گاهی دلمان می خواهد اوضاع جور دیگری باشد اما …
نمیشود گفت که بعضی چیزها دست ما نیست چرا که اگر درست بنگریم خیلی چیزها را از قلم انداختهایم و اتفاقاتی که گاها بی ربط به نظر می رسند هم حداقل آنقدر که به نظر میرسند بی ربط نیستند.
رفتنم از ACM همانقدر ناگهانی بود که آمدن اول و دومم! شاید اگرموقع دیگری تصمیم دیگری گرفته بودم اوضاع جور دیگری بود و شاید … . چه اهمیتی دارد؟ اینکه بعضی چیزها و بعضی افراد و (شاید هم همه به جز بعضی افراد و همه چیز به جز برخی چیزها!) در محیط آکادمیک ما بازیچه هستند و اینکه خیلی چیزها سر جایش نیست، چه اهمیتی دارد؟ چه اهمیتی دارد که من چگونه آمدم و چگونه رفتم و چرا باید اهمیت داشته باشد؟ اهمیت را آنهایی دارند که از این به بعد هم اهمیت خواهند داشت! و البته هر کس خودش باید حواسش باشد که بازیچه واقع می شود و بازیچهها هیچگاه اهمیت نداشتهاند واین داستان در طول تاریخ بارها تکرار شده و خواهد شد و مهم درس گرفتن از آن است.
شاید زمانی برایم خیلی مهم نبود که چه پیش میآید، اما امروز که به هم تیمی های امسالام فکر می کردم، دیدم واقعا من آنطور که باید نبودم و باعث شدم آنها هم مثل خودم بازیچه واقعه شوند، شاید اگر من طور دیگری رفتار میکردم اکنون اوضاع طور دیگری بود، شاید اگر نیامده بودم حالا تیمشان هنوز وجود داشت و شاید اگر کمی قاطع تر بودم اکنون روال خیلی از چیزها تفاوت میکرد، روزی همه این ها برایم مشخص خواهد شد و امیدوارم آنروز نزد خود شرمسار نباشم. و امیدوارم بزرگترهای ما یاد بگیرند که یک شکست یا پیروزی چقدر می تواند زندگی یک نفر را عوض کند و همه چیز را بازی و بازیچه فرض نکنند، و امیدوارم فرصت جبران کارهای اشتباهم را حداقل برای هم تیمیهایم بیابم.
اکنون باید ACM را کنار بگذارم (شاید هم این ACM است که مرا کنار گذاشته!)، شاید دیگر بین من و ACM هیچ گاه ارتباطی نباشد و شاید اصلا بعد از پایان این مقطع بین من و مسائل آکادمیک ارتباطی نباشد، اما اگر روزی به ACM بازگشتم و اگر آنروز در دانشگاه اصفهان یا دانشگاه صنعتی اصفهان بودم قطعا خیلی از مسائل را عوض خواهم کرد، تا بعضی ها یاد بگیرند که کاری که بلد نیستند به عهده نگیرند، البته باید دید کدام ایدههایم فرصت اجرا خواهد یافت و در مقام اجرا من چقدر با وضعیت فعلی متفاوت خواهم بود و ….
تا حضرتش چه اراداه فرماید…
خدایا از جایگاه روزی خود آگاه نیستم و تنها رزق خود را به خیالی که بر دلم وارد میشود جستجو میکنم! همانند شخص سرگردانی که شهر به شهر در طلب روزی میرود و نمیداند در صحرا، کوه، دریا، خشکی یا آسمان به دنبال آن بگردد!
خدایا نمیدانم روزیم به دست که و نزد که قرار دارد و تنها میدانم که علم آن و اسباب آن به دست توست و تو به لطف و کرم خود قسمت می کنی و از روی مهربانی سبب آن را بر میانگیزی.
خدای من! بر محمد و خاندان پاکش درود فرست و رزقی را که به من عطا میکنی وسیع فرما و راه طلب آنرا آسان گردان و از ماخذی نزدیک قرار بده! پروردگار من مرا در طلب چیزی که بر من روزی مقرر نفرموده ای به سختی میاندز چه تو از رنج و عذاب من بینیازی و من محتاج رحمت بیانتهای تو هستم. خداوندا! بر محمد و خاندان پاکش درود فرست و بخشش فرما بر بندهی خود به فضل و رحمت خویش که فضل و کرم تو بسیار عظیم است. یا ارحم الراحمین.
