<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نوشته‌های شبانه &#187; فوتبال!</title>
	<atom:link href="http://nowruzi.ir/mohsen/category/general/football/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://nowruzi.ir/mohsen</link>
	<description>وب‎نوشت‎های محسن نوروزی / Mohsen Nowruzi</description>
	<lastBuildDate>Thu, 19 Jan 2012 17:50:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>مربی</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/coach/</link>
		<comments>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/coach/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Jan 2012 22:33:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن نوروزی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال!]]></category>
		<category><![CDATA[نوشته‌های شبانه!]]></category>
		<category><![CDATA[کسب و کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=1131</guid>
		<description><![CDATA[<style type="text/css">
#leftcontainerBox {
	float:left;
	position: fixed;
	top: 60%;
	left: 20px;
}
#leftcontainerBox .buttons {
	float:left;
	clear:both;
	margin:4px 4px 4px 4px;
	padding-bottom:2px;
}
#bottomcontainerBox {
	width: 50%;
	padding-top: 1px;
}
#bottomcontainerBox .buttons {
	float: left;
	margin: 4px 4px 4px 4px;
}
</style>
امروز دومین مسابقه پرسپولیس با مربیگری مصفطی دنیزلی بود که خوب با نتیجه ۴-۱ به نفع پرسپولیس تموم شد اون هم در شرایطی که پرسپولیس ۱۰ نفره شد و &#8230; حالا اگه اول فصل این مربی کنار پرسپولیس بود خیلی چیزا فرق می کرد &#8230; نمیخوام راجع به فوتبال صحبت کنم و البته اگه هم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
#leftcontainerBox {
	float:left;
	position: fixed;
	top: 60%;
	left: 20px;
}
#leftcontainerBox .buttons {
	float:left;
	clear:both;
	margin:4px 4px 4px 4px;
	padding-bottom:2px;
}
#bottomcontainerBox {
	width: 50%;
	padding-top: 1px;
}
#bottomcontainerBox .buttons {
	float: left;
	margin: 4px 4px 4px 4px;
}
</style>
<p style="text-align: justify;">امروز دومین مسابقه پرسپولیس با مربیگری مصفطی دنیزلی بود که خوب با نتیجه ۴-۱ به نفع پرسپولیس تموم شد اون هم در شرایطی که پرسپولیس ۱۰ نفره شد و &#8230; حالا اگه اول فصل این مربی کنار پرسپولیس بود خیلی چیزا فرق می کرد &#8230; نمیخوام راجع به فوتبال صحبت کنم و البته اگه هم بخوام صحبت کنم یه برد برای حرف زدن در مورد یه تیم خیلی زود قضاوت کردن خواهد بود اما امروز بازیکن ها بازیکن های دیگه ای بودن و &#8230; میخوام در مورد مربی حصبت کنم !</p>
<p><a href="http://nowruzi.ir/mohsen/wp-content/uploads/2012/01/19.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1132" title="19" src="http://nowruzi.ir/mohsen/wp-content/uploads/2012/01/19.jpg" alt="" width="580" height="387" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">از بین حرفای زیادی که در مورد مربی از وقتی بازی تموم شده تا حالا به ذهنم رسیده دو تا مطلب هست که میگم و برای گفتن بقیه شاید وقت دیگه ای مناسب تر باشه. اولی این هست که همه ما به مربی نیاز داریم برای اینکه بتونیم قابلیت هامون رو به نحو احسن استفاده کنیم و به جایی که تواناییش رو داریم برسیم، یه وقتایی خودمون مجبور میشیم نقش مربی رو برای خودمون بازی کنیم اما طولانی شدن این موضوع اصلا خوب نیست، بودن مربی خیلی تاثیر شگرفی میتونه تو زندگی ما داشته باشه. در مورد خودم شاید تنها مقطعی که واقعا حس کردم مربی دارم دوران دبیرستان و سال اول دانشگاه بود ولی باز تا زمانی که سر کلاس میرفتم تا همین دو سال پیش دو مقطع ارشد غیر مستقیم هم که بود از اساتید چیزایی یاد میگرفتم اما این دو سالی که شاگرد نبودم خیلی جاها اشتباه رفتم و البته الان که دقت میکنم یه بخشی از این موضوع هم مربوط به عمل نکردن به توصیه ها مربی های قبلی یا دقت نکردن در این توصیه ها بوده . از طرف دیگه هر چی متنوع تر تدریس داشتم حس اینکه مربی هستم برای عده ای رو بیشتر داشتم و الان خیلی کمتر این حس رو دارم. الان احساس میکنم که هم باید یه مربی کنارم باشه و هم باید سعی کنم برای همه اونایی که میتونم یه مربی باشم.<br />
