ازدواج و پیچیدگیهاش!
ازدواج کردن افراد سبک و سیاقهای مختلفی داره. بعضیها تو محیط اطراف یکی رو می بینن و از نظرهای مختلف به دل شون میشینه و بعد باهاش ازدواج میکنن. بعضیها سعی میکنند اون فرد رو با یه سری ملاک هم بسنجن، بعضی ها هم قبل از ازدواج (با یا بدون اطلاع خونواده – سالم یا ناسالم) مدتی هم با هم سر میکنند تا شناخت شون کامل تر بشه و …
بعضیها اما به هر دلیل یه کم پخته تر میشن و دور ورشون هم کسی که به ملاک و معیارشون بخوره نیست، یه خورده ازدواج براشون سخت میشه! باید منتظر باشند تا کسی رو بهشون معرفی کنند که به معیارهاشون نزدیک باشه و بعد توکل به خدا با چند تا جلسه حرف زدن جمع بندی کنند و تصمیم بگیرند …
برای آدمی که تو یه خونواده سنتی-مذهبی بزرگ شده و یه مقدار هم سنش بالا رفته و پخته تر شده و خیلی نمیتونه به یه حس ظاهری بها بده، ظاهرا حالت دوم کاملا مقبول و اجرایی هست. این وسط چیزی که خیلی پیچیده هست، بحث معیارهاست! هر کسی یه ایدهآلی داره تو همه بعدها اما خودش لزوما به اون ایدهآل نرسیده و چه بسا مواردی که خیلی هم ازش دور هست، اما وقتی میخواد معیار انتخاب کنه میره سراغ ایدهآلها و نمیتونه از ایدهآلها بگذره. حالا این نگرانی هست که اگه نتونست بعدا هم خودش رو با ایدهآلهایخودش وفق بده چی میشه؟!؟ اگه هم ایدهآلها رو بی خیال بشه و بره با یکی مثل خودش که از نظرهایی از ایدهآلهاش انحراف داره ازدواج کنه، این نگرانی هست که هیچ وقت از اون انحراف به سمت ایدهآل حرکت نکنه و چه بسا انحرافش هم بیشتر بشه …
حقیقتا موضوع پیچیده هست و فقط میشه به خدا توکل کرد و به «الخیر فی ما وقع» …
محبت قطعاً اولین و بزرگترین چیزی هست که توی ازدواج دنبالش هستیم، اما اما اما این ایده آل گرایی سرپوش میگذاره روی اون و نمیگذاره واقعیتش رو ببینیم. محبته وقتی اومد چه از راه همون دیدن بیرون از محیط خانواده و به دل نشستن و چه توی و با دخالت خانواده همه ی این گرایش ها برای ازدواج کنار میره. سعی نکنید در ازدواج مهندس وار برخورد کنید، چیزی که توی ازدواج احتیاج دارید قطعاً همون محبته است، اونو دریابید. گاهی یک خصیصه ی کوچیک از یک نفر میتونه آدمو دیوانه وار به سمتش سوق بده، این دیدن اون خصیصه ی کوچیک و زوری چشم نبستن روی اون برای من ارزش داره و داشت. برای همین از ازدواجم کاملاً راضیم.
