دلتنگم …

دوباره ماه رمضان در پیش است و کمتر از چهل روز دیگر، یعنی یکم شوال ۱۴۳۳، درست بیست و هفت سال از زمانی که چشمانم را باز کردم یعنی اول شوال ۱۴۰۶ می گذرد. چقدر دل تنگ سال‌های دور هستم، روزه‌های مستحبی رجب و شعبان و حضور هر هفته سه شنبه در مسجد جمکران و پایه بودن برای بر پا کردن هر مجلس ولادت و عزاداری … مسابقات فرهنگی و هنری شهرستان و درو کردن همه جایزه‌ها، شب شعر برپا کردن… دوره کردن درس ها و حل کردن سوالات سال‌های گذشته کنکور در یک جمع صمیمی و بی ریا و فقط با هدف کمک به هم … چقدر زود همه چیز تغییر میکند … چقدر زود دوستی‌ها تبدیل به ارادت از راه دور می‌شود و چقدر زود فرسوده می‌شویم و کم کم پیر و به درد نخور …
از آنچه که در این سال‌های نسبتا زیاد انرژی بخش بوده، تقریبا هیچ کدام را دیگر همراه خودم ندارم، و آن وقت چگونه است که دنبال دلایل خستگی و فرسودگی مفرط می گردم؟!؟ انگار که درختی ریشه‌های خود را از خاک بیرون بکشد و در سایه پنهان شود که مبادا آفتاب ببیند و بعد دنبال علت خشک شدن و عدم رشد خود باشد!!!

«خدایا! بر پیامبر و دودمان پاکش درود فرست، و آنگاه که تو را می‏خوانم و صدایت می‏زنم، صدا و دعایم را بشنو و اجابت کن،و آنگاه که با تو نجوا می‏کنم، بر من عنایت کن. من از همه به سوی تو گریخته و در پیشگاه تو ایستاده‌‏ام،در حالی که دلشکسته و نالان درگاه توام و به پاداش تو امیدوار. آنچه را در دل من می‏گذرد می‏دانی، از نیاز من آگاهی، ضمیر و درونم را می‏شناسی و فرجام و سرانجام زندگی و مرگم از تو پنهان نیست. آنچه را که می‏خواهم بر زبان آورم و از خواسته‏‌ام سخن بگویم و به حسن عاقبتم امید بندم، همه را می‏دانی. در آنچه تا پایان عمرم و از نهان و آشکارم خواهد بود، قلم تقدیرت نافذ و جاری است و افزونی و کاهشم و سود و زیانم، تنها به دست توست. خدایا! اگر محرومم سازی، کیست که روزیم دهد؟ و اگر خوارم کنی، کیست که یاریم کند؟ خدایا! از خشم و فرا رسیدن غضبت، به خودت پناه می‌‏آورم. خدایا! اگر شایسته رحمت تو نیستم، تو سزاواری که رحمت گسترده‏‌ات را بر من عطا کنی.  ….»
از مناجات شعبانیه حضرت امیر (ع)

مثل آسمون امروز که بارون داشت، چقدر دلم اشک میخواد، چقدر سخته که بغض تو گلو بمونه و  …

بعد نوشت:
دریافت فایل صوتی مناجات شعبانیه با صدای مهدی سماواتی/ کلیک کنید/ التماس دعا …

  1. يكي مثل شما
    ۲۶ تیر ۱۳۹۱ در ۲۱:۱۰ | #1

    سلام
    هر چند مطلب شما سرشار از اوج دلتنگی بود اما بسیار زیبا شما حالاتی را توصیف کردید که برا همه اونایی که دغدغه هایی تقریبا متفاوت و از جنس نور یا آب یا یه چیزی تو همین مایه ها دارند زیاد پیش میاد گاهی من یه همچین مواقعی دلم را خوش میکنم به این که ” الاعمال بالنیات”البته لذتی که خود عمل صالح برا آدم به وجود میاره یه چیز دیگه اس اما گاهی ما آدما نیاز داریم به کوچکترین بهانه دل خودمون را خوش کنیم
    مناجات بالا را که میخوندم بی اختیار چشمام خیس شد حضرت چه زیبا با خدا عشق میکنه گاهی ما یادمون میره میشه خیلی راحت با خدا عشق کرد ازش راحت خواست بهش راحت گله کرد باهاش راحت درد دل کردو خیلی راحت با خدا حال کردچون واقعا یه وقتایی این قدر بی حال میشیم که انگار صد ساله مردیم دنبال یه منبع میگردیم که این حال را به ما بده اما اونی را که میخوایم گیر نمیاریم این دوره زمونه هم که …… تو همچین شرایطی یه همچین مناجاتی آخرشه
    یه استادی داشتیم تو دوره کارشناسی باهاش درس اختلالات داشتیم خیلی پیش میومد که دربحث پیشگیری ها همش توصیه میکرد گریه سوپاپ اطمینان دلتونه هر موقع دیدید دارید به مرحله انفجار نزدیک میشید این سوپاپ اطمینان را به کار بندازید بعدشم میگفت اگه بتونید برید تو کوهی دشتی یه جای خلوتی که کسی نباشه اولش تا میتونین داد بزنین خوب که دلتون سبک شد اون موقع تا جا دارید گریه کنید در ادامه باز توصیه میکردن اگه کوه و اینها امکانش نیست یه متکا بذارین دم دهنتون و محکم فشار بدین بعدشم تا میتونید توش داد بزنید و ادامه ماجرا ….در هر حال روش های دیگه ای هم هستند شاید بهتر از این و جدی تر و خارج از شوخی اما به توصیه روان شناسان نذارین بغض تون زیادی تو گلو حبس بشه عوارض جانبی زیادی داره
    دلتون شاد و روزگارتون بر وفق مراد

  1. بدون بازتاب