دومین نکته در مورد کار کردن هست، یه مدیر موفق تو یه کسب و کار به خصوص اگه کسب و کار مال خودش باشه، مدیری هست که زیردستاش حس کنن این یه مربی هست، یه مربی خوب یه مربی که داره به خوبی از توانایی های اون ها استفاده میکنه و توانایی هاشون رو روز به روز بارزتر میکنه این احساس کارایی رو میبره به سمت بی نهایت! و البته انرژی رو هم فکر میکنم حداقل دو برابر میکنه &#8230;</p>
<p>&nbsp;</p>
<img width="6" height="5" src="http://nowruzi.ir/mohsen/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=1131" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/coach/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقتی فقط به جیب خودمان فکر می‌کنیم!</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/general/jib_homayuni/</link>
		<comments>http://nowruzi.ir/mohsen/general/jib_homayuni/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Nov 2010 18:26:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن نوروزی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال!]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=523</guid>
		<description><![CDATA[<style type="text/css">
#leftcontainerBox {
	float:left;
	position: fixed;
	top: 60%;
	left: 20px;
}
#leftcontainerBox .buttons {
	float:left;
	clear:both;
	margin:4px 4px 4px 4px;
	padding-bottom:2px;
}
#bottomcontainerBox {
	width: 50%;
	padding-top: 1px;
}
#bottomcontainerBox .buttons {
	float: left;
	margin: 4px 4px 4px 4px;
}
</style>
چند وقت پیش بود،‌ فکر می‌کنم چند ماهی ازش گذشته باشه، مثل امروز جمعه بود و صبح تو خونه نشسته بودیم پای تلویزیون، اگه درست یادم باشه یه برنامه بود که از شبکه یک در مورد فوتبال پخش می‌شد و فتح الله زاده (مدیر عامل سابق استقلال) مهمون برنامه بود. داشتند در مورد راهکارهای مستقل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
#leftcontainerBox {
	float:left;
	position: fixed;
	top: 60%;
	left: 20px;
}
#leftcontainerBox .buttons {
	float:left;
	clear:both;
	margin:4px 4px 4px 4px;
	padding-bottom:2px;
}
#bottomcontainerBox {
	width: 50%;
	padding-top: 1px;
}
#bottomcontainerBox .buttons {
	float: left;
	margin: 4px 4px 4px 4px;
}
</style>
<p style="text-align: justify;">چند وقت پیش بود،‌ فکر می‌کنم چند ماهی ازش گذشته باشه، مثل امروز جمعه بود و صبح تو خونه نشسته بودیم پای تلویزیون، اگه درست یادم باشه یه برنامه بود که از شبکه یک در مورد فوتبال پخش می‌شد و فتح الله زاده (مدیر عامل سابق استقلال) مهمون برنامه بود. داشتند در مورد راهکارهای مستقل شدن باشگاه‌ها حرف می‌زدند، هر نظری که این آقا می‌داد از این جیب به اون جیب کردن پول بود. از گرفتن حق پخش تلویزیونی تا فروش محصولات با آرم باشگاه و &#8230; همه و همه گرفتن پول از مردم کشور و صرف کردن اون برای یه باشگاه بود،‌ تازه مردمی که پول ازشون گرفته می‌شد قشر متوسط و پایین جامعه بودند و قشری که پول بهشون داده می‌شد قشر مرفه جامعه!<span id="more-523"></span><br />
مجری برنامه با چندتا کارشناس و مدیر عامل باشگاه و &#8230; هم تماس گرفت و همه و همه از همین دست نظرها می‌دادند،‌ ما هم به نوعی داشتیم درباره این موضوع تو خونه حرف می‌زدیم،‌ نکته‌ای که نظر منو به خودش جلب کرد در وهله اول کشورهایی بود که این افراد برای مقایسه انتخاب کرده بودند: آلمان،‌ ایتالیا،‌انگلیس،‌اسپانیا و &#8230; و اثری از برزیل یا کشورهای آفریقایی نبود، من یه کم فکر کردم دیدم واقعا کشوری که در این مورد باید باهاش مقایسه بشیم اروپایی‌ها نیستند، بلکه کشورهایی مثل برزیل هستند و نکته مهم در راهکار درآمدزایی اون‌ها توجه به بازار خارجی بود تا به جیب مردم خودشون. تو همین موقعیت فعلی با فروش یه بازیکن به کشورهای عرب همجوار مبلغ زیادی عاید باشگاه‌ها میشه، کافیه  مثلا به عنوان نمونه مهرداد اولادی رو در نظر بگیریم که اون موقع چه مبلغی به پرسپولیس برای دو سال بازیش تو امارات داده شد و &#8230; .<br />