@محمد امین
میشه بیشتر توضیح بدین؟ مثلا اگه یکی به یکی دیگه حس عمیقی داشت (تحت عنوان همین محبت ذکر شده تو حرفای شما) اینکه خانواده طرف کی هستند و چه فرهنگ و سطح مالی دارند و … رو بزاریم کنار و بهشون توجه نکنیم؟
سلام
شما مساله و نکته فوق العاده مهم و حساسی را مطرح کردید که به نظر من نمیشه تک بعدی بهش نگاه کرد شما با توجه به شرایط فعلی و ایده آلهایی که دارید قطعا ملاک های مهمی هم برا انتخاب مد نظرتون هست شکی نیست که مهر و محبت یکی از ملاکهای و ملزومات یک ازدواج موفقه اما به نظر من اصلا کافی نیست چه بسا گاهی وقتا دو طرف خیلی نسبت به همدیگه علاقه دارند اما در زمینه همون ایده آلهایی که شما اشاره کردید چندان تناسبی با هم ندارند و حتی شناختی هم از ایده آلهای همدیگه ندارند مسلما ابتدای آشنایی به واسطه همون مهر و محبت که گاهی به عشق هم تبدیل میشه دوطرف را مثل دو قطب آهنربا در میدان هم محکم نگه میداره و ظاهرا مشکلی هم به چشم نمیخوره هر چی هست محبت است و عشق و برو و بیا و هدیه و گل و…….اما واقعیت اینها نیست همین دو تا آدم عاشق وقتی دوران چل چلیشون تموم شد و وارد متن زندگی شدند و به مرور مرتب با تفاوتها مواجه شدند ناخوآگاه محبتهاشونم تحت تاثیر همین تضادها قرار میگیره و چه بسا کم رنگتر بشه البته خیلی ها هم با مدیریت خوب نمیذارن این اتفاق بیفته و یا اونقدر محبتشون عمیق و خالصانه هست که حاضرند شرایطی را برا طرفشون و یا خودشون فراهم کنند که ایده آلها پر رنگ دیده بشه و شرایط برا تحقق اونها فراهم بشه اما این حالت هم کم اتفاق افتاده هم خیلی سخته و لازمه اش اینه که دو طرف پخته باشند و بفهمند احترام به ایده آلها و ملاک های همسر یعنی چه…..هر کسی برا خودش آمال و آرزوهایی داره و چون میدونیم ازدواج یعنی به دست آوردن یک بال کمکی برای اوج گیری و رسیدن به آرزوها پس نمیشه فقط با عشق و محبت بدون در نظر گرفتن سایر ابعاد اونهم در شرایطی که شما ذکر کردید اقدام به ازدواج نمود مگر اینکه طرف پتانسیل بالایی داشته باشه و بتونه بعدا با تلاش و کوشش در کنار حمایت های عاطفی و مالی و …شما به خوبی نقش اون بال کمکی را ایفا کنه در این حالت یه کم باید کمتر سخت گیری کرد و توکل به خدا نمود در غیر این صورت محبت تنها ملاک کافی برا شروع و ادامه یک زندگی موفق نخواهد بود مثلا همون مواردی که شما پرسیدین مثل توجه به فرهنگ و سطح مالی و نوع خانواده و….. اینها همشون مهمند نمیشه بهشون توجه نکرد و کنارشون گذاشت منتهی یه موقعه اس که مثلا شما از این لحاظها با طرف اختلافهایی دارید این اختلافها همه جا هست و طبیعی اما چیزی که شما باید بهش توجه کنید نحوه حل و فصل این اختلافهاست و نحوه برخورد و کنار اومدن شما و طرف و خانواده های شما با این موضوعه خیلی ها از همین لحاظها با هم اختلاف داشتند اما چون تونستند به خوبی اختلاف را تعریف کنند و در جهت تقویت زندگی ازش استفاده کنند و این موارد مانع مهمی برا ازدواجشون نشده و اتفاقا نوعی تنوع سازنده هم به حساب اومده البته نکته خیلی هست هم مهم و هم ظریف و اینجا نمیشه حکم کلی داد چون شرایط سنی و شرایط خانوادگی و شرایط روحی و عاطفی و اقتصادی و ….. افراد باهم فرق داره همیشه استثناهایی هم وجود داره مثلا کسانی هستند که در وهله اول نسبت به هم عادیند اما بعد از جاری شدن خطبه عقد تازه محبتهاش اوج میگیره و روز به روز هم بیشتر میشه و این به دلیل همون قشنگی های اخلاقی و عاطفی و احترامیست که دو طرف به احساسات و ملاکها و ایده آلهای همدیگه میذارن
