دردمندی که کس نیندیشد بر غمش، جز غمین دل من کیست؟
مرغکی کس نشد شکسته دلش، جز شکسته آهن تن، کیست؟
دل پریشی که سخت بیهوش است، خسته بالی که رفته از هوش است
مانده در میان این اوضاع، خسته و خستهتر ز دیروز است
خستگی تازه نیست، عمری هست، تازگی از کجاست، میدانی؟
این چه سری است هیچ میفهمی این چه دردی است هیچ میمانی؟
این قمر در عقرب اوضاع، از کجا آمده نمیدانم
نیست پاسخ برای حرف دلم، لحظهای پیشتر نمیرانم
منتهی دلم که حرفی نیست، ابتدایش ولی شکسته دلی است
آخرش هیچ کس نمیفهمد حرف این شعر چه بوده و از چیست! ادامه ی نوشته
متن بیانیه افشین پیروانی خطاب به عباس انصاریفر:
برادر محترم جناب آقای حاج عباس انصاریفر
مدتهاست شما به هر دلیلی راجع به من؛ حق و ناحق، درست و نادرست حرف زدید و گفتید و نوشتید و من به حرمت تیمی که رنگ قرمز پیراهنش و سبقه و شکلگیریاش در رگ و خونم جاری است و این تیم را فراتر از فوتبال؛ که یک جریان ملی میدانم سکوت اختیار کردم که اگر یار تیم نباشم بارش نشوم. اما تهمت و افتراها آن چنان به نهایت رسیده است و حیا در ادای ادعاها پنهان است و حجب شرمنده و شرمسار شده است. ادامه ی نوشته
شاید اول لازم باشه یه مقدمه کوتاه در مورد این قسمت معرفی سایت بگم، تو این قسمت میخوام یه اشاره کوتاه به سایتهایی که از نظر من اطلاعات جالبی توشون هست بکنم، ممکنه این سایتها اصلا سایتهای خاص و برجستهای نباشن فقط اطلاعاتی داشتن که از نظر من جالب بوده.
اولین سایتی که می خوام بهش بپردازم سایتی هست که در واقع زیر مجموعه بنیاد ایران شناسی محسوب میشه و حتی یه دامنه هم براش ثبت نکردن و باید با IP بهش دسترسی پیدا کنید! عنوانش هم هست مشاهیر و فرهیختگان ایران ادامه ی نوشته
امروز صبح یه سخنرانی داشتم تو چهارمین جشنواره تولید محتوای الکترونیکی معلمان استان اصفهان، دیشب تا دیر وقت داشتم به این فکر میکردم که موضوع سخنرانی چی باشه که هم خدا رو خوش بیاد و هم بندگان خدا رو. بالاخره به سیستم های مدیریت یادگیری(LMS) رضایت دادم! کار آمادهسازی مطالب برای سخنرانی تا ساعت ۳ صبح طول کشید و من هم ساعت ۹:۳۰ سخنرانی داشتم! البته مطابق معمول برنامهها تاخیر داشتن و من ساعت ۱۰:۵۵ تا ۱۱:۲۳ سخنرانی کردم! اما شب کمتر از ۳ ساعت خوابیدم، با این وجود خوشبختانه تونستم به خوبی از پس سخنرانی بر بیام، و خستگی و ضعف نتونست بر من غلبه کنه! ادامه ی نوشته
شاید به عنوان یکی از علاقهمندان قطبی و یکی از افرادی که از همون اول هم که دایی مربی شد فکر میکردم حق قطبی هست و بعد هم که مایلیکهن شد باز فکر میکردم الان تنها کسی که می تونه به تیم کمک کنه قطبی هست، منم باید مثل بقیه خوشحال باشم، اما اینطور نیست!
نمیدونم بیانیه دوم مایلی کهن رو خوندی یا نه، و نمیدونم تا حالا برات پیش اومده که وقتی پسرت کنارت هست یه عده آدم شروع کنن به اهانت به تو! یه عده که هیچی اینکه در حضور پسر یه نفر به پدر توهین کنه هم اعصاب آدم رو داغون میکنه، چه برسه به اینکه چند ده هزار نفر تو رو که عمرت رو صرف فوتبال کردی، تو یه بازی فوتبال به خاطر اینکه نباختی شروع کن به توهین کردن به تو و از بد روزگار همون یه روز پسرت با تو اومده باشه ورزشگاه، واقعا خیلی درد داره، اصلا نمیتونم تصور کنم! ادامه ی نوشته
امروز که اومدم سراغ وبلاگ دیدم حدودا ۱۵ روز میشه که چیزی ننوشتم، داشتم فکر می کردم که دیگه اسم وبلاگ رو عوض کنم و به جای نوشتههای شبانه بزارم، نانوشتههای شبانه!
تو این مدت، هر شب یه عالمه حرف برای نوشتن داشتم اما نمیدونم چرا نشد بنویسم، شاید هم یه حکمتی داشته. به هر حال خوب که فکر کردم دیدم نانوشتههام رو که نمیتونم بنویسم، برای همین همون اسم نوشته های شبانه رو میزارم بمونه!
ان شاء الله چیزهایی که باید نوشته بشن رو می نویسم و نمی زارم نوشتههای شبانه تبدیل به نانوشتهها بشن، تا خدا چی بخواد، به قول مایلی کهن «یا رب نظر تو برنگردد»!
منتظر نوشته های بعدی باشین!
امروز بنابر نیازی که تو یه پروژه بود داشتم انواع روشهای مشاهده خلاصه مطلب تو وردپرس رو بررسی می کردم، که دیدم سه تا روش اصلی برای اینکار وجود داره:
اولین روش استفاده از دستور()the_excerpt به جای دستور ()the_content در قالب مورد استفاده هست. در این روش اگه موقع نوشتن متن قسمت خلاصه رو هم پر کرده باشین، کع خوب همون خلاصه رو نشون میده و در غیر این صورت ۵۵ کلمه اول رو نشون میده. بد نیست اما چون دستکاری قالب میخواد فعلا میزاریمش کنار!
روش دوم کمک گرفتن از ادیتور وردپرس هست! بله درسته این ادیتور یه دکمه برای مشخص کردن پایان خلاصه داره! با کلیک روی این دکمه هر جای متن که باشیم، تا اونجا خلاصه محسوب میشه و به جز درحالتی که داریم صفحه مخصوص اون مطلب را میبینیم (single.php) در بقیه حالتها یعنی در آرشیو و در صفحه اصلی همین خلاصه نشون داده میشه. الان من آخر همین پارگراف یه دونه ادامه میزارم!
ادامه ی نوشته