از یه طرف دیگه اگه به روزهای اوج فوتبال ایران نیگاه کنیم همون روزهایی هست که ما بازیکن‌های زیادی صادر می‌کردیم و مثل الان لیگ کشورمون بیست سی درصد بودجه‌اش صرف بازیکن و مربی خارجی نمی‌شد! در واقع زاویه دید ول کردن جیب خودمون و رفتن سراغ جیب دیگران در دیدگاه مدیران مفقود بود، در صورتی که یه باشگاه به جای ایستادن و پافشاری بر اینکه من ۳۰ میلیون هوادار دارم و اینا اگه سالی فلان مبلغ رو بدند،‌ فلان مبلغ عاید من میشه،‌ با فروش سه یا چهار بازیکن در فصل می تونه نیمی از هزینه‌هاش رو تامین کنه، اینجا اتفاقا نرخ برابری پول به نفع ما خواهد بود و با مبلغ فروش اون چند بازیکن میشه چند برابر بازیکن خرید!<br />
بگذریم، اصلا موضوع اصلی که میخواستم در موردش حرف بزنم فوتبال نبود! میخواستم در مورد سبک نگاه ایرانی‌ها حرف بزنم، چند روز پیش تو یه جلسه که مربوط به یه پروژه ملی می‌شد یه بنده خدایی می‌خواست با مقایسه گوگل و امثال اون با پروژه‌های تعریف شده تو ایران مشکل رو پیدا کنه، اینکه چرا ما تو آی تی پروژه اون اندازه‌ای نداریم،‌ البته اون‌جا چون جلسه در مورد این موضوع نبود بحث چندانی روش نشد، ‌اما من بیرون که اومدم خیلی به این موضوع فکر کردم که مشکل از کجاست، صد البته بخشی از مشکل که در نگاه اول توجه همه رو جلب می‌کنه موقعیت کشور هست ما راحت نمی‌تونیم با مردم کشورهای دیگه داد و ستد کنیم،‌ اما به نظرم این بین ۳۰ تا حداکثر ۵۰ درصد قضیه رو تشکیل می‌ده، درحالی‌که اینکه ما همه فقط به جیب هم‌وطنامون توجه می‌کنیم خیلی بیشتر موثر هست، قطعا بیش از ۵۰ درصد!‌ همه‌ی تولیدکنندگان نرم‌افزار میخوان چیزی بسازند که به عده‌ی بیشتری بفروشند و این عده هم‌وطنای خودشون هستند! خیلی خیلی محدود هستند افرادی که از اول هدف شون بیرون مرزهاست، تو بازار سخت افزار هم همین‌طور هست، همه دارند می‌گردند ببینند چی وارد کنند که سود بیشتری عایدشون بشه و مشتری بیشتری داشته باشند و تو مدت کمتری به سود بیشتری برسند و &#8230; .<br />
به طور خلاصه تو صنعت فناوری اطلاعات تقریبا تعداد افرادی که دارند فکر می‌کنند چی بسازند که از بیرون یه پولی وارد کشور بشه صفر هست! البته بازم در این مورد همون ایراد نبود زیرساخت و وجود مشکل برای داد و ستد با کشورهای دیگه وارد هست،‌ اما خوب اگه کسی واقعا دنبال یه کاری باشه راهش رو پیدا می‌کنه، نمونه‌اش هم همین واردات هست که افراد بالاخره راهش رو پیدا می‌کنند. اونایی که کشورهاشون الان صادرات بالایی داره،‌هر کشوری رفتند سعی کردند ببینند اونجا مردم به چی احتیاج دارند و چی بازار خوبی داره تا بسازند و صادر کنند و بر عکس مردم ما هر جا که رفتند دنبال این بودند که چی تو کشور خودشون بازار خوبی داره و چی وارد کنند و با خودشون بیارند که سود خوبی نصیب‌شون بشه،‌ خلاصه یکی از مشکلات عمده این هست که فقط به جیب خودمون فکر می‌کنیم و حتی گاهی اصلا جیبی برای دیگران متصور نیستیم!!!<br />
یکی از جاهایی که باید طرز فکر افراد شکل بگیره دانشگاه‌هاست و تو نوشته‌های بعدی می‌خوام به این موضوع بپردازم که ساختار دانشگاه‌ها باید چه تغییری بکنه تا بشه وارد فضای فکری دیگه‌ای شد و از یک واردکننده به یک صادر کننده و صد البته به یک وارد نکننده تبدیل شد.</p>
<img width="6" height="5" src="http://nowruzi.ir/mohsen/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=523" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nowruzi.ir/mohsen/general/jib_homayuni/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>این مربی هم برود؟!؟</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/general/football/this_coach_also_go/</link>
		<comments>http://nowruzi.ir/mohsen/general/football/this_coach_also_go/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 20:01:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن نوروزی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال!]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=379</guid>
		<description><![CDATA[<style type="text/css">
#leftcontainerBox {
	float:left;
	position: fixed;
	top: 60%;
	left: 20px;
}
#leftcontainerBox .buttons {
	float:left;
	clear:both;
	margin:4px 4px 4px 4px;
