چند روز پیش که رفته بودیم یه کمد از خونه داداشم اینا که دارن آماده میشن برن کوی اساتید و این کمد تو اون خونهشون جا نمیشه! بیاریم بزاریم تو خونهمون. همه چی خوب پیش رفت، فقط تو حیاط خونهمون موقع بلند کردن کمد برای انتقال به مکان مناسب، زنبوری که ظاهرا زیر کمد قایم شده بود، انگشت من رو مورد عنایت قرار داد! تو این پست هم میخواستم در مورد نیش زنبور، روش برخورد باهاش و فوایدش! بنویسم که باز وقت نیست و فقط چند تا تصویر از دست زنبور زده براتون میزارم! لذت ببرید از اینکه زنبور منو نیش زده!
ادامه ی نوشته
این چند روزه که همه مشغول برگزاری یا شرکت در کنفرانس رمز بودن! من هم با همراهی دو تا از دوستا یا گاهی یکیشون و گاهی هم تنهایی! مشغول راهاندازی آز سیستم عامل بودیم مثلا! داستان های مفصلی داره که وقت نوشتنشون نیست! فقط اینکه خدا رو شکر یه سر و سامون نصف نیمهای گرفت و اینکه ان شاء الله تا یکی دو ترم دیگه حسابی خوب میشه! و بالاخره اینکه من و یکی از دوستام روز سه شنبه گذشته ۱۵ تا ویندوز نصب کردیم! به علاوه ویژوال استادیو و مخلفات، شاید ترم دیگه دوباره برگشتیم سراغ لینوکس کسی چه میدونه؟!؟ خوب دیگه بریم سراغ تصاویر! ادامه ی نوشته
این تصویر رو چند روز پیش گرفتم که در مورد اتاقم بنویسم و در مورد نظم و برنامهریزی! اما الان دیگه نه وقتش هست و نه حوصلهاش! و صد البته نه یادم هست که چی میخواستم بنویسم! نتیجه هم اینکه از این به بعد باید آب هویج بیشتر بخورم!

اتاق(میز) مرتب و منظم من!
دوباره چند روزی نبودم! تو این چند روز یه عالمه حرف داشتم که بزنم اما نشد که نشد! الان هم که اومدم نصف حرفام رو نمیرسم بنویسم! ولی خوب چاره چیه! همین هم غنیمت هست! خوب دیگه برای این پست کافیه امشب چند تا پست تصویر محور براتون میزارم، از اینا که چند تا تصویر هست و چند خط نوشته! این تصویرا هر کدوم مال یه روز هست که موقع خودش نرسیدم بنویسم، اگه رسیدم در مورد قحط الرجال و چند تا موضوع دیگه هم مینویسم، اگه نه باشه برای بعد!
تو چند روز گذشته چندین نفر از من در مورد آزمون ارشد سوال کردن و اینکه چی بخونن، چطوری بخونن، چقدر بخونن، آزمون بدن یا نه و … . منم با دیدی که خودم از موضوع داشتم یه توضیحاتی دادم و یه راهنماییهایی کردم. منتهی حقیقتش اینه که قبلا یعنی اون اوایل که قبول شده بودم ارشد تو ذهنم بود که راهنماییهای موجود رو یه جا جمع کنم و همه دیدگاه ها رو یه جا بدم دست اونایی که میخوان تا فقط از دیدگاه من به موضوع نگاه نکنند و اون دیدگاهی رو انتخاب کنند که براشون مناسبتر هست. ادامه ی نوشته
چند روز پیش با یه بنده خدایی که طرز فکرش برام جالبه، در مورد این حرف میزدیم که کدوم درسته اینکه آدم یه سری ملاک انتخاب کنه و بعد هر کی رو بهش معرفی میکنند یا خودش میشناسه با اون ملاکها بسنجه یا اینکه نه باید ببینه اون کسایی که بهش پیشنهاد میشن چه شرایطی دارن و هر کدوم رو پسندید انتخاب کنه! فکر کنم خیلی بد توضیح دادم! اجازه بدین یه جور دیگه بگم. ادامه ی نوشته
بعد از نوشتن پست قبلی داشتم صفحه اول وبلاگ رو میدیدم که تعداد زیاد علامت تعجب، متعجبم کرد! به سراغ صفحهها و مطالب قدیمیتر رفتم و دیدم اونجا هم فراوانی علامت تعجب بالاست! دو تا نتیجه گرفتم! یکی اینکه من کلا متعجبم! و دومی اینکه چند وقت دیگه احتمالا هر کی ! رو جستجو کنه با توجه به چگالی بالای این حرف، نماد یا کلمه! تو این وبلاگ ممکنه گوگل این وبلاگ رو در صدر نتایج جستجو قرار بده! فکر کن! وبلاگ یک آدم متعجب و حیران! در صدر نتایج جستجوی ! ، عادلانه به نظر میرسه! نظر شما چیه؟!؟
ادامه ی نوشته