خانه > نوشته‌های شبانه! > خستگی گناه؟!؟

خستگی گناه؟!؟

آیت الله مجتهدی در مورد خستگی گناه میگه: «… خسته‎ی کار اگه آدم باشه با ۵ دقیقه خواب خستگیش در میره … خسته نیست، اون خستگی گناهه که پدر آدم رو درمیاره، اگه آدم گناه نکنه اصلا خسته نیست، عاشقه، ما عاشق نیستیم، ما عاشق نیستیم …»
خدایا هر روز بیشتر احساس خستگی می‎کنم، هر چقدر که حجم کار رو کم میکنم، هر چقدر که تنوعش رو کم می‎کنم، زیاد می‎کنم، تغییر می‎دم، باز بیشتر احساس خستگی می‎کنم، خدایا هر کی ندونه گذشته من چی بوده، هر کی ندونه من به چه سمت و سویی می‎رفتم، تو خوب می دونی، خوب خوب! خدایا! خدای من! خوب یادمه که چطور مسیر زندگیم رو عوض کردی، اون قدر ظریف و عجیب که خودمم نمی‎تونستم تصور کنم، نمی دونم چی باعث شد مسیرم رو عوض کنی، شاید دعای پدر و مادر، شاید علاقه و محبت دیگران و هزار شاید دیگه، اما می دونم که اگه من بد شدم، اگه ناشکری کردم و قدر لطفت رو ندونستم، اگه من عوض شدم و عوضی شدم، اما تو که عوض نشدی، مهربونی تو که عوض نشده، خدایا تو همون خدایی، همونی که منو تو یه مسیر دیگه گذاشتی، الان دوباره گیر کردم، دوباره حیرون شدم، دوباره توش موندم، خدایا توش موندم، بد توش موندم! خدایا به نگاهت محتاجم، سخت محتاجم، خدایا میخوام تهدیدت کنم، میخوام بگم اگه نیگام نکنی دیگه ناامید میشم، دیگه میرم، دیگه نمی‎آم در بزنم و گریه زاری کنم، دیگه نمی‎آم ازت کمک بخوام، هر چند که هیچ جایی هم ندارم برم، خدایا نیگام کن، نیگام کن.

دریافت صوت صحبت آیت الله مجتهدی: خستگی گناه