	padding-bottom:2px;
}
#bottomcontainerBox {
	width: 50%;
	padding-top: 1px;
}
#bottomcontainerBox .buttons {
	float: left;
	margin: 4px 4px 4px 4px;
}
</style>
امروز پرسپولیس بازی داشت با پیکان! امروز پرسپولیس باخت به پیکان! امروز سپاهان بازی داست با صبای قم! امروز سپاهان برد از صبای قم! بدون بازی این هفته هر دو تیم ۱۱ امتیازی بودند! قیمت بازیکنان سپاهان چند برابر بازیکنان پیروزی بود! قلعه‌نوعی هم اگر بیش از کرانچار نگرفته باشد کمتر از او نگرفته! تا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
#leftcontainerBox {
	float:left;
	position: fixed;
	top: 60%;
	left: 20px;
}
#leftcontainerBox .buttons {
	float:left;
	clear:both;
	margin:4px 4px 4px 4px;
	padding-bottom:2px;
}
#bottomcontainerBox {
	width: 50%;
	padding-top: 1px;
}
#bottomcontainerBox .buttons {
	float: left;
	margin: 4px 4px 4px 4px;
}
</style>
<p style="text-align: justify;">امروز پرسپولیس بازی داشت با پیکان!<br />
امروز پرسپولیس باخت به پیکان!<br />
امروز سپاهان بازی داست با صبای قم!<br />
امروز سپاهان برد از صبای قم!<br />
بدون بازی این هفته هر دو تیم ۱۱ امتیازی بودند! قیمت بازیکنان سپاهان چند برابر بازیکنان پیروزی بود! قلعه‌نوعی هم اگر بیش از کرانچار نگرفته باشد کمتر از او نگرفته!<br />
<span id="more-379"></span><br />
تا اینجا چه چیزی دستگیرتان می‌شود؟ تا هفته پیش اوضاع پرسپولیس و سپاهان یکی بوده! اما با اینکه سپاهان بیشتر خرج کرده هیچ کس نگفته ساکت حیا کن سپاهان رو رها کن! با اینکه ساکت n سال است که مدیر عامل سپاهان است و حتی امتیاز لیگ برتر سپاهان نوین رو با مبلغ هنگفت به فولاد فروخت اما سپاهان هنوز ورزشگاه نداره، اما بازم هیچ کس نمیگه ساکت حیا کن سپاهان رو رها کن! اما انصاری فرد تو همین مدت محدود خیلی کارها کرده که ساکت تو اون چند سال نکرده مثل همین کلینیک پزشکی و &#8230; اما همه شعار میدن انصاری فر حیا کن و &#8230; ! خوب انصاری فر حالا برود! اونکه میاد چه غلطی میخواد بکنه؟!؟ میخواد یه مربی آشغال بیاره به جای این مربی که الحق والنصاف مربی خوبیه، امروز پرسپولیس اصلا مستحق شکست نبود و ناداوری و بد شناسی باعث باختش شد(بازی رو کامل دیدم). چرا این هوادار نمی فهمه که بابا این موقع فصل رفتن انصاری‌فر یا رفتن کرانچار دردی رو دوا نمیکنه و چرا عادل استقلالی شده خرمگس معرکه! اینا همه سوالاتی هستند که جواب‌شون خیلی سخته!<br />
البته جواب‌های دم دستی زیادن مثل اینکه سپاهان قدر پرسپولیس طرفدار نداره و &#8230; . اما جواب اصلی تو قضایای پیچیده تری هست هم قضایای سیاسی جناح حاکم و هم بازی های سیاسی جناح اقلیت، این چیزی هست که به جون پرسپولیس افتاده، سیاست! نمی‌دونم کسی صدای منو می‌شنوه یا نه! ولی احمقانه‌ترین کار الان عوض کردن کرانچار هست، اینو هر احمقی می فهمه به جز انصاری فر که الان لای منگنه هیچی نمی‌فهمه! و بازم اینکه عوض کردن کرانچار حتی از عوض کردن انصاری فر هم احمقانه‌تر هست!</p>
<img width="6" height="5" src="http://nowruzi.ir/mohsen/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=379" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nowruzi.ir/mohsen/general/football/this_coach_also_go/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حاج عباس سدشکن؛ زمان، قاضی خوبی است که می‌گذرد!</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/general/football/bayaneiyeh_peyrovani/</link>
		<comments>http://nowruzi.ir/mohsen/general/football/bayaneiyeh_peyrovani/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 13 May 2009 08:17:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن نوروزی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فوتبال!]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=188</guid>
		<description><![CDATA[<style type="text/css">
#leftcontainerBox {
	float:left;
	position: fixed;
	top: 60%;
	left: 20px;
}
#leftcontainerBox .buttons {
	float:left;
	clear:both;
	margin:4px 4px 4px 4px;
	padding-bottom:2px;
}
#bottomcontainerBox {
	width: 50%;
	padding-top: 1px;
}
