بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘مذهبی’

مکن دل دل، ای دل! بزن دل به دریا!

به طاها ، به یاسین،به معراج احمد
به قدر و به کوثر، به رضوان و طوبی
به وحی الهی، به قرآن جاری
به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا
چه شبها که زهرا دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل ومراد
خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص،امیرت مشخص
مکن دل دل، ای دل! بزن دل به دریا!
که دنیا به خسران عقبی نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد
و این زندگانی فانی،جوانی،
خوشی های امروز اینجا
به افسوس بسیار فردا نیرزد
اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو می گذاری به پایش
یقینا، یقینا خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زاری ،آری؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری؟
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بیتاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
اگر بیقراری بدان یار یاری!
و پایان این بیقراری بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری
نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت رابه مردم
که بازار یوسف فروشی
در این دوره بد شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه و به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده ی بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
دانلود کنید با صدای دلنشین علی فانی:
  chashme-omid.mp3 - دریافت شده: 932 بار

سال نو!

۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۸ دیدگاه

واسه نوشتن از سال نو قطعا خیلی دیر شده! اما خوب من ننوشتم و الان دارم مینویسم!
۱- خوندن نوشته پارسالم خالی از لطف نیست:‌ سال نو یعنی تو…
۲- حس میکنم یه چیزایی رو گم کردم! جایگاه انتظار تو زندگی من کجاست؟!؟
۳- برای سال تحویل که میخواستم قرآن بخونم، قرآن رو باز کردم، این آیه‌ها اومد (سوره انبیاء از آیه ۸۲ تا ۹۰):

82-90

و برخى از شیاطین بودند که براى او غواصى و کارهایى غیر از آن مى‏کردند و ما مراقب [حال] آنها بودیم (۸۲)
و ایوب را [یاد کن] هنگامى که پروردگارش را ندا داد که به من آسیب رسیده است و تویى مهربانترین مهربانان (۸۳)
پس [دعاى] او را اجابت نمودیم و آسیب وارده بر او را برطرف کردیم و کسان او و نظیرشان را همراه با آنان [مجددا] به وى عطا کردیم [تا] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت‏کنندگان [باشد] (۸۴)
و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را [یاد کن] که همه از شکیبایان بودند (۸۵)
و آنان را در رحمت‏خود داخل نمودیم چرا که ایشان از شایستگان بودند (۸۶)
و ذوالنون را [یاد کن] آنگاه که خشمگین رفت و پنداشت که ما هرگز بر او قدرتى نداریم تا در [دل] تاریکیها ندا درداد که معبودى جز تو نیست منزهى تو راستى که من از ستمکاران بودم (۸۷)
پس [دعاى] او را برآورده کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را [نیز] چنین نجات مى‏دهیم (۸۸)
و زکریا را [یاد کن] هنگامى که پروردگار خود را خواند پروردگارا مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برندگانى (۸۹)
پس [دعاى] او را اجابت نمودیم و یحیى را بدو بخشیدیم و همسرش را براى او شایسته [و آماده حمل] کردیم زیرا آنان در کارهاى نیک شتاب مى‏نمودند و ما را از روى رغبت و بیم مى‏خواندند و در برابر ما فروتن بودند (۹۰)

اولین سفر متاهلی (۱)

۱ اسفند ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

خیلی ناگهانی بنا شد که در آخرین روزهای قبل از سربازی یه سفر کوتاه با همسر عزیزم به مشهد مقدس داشته باشیم. در مورد این سفر خیلی چیزا می خواستم بنویسم که فرصت نشد و الان هم فرصت نیست، ان شاء الله تو سربازی مرخصی زیاد بدن و من بتونم براتون بنویسم! فعلا علی الحساب عکس‌های سفر رو براتون می‌زارم تا بعدا در مورد سفر هم یکی دو تا پست دیگه بزارم…

مسجد جامع اصفهان!

۱۰ بهمن ۱۳۹۱ ۱۰ دیدگاه

محله‌ها و بناهای زیادی تو شهر اصفهان هست که من فرصت نکردم سری بهشون بزنم یا در موردشون بخونم و بدونم. یکی از این بناها که خیلی اتفاقی سر راه ما قرار گرفت،‌ مسجد جامع اصفهان هست! قبلا (حدود ۵ سال پیش و قبل از اون) به محدوده میدون قیام یکی دو نوبت در سال تردد داشتیم برای یه سری از خریدها، اما تو این سال‌ها فکر نمیکنم حتی گذری هم از اونجا رد شده باشم، در هر صورت تو این سال‌ها هیچ وقت داخل مسجد جامع نرفته بودم. اما یکشنبه گذشته که برا خرید آینه و شمعدون رفتیم اونجا و چون اذون مغرب شد گفتیم نماز رو تو مسجد جامع بخونیم. عالم دیگه‌ای بود برای خودش خیلی دوست داشتم این مسجد رو! امشب هم دوباره اون حوالی کاری داشتیم و نماز رو تو این مسجد خوندیم که البته با شب میلدا رسول رحمت (ص) مقارن شد. به طور خلاصه میشه گفته که هم خود نماز و محیط و خادمین مسجد و هم حیاطش حال و هوای دیگه‌ای داره، انگار آدم میره تو یه دنیای دیگه.
بگذریم! بهتره کمی بیشتر در مورد این مسجد بدونیم. ظاهرا این مسجد از قدیمی‌ترین بناهای مذهبی ایران هست و قبل از اسلام هم این محل مرکز مذهبی شهر و آتشکده‌ بوده و در طول این حدود ۲۰۰۰ سال به مرور بخش‌های مختلف این مسجد ساخته شده و هر کدوم مربوط به یک دوره تاریخی هست. پرفسور آرتور پوپ درباره این مسجد گفته «… من آن روز وقتی به تماشای مسجد جامع اصفهان رفتم و در زیر این گنبد قرار گرفتم، متوجّه شدم که تمام وجودم در تسخیر گنبد و مسجد است؛ چون در زیر این گنبد به خوبی می‌توان به شاهکار فنا ناپذیر و خلّاقهٔ ایرانی‌ها پی برد و به عظمت مسجد و گنبد آن اعتقاد پیدا کرد. من از آن به بعد، بارها به مسجد جامع اصفهان رفتم و با تماشای گنبد این مسجد، زبان به تحسین گشودم و عشق و علاقهٔ خود را به اصفهان و ایران، روز افزون دیدم …». ظاهرا یکی دیگه از ویژگی‌های خاص این مسجد چهار سنگابی هست که تو این مسجد وجود داره. در ادامه چند تا تصویر از این مسجد براتون میزارم.

