادی بنویسم. میخواستم عکس روز تولدش رو بزارم تو سال ۱۳۸۹ که درست از فرداش من رفتم آپا سر کار (اون سال ۱۰ اردیبهشت تولد گرفته بود که روز جمعه باشه و من دقیقا از ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ تو آپا کارم رو شروع کردم) و همین طور عکسی که پارسال برا تولدش درست کردم (انگار همین دیروز بود …) اما متاسفانه یا خوشبختانه VPN راه نداد و من به هیچ کدوم از این عکسها دسترسی پیدا نکردم که بزارم شون اینجا و فقط دو سه ساعت با VPN کشتی میگرفتم! نهایتا برای اینکه دوست دارم عکس بزارم از اوائل کارم تو آپا، یه عکس میزارم از آبان ۱۳۸۹ که جلوی در مرکز اطلاع رسانی با هم گرفتیم.
تو ذهنم همینطوری داره خاطره مرور میشه از اولین روزی که هادی رو تو دانشگاه صنعتی اصفهان دیدم، تا انجمن علمی و روزی که من همین طوری رفتم تا رای بدم، تا همایش اسمبلی کامپیوتر، تا جشنواره نرمافزاری سمپاد، تا شبهای امتحان و درس خوندن من و حسین و محمدرضا که گاهی هادی هم کنارمون بود، از درس مهندسی نرمافزار ۱، از رفتن خانه سالمندان صادقیه، از مسابقه برنامه نویسی دانشجویی و بالاخره از آپا …
تولدهای هادی هم تو این سالها همه خاطره بودن و امسال سال اولی هست که من تولد هادی دعوت نیستم … دلم براش خیلی تنگ شده ان شاء الله که هر جا هست موفق باشه و هر روز هم موفقتر بشه …
دوست داشتم در مورد آپا هم بنویسم، از اتفاقاتی که با رفتن هادی افتاد و اتفاقات بعد از اون و اتفاقاتی که داره می افته و … اما وضعیتی که الان دارم اجازه نمیده، در واقع من با رفتن تو این پروژه کذا از آپا دور شدم و خیلی نقشی ندارم و نقشم محدود هست به همین پروژه و تازه ممکنه به اقتضای این پروژه دورتر هم بشم … با این اوصاف بهتر هست کسایی در مورد آپا بنویسن که الان تو متن تصمیمها هستند، البته اگه براشون مهم باشه …

اولین سال نیست که دعوت نیستید که! قبل از دوستیتون هم شما توی تولداش نبودید!!!
@خوشمزه
اوم! آره خوب راست میگین! همین طوره!
عاشقی هست دیگه! هوش و حواس برا آدم نمیزاره!!!