#bottomcontainerBox .buttons {
	float: left;
	margin: 4px 4px 4px 4px;
}
</style>
متن بیانیه افشین پیروانی خطاب به عباس انصاری‌فر: برادر محترم جناب آقای حاج عباس انصاری‌فر مدت‌هاست شما به هر دلیلی راجع به من؛ حق و ناحق، درست و نادرست حرف زدید و گفتید و نوشتید و من به حرمت تیمی که رنگ قرمز پیراهنش و سبقه و شکل‌گیری‌اش در رگ و خونم جاری است و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
#leftcontainerBox {
	float:left;
	position: fixed;
	top: 60%;
	left: 20px;
}
#leftcontainerBox .buttons {
	float:left;
	clear:both;
	margin:4px 4px 4px 4px;
	padding-bottom:2px;
}
#bottomcontainerBox {
	width: 50%;
	padding-top: 1px;
}
#bottomcontainerBox .buttons {
	float: left;
	margin: 4px 4px 4px 4px;
}
</style>
<p>متن بیانیه افشین پیروانی خطاب به عباس انصاری‌فر:</p>
<p style="text-align: justify;">برادر محترم جناب آقای حاج عباس انصاری‌فر<br />
مدت‌هاست شما به هر دلیلی راجع به من؛ حق و ناحق، درست و نادرست حرف زدید و گفتید و نوشتید و من به حرمت تیمی که رنگ قرمز پیراهنش و سبقه و شکل‌گیری‌اش در رگ و خونم جاری است و این تیم را فراتر از فوتبال؛ که یک جریان ملی می‌دانم سکوت اختیار کردم که اگر یار تیم نباشم بارش نشوم. اما تهمت و افتراها آن چنان به نهایت رسیده است و حیا در ادای ادعاها پنهان است و حجب شرمنده و شرمسار شده است.<span id="more-188"></span>برادرم؛ شما را که به نام حاج عباس انصاری‌فر حمل حاجی بودن و نام عباس حمل کردن بسیار سنگین است که طواف خانه کعبه نموده‌اید و رشادت جوان بنی‌هاشم نام شماست چه آسان افترا و تهمت و دروغ به کار می‌برید که آدم از آن سوی آب آمده‌ای چون وینگادا که تشرع حمل نمی‌کند به همه شرایط حرفه‌ای و پول و قرارداد حتی از دست دادن سمتش؛ کذب شما را فریاد می‌کند و مدعی می‌شود شما به دروغ ناراحتی و نگرانی خود را به او نسبت داده‌اید. من مدیون راستی و درستی اویم که بسیار از این سمت‌ها بالاتر و ماندگارتر است.<br />
برادر عزیز راه را سخت و کج کردید که اگر حضور من اینقدر برای شما غیرقابل تحمل بود به مردی و به راستی به خودم می‌گفتید و من نه به رادمردی که به عشق پرسپولیس قبول می‌کردم و خداحافظی.<br />
پس چرا اینقدر ناجوانمردانه و تخریب. شما مرا به بلندپروازی متهم نمودید در سیمایی که میلیون‌ها بیننده دارد. اگر بلند پروازی من به دیگری لطمه نزند چه ضعفی است و چه نادرستی در آن نهان است. من که سرافرزانه سرباز پرسپولیس بوده‌ام. آن زمان که سمتی نداشتم چون یک تماشاگر تشویقش کردم و آن گاه که به یاری خواندنم مشتاقانه و بی‌واسطه و بی اما و اگر یا علی گفتم و آنگاه که آقای افشین قطبی ساعت سه صبح از ایران رفتند و من قربانی این دستور با باید هیات مدیره شدم تا تمرین ده صبح تیم بی‌مربی نباشد.<br />
این بلندپروازی‌ که شما ترور و تخریب‌اش می‌کنید برایم افتخار است که از خود گذشتم تا تیم پرسپولیس رنگ قرمز و عشقم برقرار بماند.<br />
آقا شما با چه دانشی از مربی با دانش صحبت می کنید و تخریبش می‌کنید که در کنار تیم فرانسوی کار کرده ام.<br />
شما بی‌شک طرفدار خوبی برای پرسپولیس نبوده‌اید که در اوج حساسیت مسابقات مهم و جام حذفی با این که می‌دانستید تیم نیازمند آرامش است هر روز و ساعت به مصاحبه ها و گفت و گوهای کذب از تیم سلب آرامش کردید. اما من جوان که باید مثلا الگویم شما باشد سکوت پیشه کردم که مبادا آرامش بایسته تیم ترک بردارد و گرنه این نوشته را بایستی ده روز پیش می‌نوشتم و این گفته‌ها را باید ده روز پیش می‌گفتم.<br />
من به عنوان یک پرسپولیسی از شما به عنوان مدیرعامل یا شاید عامل مدیر می گذرم که پرسپولیس را عشق است اما در معنا شما را به خداوندگار واگذار خواهم کرد. من سد و مانع شما بودم. شما این سد را برداشته اید. در آتیه شاهد اتفاقاتی خواهیم بود که خواهید دید و آنجاست که من همه چیز و همه پشت و پس و نبایدها را خواهیم گفت. شما با همه مانع‌ها چون هدایتی، کریمی و&#8230; هم برخورد خواهید کرد. آیا آنها را هم خواهید شکست؛ چون من؟<br />