به نظر میرسه جناب نوروزی شما برا اینکه از سر درگمی دربیاین و پیچیدگی ازدواج براتون کمتر بشه باید ایده آلها و ملاکهاتون را خوب تعریف کنید و حد و مرز و افق اونا را معلوم کنید طبق اون سعی کنید نزدیکترین و موفق ترین انتخاب را داشته باشید……. این را هم بگم شما کاملا حق دارید و در شرایط شما انتخاب فوق العاده حساس اما باز هم سخت نیست
یه مطلب جالب یه بار خونده بودم حیفم اومد ازش بگذرم متناسب با مطلب فوق
” ارتباط عاشقانه در ازدواج مانند قایق رانی در میان امواج خروشان است که تنها با عشق به قایق رانی نمی توان از آن به سلامت گذشت ما نیاز به لنگری از عشق داریم تا پیوندمان را محکم کند نیاز به سازگاری و توافق داریم تا حلقه نجات ما باشد و نیاز به یک قطب نما داریم تا بدانیم که دو نفری به چه سمتی باید پارو بزنیم تا از حوادث به سلامت عبور کنیم”
پسر و دختری که عاشق یکدیگرند مانند دو نوازنده اند که هر کدام ساز دیگری را بسیار زیبا و دلنشین میبیند اما بعد از ازدواج این دو نفر باید با هم یک آهنگ و یک موسیقی را ارائه کنند و این غیر ازهنر نوازندگی نیاز به هماهنگی نیز دارد و عنصر هماهنگی چیزی فراتر از عشق است و این هماهنگی چیزی است که همان هنر برقراری ارتباط است که تا حد زیادی نیز قابل یاد گیری است و چه بسا با آموختن این گونه مهارتها موفقیت در امر ازدواج افزایش یابد”
روابطی که مناسب ازدواج نیستند:
۱- رابطه ای که شما بیشتر عشق می ورزید
۲-رابطه ای که شما کمتر عشق می ورزید
۳-رابطه ای که در آن احساس می کنید فرد مقابل نیاز به تغییر دارد
۴- رابطه ای که می خواهید در آن دیگری را نجات دهید
۵- رابطه ای که در آن به همسر آینده خود به چشم یک الگو یا آموزگار نگاه میکنید
۶- رابطه ای که به دلیل چند ویژگی خاص ایجاد شود و تداوم یابد
۷- رابطه ای که به دلیل یک تفاهم خاص ایجاد شود و تداوم یابد
۸- رابطه ای که به دلیل لجاجت و سرکشی با خانواده ایجاد شود و تداوم یابد
۹- رابطه با کسی که در تضاد کامل با معشوق یا نامزد قبلی باشد
۱۰- رابطه با فردی که با یک نفر دیگر است
ملاکها و معیارهای ازدواج موفق :
۱- قبل از ازدواج هر دو نفر باید مستقل و پخته باشند
۲- هر دو نفر به همان اندازه که دیگری را دوست دارند خودشان را نیز دوست داشته باشند
۳- هر دو نفر بتوانند همانگونه که از با هم بودن لذت میبرند از تنها بودن نیز لذت ببرند
۴ هر دو نفر در شغل و حرفه خود ثبات داشته باشند
( پروفسور اولسون استاد دانشگاه مینه سوتا )
@آشنا
@آشنا
ممنون از کامنت هاتون ولی در مورد چیزی که نوشتم نظری نداشتین؟ اینکه ممکن با ایدهآلهامون فاصله داشته باشیم و حالا که میخوایم معیار انتخاب کنیم انتخاب ایدهآلهامون به عنوان معیار و یا انتخاب وضعیت فعلیمون به عنوان میعار هر کدوم مشکلات خودش رو داره …
سلام
سوالی را که شما پرسیدین و در مطلب بالا هم بهش اشاره کردید در دید اول خیلی خیلی کلی هست و شاید از نظراتی مبهم شما موضوعی در ذهنتون هست که نیازه از ابعاد مختلف بهش پرداخته بشه در این میان کافیه شما با یه فرد مجرب موضوعتون را در میان بذارید گاهی دیگران از فراسو میتونن به مسائل ما دید واقع بینانه تری داشته باشند و حتما میتونن شناخت کامل از موقعیتی که ما درش قرار گرفته ایم را بهمون بدن این شناخت مثل یک نقشه اس نقشه ای که مسیر درست رسیدن را از بالا به ما نشون میده ….از این توصیه که بگذریم چیزی که من میتون در پاسخ به سوال شما بگم اینه