1
2
3
4

به امید نگاه پیامبر رحمت …

اول: سلام! خوبین؟ منم خوبم! الحمدالله!
دوم:‌عیدتون مبارک، چه عید خوبی، میلاد پیامبر رحمت(ص)، چقدر دلم برای مدینه تنگ شده …

mohammad

سوم: ببخشید! خیلی خیلی ببخشید که مدتی این مثنوی تاخیر شد!
چهارم: از خدا که پنهون نیست از شما چرا پنهون باشه؟ من دارم ازدواج میکنم! ان شاء الله عقدم همین جمعه پیش رو هست! خیلی دوست داشتم که فردا باشه چون به جورایی باور دارم که ازدواج ما واقعا در راستای عمل به سنت پیامبر(ص) هست وخیلی امیدوار هستم که ان شاء الله زندگی‌مون هم نزدیک باشه به اونچه که مورد رضایت پیامبر خوبی‌هاست. شاید این تقارن نشونه‌هایی که دیدم رو تکمیل میکرد، اما خوب نشد دیگه، جمعه هم روز خداست! پیشاپیش از تبریک‌هاتون ممنونم.

اربعین …

و آب شرمنده شد و شرمندگی آب جاودانه ماند، و ما …
چند تا از دوستان و اطرافیان کربلا هستند این روزها رو، چقدر دوست داشتم من هم این روزها می‌تونستم کربلا باشم …

744063_orig

«و با بوریا بدن های تکه تکه شده و آفتاب خورده را کفن کردند و به خاک سپردند. و معصوم باید بدن معصوم را به خاک بسپارد. پس خود را به بدن پدر رساند، ضجه ها وناله های بنی اسد به آسمان بلند شد. امام در آن روز بدون سر مطهرش دفن شد و امروز سرهای شهدا را به کربلا بازگرداندند و در کنار بدن ها دفن کردند …»

Categories: مذهبی, مناسبت‌ها Tags:

تاسوعا و عاشورا …

چگونه بنویسم از این دو روز؟ چگونه بنویسم من که از سیاه‌ترین ذرات این عالم هم رو سیاه ترم؟ چگونه بنویسم؟
چگونه از عباس (ع) بنویسم که هر چه خوبی در زندگیم هست همه را مدیون اویم؟ چگونه از احساس عمو بنویسم؟ عمویی که حرفش برای اولین بار دو تا شد؟ چگونه بگویم باید عمو باشی تا شاید ذره‌ای از عمق غم عباس(ع) را درک کنی؟ درک کنی که در خمیه باشی و علی‌اکبر(ع) برود و برای آوردنش …،‌ درک کنی که نتوانی برای برادرزاده‌ها آب بیاوری، درک کنی که مشک سوراخ شد … چه بگویم …
و از امام حسین(ع)‌ مگر می‌شود نوشت؟ واقعه بیرون از توان توصیف من است …
حرف بسیار است و زبان قاصر، تنها به دو تصویر و یک مداحی اکتفا می‌کنم، التماس دعا …

 

باید عمو باشی …

همه این روزها می‌فهمند که پیامی هست … همه …

دانلود مداحی میثم مطیعی به سبک خورشیدی جاویدی ای شهید …

زائر کوی حسین، گشته دل و جان ما / بسته به موی حسین، حال پریشان ما
دلخوشی عاشقان، روضه خون خداست / جنّت ما هیأت است، مقصد ما کربلاست
مولایم، اربابم یا حسین، از عشقت بی تابم یا حسین
فریاد هل من ناصرت در یاد ماست / یا لیتنا کنّا معک فریاد ماست (۲)

در پی روح خدا، سوی خدا می رویم / همچو شهیدان سوی، کرب و بلا می رویم
جان و دل عاشقان، نذر رضای ولی / نذر علمدار عشق، حضرت سید علی
همراز گلهای پرپرم، سرباز گمنام رهبرم
آخر شهیدم می کند عشق ولی / چشم من و فرمان تو سید علی (۲)

آتش هجرت زده، شعله به دلهایمان / صاحب این دل تویی، حضرت صاحب زمان
می رسی و می رود، سوز غم از سینه ها / می رسی و می بری، غربت آدینه را
یا مهدی، یا مولا العجل، آقا یابن الزهرا العجل
یابن الحسن ای قبله هفت آسمان / در هر نفس می خوانمت تا پای جان (۲)

دریافت فایل :   motiei-sorood-payani-moharram90-02.mp3 - دریافت شده: 1,224 بار

پی نوشت:‌ هیئت شهدای گمنام