سلام به دوستان، آن پیشکسوت خانه نشین و در کمین نشین مربی‌ها برای برکناری برسانید که پس از کمین سکوهای تیم پیکان از فرط بی‌تیمی و دوری از فوتبال ارتوپد شده و به پشتوانه جنابعالی می‌خواهد گردن عابدزاده و باقری بشکند. کاش این رشادت در شکستن را در زمان مربی‌گری‌اش داشت تا با ترس و لرز ارنج تیم اعلام نکند. آنقدر نادوست داشتنی که همه چشم دیدن‌اش را نداشته باشد. ایشان چه خوب می‌فهمد که کریمی خودش را به کمر درد زده و خداوند از سر لطف به کمر چه کسی خواهد زد.<br />
در آخر بد نمی‌دانم بگویم روزی خواهند رفت و آنچه می‌ماند مردی و مردانگی و سلامت و درستی است که هیچ وقت تمام نخواهد شد.<br />
حاج عباس سدشکن؛ زمان، قاضی خوبی است که می‌گذرد. من روزی خواهم آمد و با جان و دل و وجودم ارادتم را به پرسپولیس و هوادارانش اعلام خواهم نمود؛ چرا که ترانه و باد را مردم در اختیار دارند و چه کسی می‌تواند بر ترانه قفل زند.<br />
با احترام افشین پیروانی</p>
<img width="6" height="5" src="http://nowruzi.ir/mohsen/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=188" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nowruzi.ir/mohsen/general/football/bayaneiyeh_peyrovani/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقتی مایلی‌کهن عوض شد!</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/general/football/maylikohan/</link>
		<comments>http://nowruzi.ir/mohsen/general/football/maylikohan/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Apr 2009 20:22:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن نوروزی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فوتبال!]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=170</guid>
		<description><![CDATA[<style type="text/css">
#leftcontainerBox {
	float:left;
	position: fixed;
	top: 60%;
	left: 20px;
}
#leftcontainerBox .buttons {
	float:left;
	clear:both;
	margin:4px 4px 4px 4px;
	padding-bottom:2px;
}
#bottomcontainerBox {
	width: 50%;
	padding-top: 1px;
}
#bottomcontainerBox .buttons {
	float: left;
	margin: 4px 4px 4px 4px;
}
</style>
شاید به عنوان یکی از علاقه‌مندان قطبی و یکی از افرادی که از همون اول هم که دایی مربی شد فکر می‌کردم حق قطبی هست و بعد هم که مایلی‌کهن شد باز فکر می‌کردم الان تنها کسی که می تونه به تیم کمک کنه قطبی هست، منم باید مثل بقیه خوشحال باشم، اما این‌طور نیست! [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
#leftcontainerBox {
	float:left;
	position: fixed;
	top: 60%;
	left: 20px;
}
#leftcontainerBox .buttons {
	float:left;
	clear:both;
	margin:4px 4px 4px 4px;
	padding-bottom:2px;
}
#bottomcontainerBox {
	width: 50%;
	padding-top: 1px;
}
#bottomcontainerBox .buttons {
	float: left;
	margin: 4px 4px 4px 4px;
}
</style>
<p style="text-align: justify;">شاید به عنوان یکی از علاقه‌مندان قطبی و یکی از افرادی که از همون اول هم که دایی مربی شد فکر می‌کردم حق قطبی هست و بعد هم که مایلی‌کهن شد باز فکر می‌کردم الان تنها کسی که می تونه به تیم کمک کنه قطبی هست، منم باید مثل بقیه خوشحال باشم، اما این‌طور نیست!<br />
نمی‌دونم بیانیه دوم مایلی کهن رو خوندی یا نه، و نمی‌دونم تا حالا برات پیش اومده که وقتی پسرت کنارت هست یه عده آدم شروع کنن به اهانت به تو! یه عده که هیچی اینکه در حضور پسر یه نفر به پدر توهین کنه هم اعصاب آدم رو داغون میکنه، چه برسه به اینکه چند ده هزار نفر تو رو که عمرت رو صرف فوتبال کردی، تو یه بازی فوتبال به خاطر اینکه نباختی شروع کن به توهین کردن به تو و از بد روزگار همون یه روز پسرت با تو اومده باشه ورزشگاه، واقعا خیلی درد داره، اصلا نمی‌تونم تصور کنم!<span id="more-170"></span><br />
اجازه بدین دیگه حرفی از خودم نزنم، اول نامه مایلی کهن رو می نویسم و بعد نامه خاکپور رو، خودتون بخونید و قضاوت کنید:<br />
&#8220;بسمه تعالی<br />
بیانیه شماره ۲<br />
مربی شدن چه آسان، آدم شدن محال است<br />
نمی‌دانم چه بگویم، چه بنویسم. به قول مجری محترم برنامه نود، این روزها بلوایی در فوتبال ما به وجود آمده که قداست آن را زیر سوال برده که همه آن ناشی از بیانیه احمقی به نام مایلی کهن است.<br />