گاهی ما ناخواسته پیرو قانون همه یا هیچ هستیم اما خودمون متوجه نیستیم و گاهی هم زیادی میخوایم دو دوتا چهارتا کنیم خب مسلما دچار سردرگمی میشیم برا خود من این اتفاق زیاد افتاده ….. در امر ازدواج گاهی اصلا قرار نیست معیارهای آنچنانی انتخاب کنیم و گاهی هم ایده آلهای ما اصلا ایده آل نیستند بلکه همون خواسته های طبیعی و عادی ما هستند که داریم باهاشون زندگی میکنیم چیزهایی که یه مقداریش را الان در دست داریم و بهش رسیدیم و یه مقداریش را طبق شرایط آینده بهش خواهیم رسید بنابراین خیلی تو این قضیه گیر نکنید همین که سبک و سیاق زندگی شما معلومه و اطرافیان شما میدونن شیوه بارز زندگی شما چطوریه این یعنی همون ایدهآلهای شما پس ایده آلهای شما با معیارهای انتخاب شما و شرایط و موقعیت فعلی شما تنیده در همند بنابراین به نظر نمیاد شما باید از چیزی فاصله بگیرید و اگر واقعا قراره فاصله بگیرید باید سبک زندگیتون را تغییر بدید و این تقریبا شدنی نیست و چون شدنی نیست ازدواج نکردن بهتر ازاینه که آدم مجبور بشه به سبکی زندگی کنه که هیچ سنخیتی باهاش و با معیارها وایده آلهاش نداره
همه آدما تلاش میکنن برا زندگی بهتر و مسلما خیلی ها با تلاش و کوشش و استعدادی که دارند سریعتر میتونن به زندگی بهتر از قبلشون دست پیدا کنن اگر شما با این دید زندگی میکنید پس مطمئنا در انتخاب شریک زندگی باید دنبال کسی بگردید که بتونه به مرور شما را به سمت اون شرایط سوق بده و کسی باشه که از شرایط فعلی شما آگاه و در عین حال راضی باشه و شما را همین طور که هستید بپذیره با شما سنخیت ۷۰ الی ۸۰ در صدی داشته باشه و در عین حال افق فکریش هم رو به بالا باشه یعنی درک کنه که شما دوست دارید به فلان نقطه برسید فلان موقعیت را کسب کنید و علاوه بر درک این موضوع توانایی این را داشته باشه که شما را در جریان زندگی مشترک حمایت کنه تا شما به اون نقطه ای که مطلوب هر دوی شماست برسید این همون هم کفو بودنه که خیلی هم مهمتر از عشق و علاقه اس
نکته دیگه این که در امر ازدواج خیلی و با اطمینان صد در صدی نمیشه یه سری پیش بینی ها را کرد چون قراره دو نفر با اخلاقیات و روحیات متفاوت با هم هماهنگ عمل کنند دو طرف باید بدونن که هم اخلاق و روحیات خودشون قابل احترامه هم اخلاق و روحیات طرفشون هر چند با هم تفاوت داشته باشند و این یعنی همون هماهنگی و هنر برقراری ارتباط . متفاوت بودن امریست کاملا طبیعی و نگرانی هم نداره چیزی که نگران کننده اس و باید نسبت بهش حساس باشید اختلاف و یا تضاده که میتون زندگی را دچار مشکل کنه وگرنه اگر تضادی وجود نداشته باشه تفاوتها را میشه با آموزش های مناسب کنترل کرد و نتایج مفیدش را هم دید کار سختی هم نیست در مجموع شما سعی کنید با تمام احترمی که برای ایده آل های خودتون قائلید دست به انتخاب بزنید چون اینها بخشی از هستی شما هستند منتهی باید انعطاف پذیر باشید و در قدم اول انتظارات بالا بالا از خودتون و همسرتون نداشته باشید چون سنگ بزرگ نشونه نزدنه برای افراد مختلف ملاکها و معیارهای ازدواج متفاوته اما آنچه که به تجربه ثابت شده نشون داده کسانی که در شرایط عادی و سالم رشد کرده اند اعتقادات مذهبی در زندگی خودشون و پدر و مادرانشون نقش برجسته داشته و افرادی که سر سفره های حلال و پاک نشسته اند افراد قابل اطمینان و مورد اعتماد برای ازدواج اند چون میتونن به واسطه محبت خالصانه و همون لنگر عشق کشتی زندگی را به خوبی هدایت کنند توجه به مادیات و ظاهر زیبا و اسم و رسم و………هم خوبه و محاسن خودش را داره اما هرگز تضمین کننده یک زندگی شیرین و موفق نخواهند بود
نکته خیلی هست اما شاید از حوصله خارج باشه اما ارزش پرداختن را داره
