بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘دانشگاه’

سرشکستگی

۱۲ خرداد ۱۳۹۰ ۶ دیدگاه

دست و دلم به نوشتن نمیره، دیروز نتیجه آزمون دکترا اعلام شد و منم همون طور که خودم تا حد زیادی پیش بینی میکردم قبول نشدم، اتفاق خاصی در واقع پیش نیومده بود، اما یه مقدار مسیر اطلاع از نتیجه برام غیر منتظره بود، قرار بود نتایج ۵ شنبه صبح اعلام بشه، منم ۴ شنبه رفته بودم دنبال کاری، تو شهر بودم، یکی از بچه ها زنگ زد که نتیجه ها اومده، چیکار کردی؟ گفتم نمی دونم، بعد از اون تعداد زیادی از دوستان پیام کوتاه دادن یا زنگ زدن، همه عجله داشتن نتیجه رو بفهمند! منم خیلی عجله ای نداشتم، نمی دونم شایدم خودم رو بازنده می دونستم یا … در هر صورت عجه ای نداشتم، وسط این تماس ها از خونه زنگ زدن که چیکار کردی و زود برو یه جا نتیجه رو ببین، ولی گفتم میام خونه می بینم، تا برم خونه زیاد طول کشید، اشتباه نکنم ساعت ده و نیم گذشته بود که رسیدم خونه، همه منتظر بودند، رفتم پای سیستم و نتیجه رو دیدم، قبول نشده بودم.
«قبول نشدم» این جمله رو که گفتم، قیافه بابام به هم ریخت، بد به هم ریخت، این قدر که من که به اون صورت ناراحت نبودم از نتیجه، بعد که دوباره اومدم پای سیستم گریه ام گرفت و اشک هام راه افتاد. بابا خیلی ناراحت شده بود و من مقصر بودم، زیاد هم مقصر بودم، هنوزم که یه ۲۴ ساعت از اون موقع گذشته ناراحتم، تو این چند وقته هیچ کاری نکردم که برای خونواده مایه افتخار و سربلندی باشه، هیچ کاری نکردم که خوشحال شون کنم، هیچ کاری نکردم که یکی از مواردی که نگرانش هستند از رو دوش شون کم بشه، خدایا این دعا رو زیاد خوندم که من دوست ندارم سرشکسته باشم، دوست ندارم سرم پایین باشه، جنبه اش رو ندارم، این کار رو با من نکن ولی در ادامه اش هم ازت خواستم که اگه هم خودم رو سرشکسته می کنی هیچ وقت باعث نشو که مایه سرشکستگی و سرافکندگی پدر و مادرم باشم، خدایا دیروز منو تو این شرایط قراردادی، دارم فکر میکنم که دلیل قرار گرفتنم تو این شرایط چی بوده، به یه نتایجی هم رسیدم، اما خدایا دوباره ازت میخوام که حتی اگه من هر کاری کردم، منو موجب سرشکستگی خونواده ام قرار نده که جنبه این یکی رو اصلا ندارم.
دیشب داشتم تصمیمات عجیبی می گرفتم، هنوزم دارم به بعضی هاشون فکر میکنم، شاید باید دیگه کار نکنم، شاید باید روش و میزان کار کردنم رو عوض کنم و شاید … . نمی دونم ، درسته که من برای خودم زندگی میکنم و نه برای خانواده اما چه دلیل داره برای چیزی که معلوم نیست چه تاثیری تو آینده من داره خونواده رو این قدر رنجش بدم؟ اینکه من الان کار کنم یا نکنم از کجا معلوم که چه تاثیری تو آینده ام داشته باشه یا حتی تو همین الانم! نمی دونم این قدر خودم رو درگیر کردم که جدا شدنم از هر کدوم کارهایی که توشون هستم تقریبا غیر ممکنه و از اون طرف هم اگه خدای نکرده یه بار دیگه این اتفاق بیفته دیگه واقعا نمیتونم تو چشم های بابام نیگاه کنم و … . خدایا خودت مسیر درست رو نشونم بده که الان دیگه اون قدر به هم ریخته هستم که بدون راهنمایی تو نه تنها  ممکنه تو تشخیص نشونه‌ها و عمل بر اساس اون‌ها اشتباه کنم بلکه احتمالش زیاد هم هست که کاملا برعکس نشونه ها عمل کنم. خدایا به امید تو … .

بهار امسال …

یادم نیست، بهارهای قبلی چطور بودند، اما از بهار امسال خیلی ناراحتم! تا میرسی منزل، ساعت حداقل هشت و نه شب است و تا شام بخوری و بنشینی پشت سیستم می شود یازده دوازده! خلاصه هر کاری میکنی زودتر از یک و دو خبری از خواب نیست و صبح هم باید زود بزنی بیرون! یادم نیست سال های قبل بهار همین طوری بود یا نه! اما از بهار امسال اصلا راضی نیستم، نه از بلندی روز میشود بهره برد و نه کوتاهی شب اجازه میدهد که حداقل خستگی روز بلند از بدن بیرون برود!
در این مدت مطالب زیادی برای نوشتن بود، که اغلب به خاطر همین مساله زمان فرصت نشد به موقع بنویسم‌شان و و بعد از گذشتن چند روز هم دیگر حال و هوای نوشتن شان نبود، موضوعاتی که البته بعید نیست در مطرح نشدن شان هم حکمت هایی بوده باشد، هر چند در من اثری از پند گرفتن دیده نمی‌شود! خدا به خیر کند این بهار و تابستان را و این پایان نامه ما را که ممکن است، آزمایش بزرگی بشود که زیر بارش کمرمان دیگر راست نگردد! تا خدا چه بخواهد و ما چگونه تلاش کنیم!