بله؛ محمد مایلی کهن. این مزدور به مردم و میهن، که به یکباره تمام قداست و زیبایی فوتبال ما را شکسته و تنها نیمه خالی لیوان را دیده و همواره فریاد سر می‌دهد ای مردک (مایلی کهن) چگونه به خودت اجازه دادی با الفاظی مانند گنده باقالی، کوتوله و &#8230; تقدس شعاری حماسی مانند توپ، تانک، فشفشه &#8230; را از بین ببری.<br />
شعار پرمحتوا و زیبایی که در عین سادگی در مقاطع مختلف کاربرد اساسی داشته؛ نه تنها در روابط با مایلی کهن بلکه دیگران نیز از آن بی‌بهره نمی‌مانند.(داور، بازیکن، مربی &#8230;).<br />
ای خائن(مایلی کهن) آدم بی‌منطق و نادان چرا و با کدام منطقی توی احمق به هنگام مسابقه تیم سایپا با استقلال تهران، هنگامی که شعار می‌دادند توپ، ‌تانک، فشفشه، مایلی کهن &#8230; توی نادان در صندلیت نشستی و دم برنیاوردی. ای مردک چرا با دیگران هم آواز نشدی و آن شعار را تو نیز سر ندادی، تازه گناه بزرگتر اینکه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتی بود که در ورزشگاه حاضر می‌شد) را نکشیدی و به او نگفتی که پسرم تو هم این شعار زیبا و بی‌مانند را هم صدا با تماشاچیان فهیم زمزمه کن. توپ، تانک، فشفشه &#8230;<br />
پسرم آنها به دلیل حضور مبارک تو در کنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بیش از همیشه مورد لطف و تشویق خود قرار می‌دهند. پسرم هیچ می‌دانی که پدرت در تمامی دوران قهرمانی‌اش این گونه مورد لطف و حمایت قرار نگرفته بود. به راستی ای مزدور، خائن، گلادیاتور، با کدام منطق و جسارتی به خود اجازه دادی که بازیکنانت بدون غل و زنجیر در مسابقات حاضر شوند.<br />
ای مردک عقب‌مانده در هزاره سوم با کدام جسارتی این همه اتحاد و همدلی بین تماشاگران را نادیده گرفته و درصدد آن هستی تا در بین آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوری؟ چگونه است که چشمانت را بستی و بهترین تماشاگران دنیا را نمی‌بینی؟<br />
ای بدبخت فلک زده، ای مردک عقب افتاده، بیشتر این عقب‌افتادگی‌ات به خاطر این است که نمی‌خواهیم تماشاگرنماهای واقعی را از کانال تلویزیونی همسایه ببینیم، هر چند چند بار دعوت شدی و دیدی که تماشاگرنماها چگونه بازیکنانشان را وقتی گل می‌زنند می‌روند و در بغل آنها قرار می‌گیرند.<br />
اگر تماشاگرنماها نبودند که می‌بایستی تکه بزرگ بازیکن، گوش او می‌شد. بیچاره در به در از آن جا مانده، از این جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود که فاصله سکوهای تماشاگران با زمین مسابقه از بین نمی‌رفت و می بایستی بین آنها خندقی کنده می‌شد. بله آنها تماشاگرنما هستند که پس از اتمام بازی برای هر دو تیم دست می‌زنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلکه شرف و غیرت و مردانگی ندارند. مگر می‌شود تیم مورد علاقه‌شان بازی را واگذار کند و او برای تیم خود و رقیبش دست بزند.<br />
مگر می‌شود تیم مورد علاقه‌اش در پایان مسابقه بازی را واگذار کند و رگ گردنش بیرون نزند. مگر نمی‌دیدی که این مسابقه آخرین مسابقه تیم مورد علاقه او و تو می‌باشد. پس باید بر اساس اصول حرفه‌ای گری از هر طریق ممکن و با هر ترفند در این مسابقه پیروز از زمین خارج شود.<br />
اینها را که دیدم و شنیدم به خود آمده و گفتم پس ای آدم کوتوله این اراجیف چه بود که در بیانیه اول نوشتی. این همه غوغا و بلوا در فوتبال نجیب و پاک ما بوجود آوردی. از خودت خجالت بکش و به خاطر این همه پاکی، دوستی، صمیمیت، اتحاد، مردانگی، تماشاگر خوب، بازیکن خوب، داور خوب، مربی خوب، مدیر خوب، ورزشگاه خوب، فدراسیون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلویزیون خوب، رادیوی خوب و خیلی خوب‌های دیگر و به خاطر اینکه قداست این همه خوبی‌ها‌ را شکستی از همه معذرت بخواه و طلب عفو کن و با صدای بلند بگو من لایق و شایسته مربیگری تیم ملی کشورم نیستم و از اول هم ما اشتباه بودیم.<br />
عجیب است که روده‌درازی می‌کنم اما این پسر؛ علیرضا (نوه‌ام) این شعر را می‌خواند: یک توپ دارم قلقلی، سرخ و سفید و آبی، می‌زنم زمین هوا می‌ره، نمی‌دونی تا کجا می‌ره. من این توپو نداشتم ،‌مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عیدی داد یک توپ قلقلی داد.<br />
بابا، علیرضای بهتر از جانم تو هم وقت گیر آوردی اما به خودم می‌آیم و می‌گویم این پسر ۳ ساله از من کوتوله ۵۵ ساله عقلش بیشتر است. صدایش می‌کنم و می‌گویم، عزیزم عجب توپی، عجب صفایی، عجب معرفتی، عجب مروتی، عجب مردانگی، عجب دوستی، بابا علیرضای بهتر از جانم می شه به من هم یکی از اون توپ ها را بدی و با همان پاکی و صداقت صمیمیت و معصومیت تو.<br />