سلام اگه توکل به خدا ، چرا این همه تردید؟
@سلام
سلام
شاید اگه ایمان قوی تری داشتم کم تر با شک و تردید مواجه میشدم اما در عین حال به نظرم میرسه که خود فکر کردن و تردید کردن و سنجیدن جوانب مختلف برای همچین موضوع مهمی لازمه …
یکی از آشنایان چند روز پیش پیشناد داد که یه سری به این سایت بزنم.رفیق خیلی باحالی.این مطلبتو که دیدم خنده ام گرفت . آخه این مشکل چند سال پیش من هم بود. نداشتن یه همراه که همراه باشه. تو هنوز تکلیف خودت با خودت معلوم نیست که .ببین به عنوان یه درد کشیده!بهت میگم . با خودت این کار رو نکن . بابا این کار که فداکاری نداره اصلا اسمش فداکاری نیست . آدم اگه همراه خوبی نداشته باشه حالت خوبش میشه این که درجا بزنه( اگه پسرفت نکنه)همون اتفاقی که واسه من افتاد . بی خیال بابا تو برای خودت تصمیم بگیر ، بذار طرف مقابلت خودش برا خودش و این که چه اتفاقی براش می افته تصمیم می گیره. بسپار دست خدا و دلتو بزن به دریا. از من گفتن بود!بای.
@رهگذر
والا کلا متوجه منظورتون نشدم!
باشه به عبارت بهتر: ببین داداش تو یا ایده ال هات برات مهمه یا که نه. اگه مهم نیست که خب برو همونی که دوستش داری رو بگیر. اگه هم مهمه به خودت نگاه کن . ببین تو در راستای یده آل هات حرکت می کنی یا نه . مهم نیست کند باشی یا تند . مهم اینه که همسو با طرف مقابلت باشی.بنابراین هرقدر طرف مقابلت قوی تر از تو باشه میتونه انگیزه ای باشه برای حرکت تو. نگران محبت و دوست داشتن هم نباش . اکه با هم باشید محبت خودش میاد اون هم از نوع شدیدش.از این بابت مطمئن باش.
یه چیز دیگه اینکه تو اگه واقعا ایده آل هات مهمه و نمی تونی ازش بگذری ، نادیده گرفتن اون ها یا کمرنگ گرفتنشون بزرگ ترین ضرریه که می تونی به خودت بزنی.
اصلا وایسا ببینم . نکنه تو ازدواج یا حداقل اقدام به ازدواج کردی و مارو مچل کردی ؟راستشو بگو تو چه مرحله ای هستی؟
سلام دوستان
اگه به قسمت اعتقاد داشته باشین استرس و عجله رویه کارتون هم کمتر می شه و با دل صبر سمت انتخابتون هدایت میشین. عجله تویه این انتخاب نمیشه کرد همینطور اینکه منتظر باشین کسی موردی رو معرفی کنه و بعد تحت تأثیر حرف اطرافیان قبول کنید که می تونه بعدِ ها مشکل زا باشه . اگه یه کم به اطرافت نگاه کنی آدمایه زیادی رو می بینی تو دوستاتون یا تو فامیلایه دور و نزدیک خیلی مورد هست ولی اینکه بخواین پابکشین کنار و کسی واستون پیدا کنه و شما نظر بدین یعنی یه جورایی می ترسین خودتون کیستون رو انتخاب کنید یا اینکه مجبورتون کردن ازدواج کنید یا اینکه اهمیتی واستون نداره زیاد چی بشه فقط ازدواج کنید و تمام بشه بره این که نشد باید خودتون حواستون رو جمع کنید و این مسئله را حلش کنید برید تو دل مسئله و تمام موردایی که می تونید بهشون فکر کنید رو مرور کنید رویه کاغذ بنویسید از فامیلای نزدیک سببی و نسبی و دوستان و دانشجوهاتون و … بعد نمره به هر کدوم بدید نهایتا یا پیدا می کنید یا خونه پرش پیدا نمی کنید اون موقع بیشتر رو محیطتون حساس می شید و مطمئن باشید کیس مناسب رو پیدا می کنید در ضمن هر موقع وقتش بشه خدا مسیر رو روشن می کنه. امیدوارم اونی که لایقتون هستش تو مسیرتون قرار بگیره
داش محسن این پیغامو که دیدم داشتم از تعجب شاخ درمی آوردم. فکر کردم باید حرفای خودت باشه. اما یه چیزی بگم رووشن شی . من سه سالیه ازدواج کردم. خانمم رو خم دوست دارم( البته خیلی کوتاه اومدم تا به این جا رسیدم) . اگه هم چیزی گفتم واسه ی کمک بود . خود دانی . رفیق.ببخش اگه حرفام بهت برخورد.