ملاک‌های پذیرش دکترا

۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

امروز دیدم سایت سازمان سنجش نمونه‌ی ملاک‌ها و فرم مربوط به مصاحبه دکترا رو گذاشته:‌ دریافت فرم امتیاز دهی و مشخصات فردی مصاحبه شوندگان آزمون دکتری نیمه متمرکز سال ۱۳۹۰ قرار هست دانشگاه‌ها از روی این ملاک‌ها و امتیزات ویژه خودشون رو آماده کنند.
به طور کلی ملاک‌ها رو میشه گفت به سه دسته تقسیم کردند. ۱- پژوهشی ۲- آموزشی و ۳- مصاحبه
در دسته پژوهشی، داشتن مقاله ژورنال یا کنفرانس، داشتن سابقه فعالیت در طرح‌های ملی و تحقیقاتی، کسب رتبه در جشنوراه‌ها و مقام در مسابقات علمی معتبر و تالیف یا ترجمه کتاب دارای اهمیت هستند.
در دسته آموزشی، دانشگاه و معدل دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد، مدرک زبان، سوابق تدریس و بالاخره بودن جزء برگزیدگان المپیادهای علمی معتبر دارای اهمیت هستند.
در بخش مصاحبه هم ملاک‌هایی که ذکر شده این‌ها هستند: ۱-تسلط علمی داوطلب ۲- وسعت نظر،‌ نوآوری و کارآفرینی ۳-توانایی داوطلب در تجزیه و تحلیل و پاسخ‌گویی به سوالات ۴-تعهد داوطلب در همکاری با دانشکده و حضور تمام وقت در تحقیقات ۵-شخصیت، متانت، نحوه تعامل و قدرت ایجاد ارتباط و برازندگی ۶-نگرش و اطلاعات فناوری صنعتی  ۷-نظر استاد راهنما ادامه ی نوشته

Categories: پذیرش دکتری Tags:

کربلا ۵!

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

جلسه دوم برنامه پلاک ۹۰ روز چهارشنبه مورخ چهارده اردیبهشت نود در محل تالار پیامبر اعظم (ص)‌ دانشگاه اصفهان برگزار شد. سخنران این جلسه  استاد رهدار بود و عنوان جلسه «این یک دستور خصوص نیست!؟» بود. در ابتدای برنامه استاد خواستند که قبل از ورود به بحث اصلی که برای جلسه در نظر گرفتند کمی در مورد سفر کربلا و موارد مرتبط صحبت کنند. ابتدا شروع کردند به بحث در این مورد که زیارت امام حسین(ع)‌ در جوانی باید جزء اولویت‌های زندگی ما باشه و اشاره کردند که آیت‌الله ناصری به شاگرداشون می‌گفتند که اگه هنوز زیارت امام حسین (ع)‌ نرفتید و یه پولی دست تون هست و نمی‌دونید مثلا به پدر و مادر نیازمندتون کمک کنید یا برید کربلا، من توصیه می‌کنم که حتی به پدر و مادرتون هم کمک نکنید و سفر اول کربلا رو حتما برید.
در ادامه گفتند که روایت هست که هر کس که به زیارت امام (ع)‌ بره ، امام(ع) چهار هزار ملک رو از فاصله چهار فرسخی قبر شریف به استقبلاش می‌فرستند و این ملائک تا زمان برگشت همراه زائر هستند و در برگشت هم چهار فرسخ بدرقه‌اش می‌کنند. همچنین اضافه کردند که این مدت زیارت از عمر آدم کم نمی‌شه و توضیح دادند که امام (ع)‌ وقتی وارد کربلا شدند به شعاع چهار فرسخ از محل قبر شریف رو خریداری کردند و در واقع این حریم ملک امام (ع) هست. بعد ادامه دادند که اون روایتی که در مورد چهار فرسخ استقبال و بدرقه ذکر شده ادامه هم داره و ادامه‌اش کمتر بیان شده و اون این هست که وقتی زائر از کربلا بر می‌گرده یک ملک از جانب امام (ع)‌ هر روز (تا آخر عمر زائر) میاد در خونه‌اش و به زائر از طرف امام سلام خواهد داد. اینجا دو تا توصیه کردند یکی برای قبل از رفتن که گفتند که چهل روز قبل از حرکت هر روز زیارت عاشورا رو بخونیم و یکی برای برگشت که گفتند چون وقتی برگشتید هر روز صبح که بیدار می‌شید،‌ هر موقعی که هست، شما به امام(ع) سلام بدید تا رسم ادب رو در جواب ملکی که برای ابلاغ سلام امام(ع) میاد به جا آورده باشید. ادامه ی نوشته

کربلا ۴!

۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

جلسه اول برنامه پلاک ۹۰ روز چهارشنبه مورخ ۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ تو محل تالار پیامبر اعظم (ص)‌ دانشگاه اصفهان برگزار شد. سخنران این برنامه دکتر مطیع و موضوع سخنرانی دین‌داری حداقلی(آسان) و دینداری حداکثری(سخت) بود. این موضوع اون طور که از بحث‌های آخر جلسه مشخص شد نوعی دید و نگاه به مساله دینداری هست که توسط خود دکتر مطیع ارائه شده، البته نه اینکه هیچ مبنایی نداشته باشه ولی با این عنوان ایشون این بحث رو مطرح کردند.
سخنرانی با بیان یک سیر تاریخی و بیان اینکه در هر عصر دین‌داری چه شرایطی داشته شروع شد. در صدر اسلام و در شهر مدینه دین‌داری حداقلی بوده، با این معنی که فردی که دستورات فردی دین رو انجام می‌داده مثلا روزه می‌گرفته، نماز می‌خونده، خمس و زکات و می‌داده و … یک فرد دین‌دار بوده، فردی که خوابش  عبادت محسوب می‌شه و اگه تو بستر خواب از دنیا بره شهید محسوب میشه! در ورایات در مورد این سال‌ها داریم که اتقوا الله و ان قل (تقوای الهی داشته باشید هر چقدر که کم باشد) بعد از گذشت حدود ده سال و رحلت پیامبر و در ماجرای ثقیفه آزمون بزرگی برای اهل مدینه برگزار میشه، اینجا دینداری حداکثری میشه،‌ یا باید ولایت علی رو پذیرفت و یا بی تفاوت از کنارش گذشت، اینجا دیگه حالت سومی نیست، یا دین‌داری یا دین نداری، تو این آزمون فقط ۷ نفر (۳ یا ۵ یا ۷ نفر) پذیرفته می‌شند و تمام اهل مدینه به جز این ۷ نفر در این آزمون رد می‌شند! این جا دین‌داری به این صورت بیان شده اتقوا الله حق تقاته. بعد از این ماجرا و مرتد شدن همه اهل مدینه به جز اون هفت نفر، دوباره دین‌داری در دوران حکومت خلفا حداقلی می‌شه و ۵۰ سال این موضوع ادامه پیدا می‌کنه تا زمان وقوع واقعه کربلا و برگزاری یه آزمون دینداری حداکثری دیگه. اینجا آزمون محدود به اهل عراق و حجاز بوده و باز بعد از امام به جز تعداد اندکی (۳ یا ۵ یا ۷ نفر) همه مرتد می‌شند. ادامه ی نوشته

کربلا ۳!

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

من که آخرش نفهمیدم این برنامه پلاک ۹۰ ثبت نامش کی هست! ما ثبت نام کردیم، یه آزمون دادیم یه جلسه کلاس هم رفتیم، چهارشنبه هم جلسه دوم کلاس هست، بعد سایت جامعه اسلامی اطلاعیه ثبت نام گذاشته برای هفته آینده! در هر صورت منم گفتم به اشتراک بزارم دوستان دیگری که احیانا ثبت نام نکردند و مایل هستند در جریان باشند که بتونند ثبت نام کنند، اینم پوسترش از سایت جامعه اسلامی،‌ کاملا بدون شرح!

فردا!

۲۴ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

فردا صبح و عصر آزمون دکتری هست و منم یه شرکت کننده هستم! آزمون صبح ۴ ساعت هست از ۸ تا ۱۲ که دو ساعت اولش جواب دادن به ۴۰ تا سوال استعداد تحصیلی هست و دو ساعت دومش جواب دادن به ۱۰۰ تا سوال زبان! آزمون عصر هم سه ساعت هست از ۱۵ تا ۱۸ که نمیدونم چقدرش ریاضی هست و چقدرش فیزیک! هنوز چند تا مطلب گوشه ذهنم هستند که در موردشون بنویسم ولی خوب کم کم باید برم بخوابم که صبح بیدار بشم، برا همین میزارم‎شون برای بعد! اون طور که دلم میخواست نتونستم برای این آزمون آماده بشم،‌ اما خوب یه چیزایی خوندم،‌ دیگه توکل به خدا باید دید نقاش بزرگ با این نقشی که من زدم، من رو تو چه نقاشی جدیدی قرار میده.
ازتون میخوام که هر موقع این مطلب رو میخونید برام دعا کنید تا خدا بهم دو تا چیز بده،‌ یکی توانایی تشخیص راه درست و غلط (راه‎شناسی) یا حتی توانایی انتخاب بهترین راه و دومی همت رفتن اون راه. اگه هم باز دلتون خواست برام دعا کنید، ازش بخواین که هیچ وقت اجازه نده من سرم پیش اونایی که دوستم دارند پایین باشه که این حالت برام خیلی زیاد سخت و غیرقابل تحمله. ممنون و بازم التماس دعا.