محمد مایلی کهن از همه جا رانده و مانده اما یارب نظر تو برنگردد.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">&#8220;هو الحق؛<br />
جام‌جهانی به چه قیمت و برای چه؟ تمام مشکلات ما از آنجا شروع شد که تیم ملی پس از ۲۰ سال به جام جهانی ۱۹۹۸ راه یافت! همانجا بود که از من بازیکن گرفته تا مربی، رئیس فدراسیون و طرفدار و غیره فکر کردیم که حالا کسی شده‌ایم و حق داریم به هر کس و هر چیز فخر بفروشیم و برای رسیدن به یک پست و مقام و قهرمانی دیگر هر اعتقاد و مسلکی را زیر پا گذاشته و هر چه می‌خواهیم بگوییم و انجام دهیم.<br />
به هر کس که می‌خواهیم ناسزا گفته و مهمترین و مقدس‌ترین اصل یک ایرانی را که خانواده اوست تنها برای رسیدن به یک پیروزی لگدمال کرده و پدر و فرزند روی سکوها کنار هم شعارهایی بدهیم که امروزه به یک فرهنگ مبدل شده است.<br />
بله گفتم فرهنگ! با ایجاد کمیته انضباطی چه فرهنگ سازیی در این فوتبال کرده‌ایم! حتی چند برنامه تلویزیونی جذاب نیز در این رابطه تهیه کرده‌ایم که در راستای بی حرمتی به بزرگتر و پیشکسوت و دعوا و جدل نیز فرهنگ سازی می‌کنند.<br />
می‌سازند و ویران می‌کنند، همه چیز را نقد می‌کنند و توجیه می‌کنند.<br />
آیا باور کنیم پرگار شعور ما به شعاع نیازهای کودکانه امروز دایره می‌زند.<br />
و صد افسوس که چقدر پربیننده‌اند این برنامه ها!<br />
راستی چرا این همه سعی داریم که به جام جهانی برویم؟ آیا می خواهیم آنجا نیز فرهنگ سازی کرده و به تمام تماشاچیان دنیا شعار توپ و تانک را آموزش دهیم؟ یا فوتبال منظم و پر از برنامه و تاکتیک خویش را به رخ دنیا بکشیم؟<br />
آه برنامه و برنامه‌ریزی !! چه توقع نابجایی رئیس فدراسیونی که در مقابل دوربین های تلویزیونی و در رسانه ملی اقرار می‌کند که نمی‌دانم تا یک ساعت دیگر در این پست هستم یا نه و لحن گفتاری او نشان دهنده آن است که اهمیتی هم قائل نیست، چگونه برای رسیدن تیم به جام جهانی برنامه ریزی می‌کند و تصمیم می‌گیرد؟<br />
البته بر همگان آشکار است که چه کسی در فدراسیون فوتبال تصمیم گیرنده است!<br />
از رفتن به جام جهانی به دنبال چه هستیم؟ به دنبال کسب افتخار؟ به دنبال پول بیشتر؟ یا اعتبار بیشتر؟<br />
اعتبار؟ آه کلام غریبی است اعتبار. وقتی پاک ترین و خوش قلب ترین مرد فوتبال خودمان را به جایی می‌رسانیم که الفاظی را به کار می برد که هیچگاه در طول زندگیش حتی وقتی که با کسی دعوا کرده است به کار نبرده است، با او چه کرده‌ایم که چنین می‌گوید؟ از خودمان پرسیده‌ایم که چه بلایی بر سر معتقدترین مرد فوتبالمان آورده‌ایم؟ از خود پرسیده‌ایم که ارزش و حرمت اعتبار را می‌دانیم یا نه؟<br />
مردی که از کودک خردسال تا پیرمرد کهنسال را آقا خطاب می‌کند چنان با اعتبارش بازی می‌کنیم و پیش روی فرزند و خانواده اش تحقیر، که سخنانی را به لب می آورد که همیشه مخالف آن بوده است. فقط به خاطر این که می خواهیم به یک برد دیگر رسیده و یا به جام جهانی برویم!<br />
و در چشمان اهالی فدراسیون فوتبال می بینیم که از این اوضاع چه خوشحالند ولی لبهای آنها چیز دیگری می‌گوید و چه ساده که نمی‌دانند چشمها هیچ‌گاه دروغ نمی‌گویند!<br />
و باز هم اعتبار. بزرگترین اعتبار فوتبال ملی خویش را به خاطر پنهان شدن در پشت نام او به یک باره سرمربی تیم ملی می کنیم و با یک باخت شبانه آن همه افتخار و اعتبار را همچون مهره‌ای که دیگر به دردمان نمی خورد و استفاده هایمان را از او کرده‌ایم به دور می اندازیم.<br />
در مورد اعتبار اگر ساعت ها بنویسم و بگویم کم است چرا که باید پرسید با اعتبارات فوتبالمان یعنی: عابدزاده، عزیزی، دایی، مایلی کهن، پروین و غیره در ۱۰ سال گذشته چه ها که نکرده ایم.<br />
و به راستی چرا می خواهیم به جام جهانی برسیم؟ چرا؟<br />
محمد خاکپور؛ عضو سابق فوتبال!&#8221;</p>
<img width="6" height="5" src="http://nowruzi.ir/mohsen/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=170" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nowruzi.ir/mohsen/general/football/maylikohan/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