@رهگذر
سلام
ممنون از کامنت تون
من تو مرحله تصمیم گرفتن و بررسی کردن هستم، قصدم هم جدی هست و فقط محرم و صفر که در پیشه ممکنه باعث بشه دو ماه همه چی تعطیل بشه، شایدم هم نه ….
@ش
نوشته تون تامل برانگیز بود، تا حدی زیادی موافقم ولی نه صد در صد …
@رهگذر
نه بهم بر نخورد، فقط منظورتون رو درست نفهمیدم
سلام آقای مهندس
خوشحالم که کمی به فکر فرو رفتین ولی لطفا زندگی آینده رو جدی بگیرین و خودتون برای آیندتون تصمیم بگیرید حتی خودتون مورد دلخواهتون رو پیدا کنید باور کنید چند سال که از زندگی زناشوییتون بگذره این موارد خیلی پررنگ می شن . یه وقتی بعضی حساسیت ها یا مکث هایی که تو بعضی انتخابا به وجود میاد یه جور نشونه هستش که آدم تکون بخوره . اولین دیدارها، طرز برخورد ها، جملاتی که رد و بدل می شن، طرز نشستن طرف مقابل ، حالت صورت و دستاش، معصومیت نگاهش، متانت و حجب و حیا تو صحبت کردنش، صحبت های اطرافیانش، همه و همه مهم هستن. آقای داداش خیلی مراقب باشین چون شما وارد هر خانواده ای بشین کیس ایده آل هستید و کسی نه نمی گه پس بهترین رو انتخاب کنید. من از تجاربم گفتم که خودم زیاد بشون توجه نکردم و الان …
پس اقدام کردی. امیدوارم کسی که باید باهاش به آرامش روحی و دنیایی وآخرتی برسی پیدا کنی. محرم و صفر فقط واسه ی جشن یه کم نامناسبه دیگه و الا سایر ثسمتاش که منعی نداره.
@ش
ای بابا! این طوری هم که شما میگید نیستا! چرا فکر میکنید من تو هر خونوادهای وارد بشم کیس ایدهآل هستم و کسی نه نمیگه؟!؟ من خیلی خونوادهها رو تو ذهنم دارم که صد درصد نه میگن! احتمالا شما وضعیت اقتصادی رو کاملا غیر مهم تلقی کردین ولی همه این طوری فکر نمیکنن …
اینقدر از وضعیت اقتصادی نگو مهندس جون . مگه قرآن نمی خونی ؟ “إن یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله”. نکنه به حرف خدا شک داری؟ من نمیگم هرجا بری بهت بله می دن. ولی از ترس نه شنیدن که نمیشه نشست و دست روی دست گذاشت ؟ خدا راهو بهت نشون میده فقط یه کم دقت کن. واقعا در و برت یا ت کسایی که باهاشون برخورد داشتی کسی نیست که شرایط تو رو داشته باشه و بشه بهش فکر کرد و احتمالا دوستش داشت؟راستی منتظر مطالب محرم هستم
سلام
اولا خودتونا دست کم نگیرین چون هم از یه خانواده خوب هستید هم آینده روشنی پیش رو دارین ثانیا من می دونم که ایده آل های یه خانم چی هستش دیگه پس از این بابت خیالتون راحت باشه . اون کیسی که تو ذهنتون هست ولی شک دارین به جوابشون به نظر من اقدام کنید چون چند صباحی دیگه تو خودتون می گین شاید میشد این شایده شما رو بعدِها اذیت می کنه. وضعیت اقتصادی واسه خانما مهم هستش ولی عقلشون خوب کار می کنه یعنی وقتی شما رو ببینند و آینده شغلی تون رو واسشون بگین حله … به هر حال صفر که نیستید بعدشم پروژه هاتون جالب بودن به نظر من شما آینده اقتصادی خوبی هم دارین . لطفا بپذیرید که اگه و شاید درست نیست و باید اقدام کنید تا همه به یقین تبدیل بشن . باور کنید به حرف من می رسید و اون کسی که دوست دارید به شما نه نمی گه اول خودتون باید خودتونا بپذیرید و ایمان بیارید که هیچی کم ندارید بعدش اقدام کنید حتی اگه طرفتون خیلی پول دار هم باشه کسی که وضعیت مالیش خوبه چشم دل سیره مطمئن باشین می خواد که در رفاه باشه ولی نه به هر قیمتی شما رو رد کنه با کی بهتر از شما ازدواج کنه به هر حال مواظب باشین داداش بعضی از این افکار جلویه خوشبختیتون رو نگیره اقدام کنید . من مطمئنم اگه تازه به دوران رسیده نباشه و تازه پولدار نشده باشه این کیسه که تو ذهنتونه صددرصد فکر پول نیست چون خودش داره ذهن خانما خیلی بازه اونم رو آیندشون الهی که حرفام اثر گذار باشه و تردید رو از شما بگیره و شما با دل امن اقدام کنید.
سلام مهندس.شما هنوز درگیر این مسئله اید؟
کامنت های قبلی رو خوندم . حرفاتون با هم تناقض داره ها . شما اگه دارید تصمیم می گیرید پس در چه زمینه ای در تصمیم خود جدی هستید؟
بابا مهندس اینهمه عید پیش روت بود چرا همون موقفع کارو یکسره نکردی یکی رو انتخاب کنی؟ حالا هم به نظر من دهه که تموم شد یه هفته بعدش اقدام کن.(البته اگه در مرحله ی انتخاب بتونید موفق باشید.)باور کنید اینهمه سخت گیری لازم نیست . مگه نشنیدید که حدیثه اگه جونا در مورد ازدواج به شانس هایی که خدا سرراهشون قرار می ده پشت پا بزنند ، خدا بدون جواب نمیذاره ؟
اینجور که از سایتتون و کامنت ها مشخصه خیلی ها منتظرن ببینند مهندس ما بالاخره سیندرلای خودش (البته از نظر اخلاق و رفتاری) رو پیدا می کنه یا نه. بابا اینقدر منتظرشون نذار.یه خبری هم بذار روی سایت و عده ی کثیری رو از نگرانی نجات بده . آخه مخاطباتون فکر کنم اونقدر که برای ازدواج شما فکر کردند و اذیت شدن برای ازدواج خودشون اذیت نشدند.
سلام
فکر کنم اگه من جای شما بودم تازه گیج میشدم از این همه نظر و توصیه
در ضمن شما باید فکر کارت دعوت و یک سالن بزرگ باشید برا تمامی یاری دهندگان در این سایت
به نظر من جناب ” ش ” خیلی قشنگ و خوب و بدون سانسور و راحت الحلقوم حرفاشون را زدند روی حرفاشون خوب فکر کنید می ارزه
در ضمن من به نمایندگی از خانما از ایشون ممنونم که در مورد خانما مثبت اندیش اند ااگه خودتون خانمید مرحبا به خودتون و اگه آقایید خوش به حال خانمتون
در ضمن این همه اسم چرا به حریم اسم ما ……………آشنا . ایران زمین!!!!!!!!!
به نظر من جناب ش هرچند لبی پرده گفتند اما اصلا علمی حرف نزدند. همه ی متخصص های مشاوره و ازدواج اعتقاد دارند به این که ازدواج برای ادامه اش به عشق نیاز داره اما برای شروع شرایط دیگه ای رو باید در نظر گرفت. اگه علاقه باعث بشه چیزهایی که مهمه و کفویت رو در نظر نگیریم آینده به دردسر می رسیم چون عشق کور و کر می کنه.کی گفته اگه یکی توی رفاه صد در صد بزرگ شده باشه دیگه پول براش مهم نیست؟ اتفاقا این تازه اول دردسره. ما که فقط با خود طرف ازدواج نمی کنیم . خانواده اش هم مهمه این که نسبت به ما چه دیدی داشته باشند . این که بعد که وارد زندگی می شیم تازه اول بدبختی نباشه که ا فلانی که من عاشقشم این جوری هم هست . این مشکلم داره. همه ی متخصصای فن می گن که برای شروع کافیه که طرف شرایطو داشته باشه و تو ازش بدت نیاید یعنی برای شروع احساس نداشتن به طرف مقابل کافیه
مهندس جون عجله دارم باید برم. فقط اومدم تا یادم نرفته امانتیتون رو بدم و برم.قبلش فکر کنم یه توضیح لازمه. روضه که رفته بودم سخنران بحثش در مورد ایمان به غیب بود . خلاصه یه مطلبی که بیان کرد یه دفعه ای به یاد شما افتادم . از اون جایی که اعتقادم اینه که توی مراسم آقا کسی الکی به یاد یکی نمی افته ، گفتم شاید این یه پیغام برای شما باشه . تصمیم گرفتم بهتون بگم.
ماجرای ازدواج پدر مقدس اردبیلی بود. ظاهرا مقدس اردبیلی کسی بوده که امام زمان مسثقیما بهشون میگن ما شما رو دوست داریم و مایه ی افتخار مایی.پدرایشون توی جوونی توی رودخونه سیبی پیدا می کنند و می خورند. بعد عذاب وجدان که چرا خوردم در مسیر رودخونه پیش می رن و به باغ سیب می رسن که از صاحبش رضایت بگیرن. صاحب باغ میگه من راضی ام اما شریکی هم دارم که توی نجفه. پدر مقدس اردبیلی از اردبیل میرن نجف تا شریک رو ببینند. شریک وقتی پاکی اون پسر رو می بینه میگه به شرطی راضی می شم که با دخترم ازدواج کنی . اما دخترم شل و کور و کچله. ایشون که می بینند رضایت خدا توی همینه ناچار رضایت می دند. شب عروسی یه دفعه می بینند که عروسی که اونجاست نه کوره نه کچل و نه شل. فرار می کنه که اشتباه شده این زن من نیست. اما عروس جلوش رو میگیره و میگه پدرم گفت کورم چون تا حالا به نامحرم نگاه نکردم. کرم چون تا حالا چیز نامربوط نشنیدم و شلم چون تا حالا جایی که نباید نرفتم . حاصل این ازدواج میشه مقدس اردبیلی.
من از اوضاع شما و این که این داستان چه نشونه ای می تونه برای شما باشه خبر ندارم. اما به کل داستان که نگاه کنیم می بینیم.ایشون خواست خدا را بر خواست دلشون ترجیح دادند و هرچند اول کار قلبشون موافق نبود اما بعد دیدند که در حقیقت اون چیزی که قلبشون می خواسته همون چیزی بوده که رضای خدا توش بوده . این حرفا رو به همه نمیشه گفت . مثلا من بین خودخواهی خودم و خواست خدا اونقدر توانایی ندارم که خواست خدا رو انتخاب کنم اما لابد شما توانایی اونو دارید. شاید هم هیچ ربطی نداره.خودتون بهتر از موقعیتتون خبر دارید اما من که فکر می کنم این یه پیغام بوده والا چرا من باید تو اون زمان خاص این قسمت بحث به یاد شما بیفتم .
برام جالبه بدونم که و اقعا این یه پیغام براتون بوده یا نه لطفا بگید . البته اینجوری که الان دارم میبینم شما این چند وقت هیچ کس رو قابل ندونستید که جواب کامنتشو بدید .
@ایران زمین
سلام
این داستان رو قبلا شنیده بودم، اما این طوری که ممکنه به من هم ربط داشته باشه بهش نیگاه نکرده بودم، الان نمیشه بگم حتما در مورد من مصداق داره ولی یه چیزایی به ذهنم میرسه، روش تامل میکنم ….
ممنون که به فکر من بودین …
در مورد جواب ندادن هم، به مشغله، بی حوصلگی و نهایتا اینکه بعضی موارد جواب لازم نداشتن برمیگرده …