از تعقیب نماز عشاء
نمیدونم سریال ماه عسل رو که تو تعطیلات پخش میشد نگاه میکردین یا نه، اما خوب من با یه نکته خاص تو این سریال کار دارم. اون چیزی که همین قسمت امروزش مشخص کرد. بزارید خلاصه قضیه رو برای اونایی که ندیدین بگم، یه چک سفید امضاء از شخص آ ، پیش شخص ب بود و شخص آ تو قرعه کشی بانک برنده جایزه شد، در واقع شخص ب اون چک رو با کلاهبرداری از شخص آ گرفته بود تا جایزه اونو بالا بکشه.
آخرهای داستان شخص آ این قضیه رو فهمید مثلا امشب فهمید و فردا صبح قرار بود جایزه به حسابش واریز بشه و شخص ب هم آماده بود که صبح زود بره بانک و جایزه اونو بگیره و بره، حالا عکسالعمل افراد مختلفی که این فیلم رو میدیدن جالب بود و اکثرا در عین حال که به خاطر بازی زیبا و احساسی، با شخصیتهای مختلف داستان هم حسی پیدا کرده بودند، داشتند میگفتند که چرا این شخص آ زنگ نمی زنه تهران که یکی بره جلو حساب رو ببنده تا شخص ب نتونه بره پول بگیره و از این بابت حرص میخوردن و به شخص آ بابت خنگ بودنش بد و بیراه میگفتن!
اما شخص آ جایزه رو با حساب قرضالحسنه برده بود و شخص ب چک رو از حساب جاری داشت! یعنی هیچ خطری متوجه پول شخص آ نبود. اما کمتر کسی از افرادی که این سریال رو دنبال میکردن به این موضوع توجه کرده بود تا اینکه خود فیلم این موضوع رو روشن کرد و بعد همه از اینکه چطور به این نکته توجه نکرده بودن تعجب کردن!
در واقع اینجا اون اتفاقی که مورد نظرم هست افتاده بود، افراد در احساسات بازیگران فیلم و ویژگی های مثبت شخص آ غرق شده بودند و این اونها رو از درست تجزیه و تحلیل کردن ماجرا یا فکر کردن به این وجه ماجرا باز میداشت.
تو امتحانها هم گاهی پیش میاد که آدم همچین حالتی داشته باشه (وقتی دبیرستان بودیم با یکی از بچهها به این حالت میگفتین افتادن تو سوال!) یا تو آزمونهای سراسری پیش میاد که یه نفر به خاطر سخت بودن سوالات ریاضی همه درس ها رو از دست میده! خلاصه کنم بعضی وقتها ما تو چیزی که نباید عرق میشیم و این باعث میشه کارآیی لازم رو تو چیزی که باید نداشته باشیم.
یه خورده از بالاتر به ماجرا نگاه کنید، ما به این دنیا اومدیم واسه چی و الان غرق چی شدیم؟ خیلی هامون غرق آرزوهایی هستیم که هیچکدوم اونایی نیستن که باید، و همه عمرمون رو داریم صرف این آرزوها می کنیم و این باعث میشه در مورد اون موضوعات اصلی یا اصلا کارایی نداشته باشیم، یا کارآیی خیلی کمی داشته باشیم، یا اینکه حتی کارآیی منفی داشته باشیم! خلاصه باید حواسمون رو جمع کنیم که در چیزی که نباید غرق نشیم. امروز (شاید باید بگم فردا چون الان ساعت ۳ صبح هست، ولی خوب تاریخ وبلاگ تاریخ ۱۵ فروردین رو که فردا هست نشون میده!) ولادت امام حسن عسگری(ع) هست، اخبار شبانگاهی یه حدیث از ایشون نوشته بود که مضمونش این بود که چرا در کسب رزق و روزی که ضمانت شده هست غرق میشین و این از کارهایی که باید انجام بدین بازتون میداره؟ واقعا به این جمله فکر کنین، اگه کسی این جمله رو با تمام وجود باور کنه به نظرم زندگیش فوقالعاده عالی میشه.
خود حدیث رو پیدا کردم: امام حسن عسگری (ع) : «لا یَشْغَلْکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض» رزق و روزی ضمانت شده، تو را از کار واجب باز ندارد.
ولادت امام حسن عسگری رو هم به همه شما تبریک میگم. ان شاء الله که سالی که اولین روز کاریش با این تولد همزمان شده سال پر باری برای همهمون باشه و حداقل قسمتی از این حدیث رو با تمام وجود متوجه بشیم.
سیزده فروردین روز بسیار مبارک و فرخندهای است. عامه مردم چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن روز را نحس می دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانه خود کنار جویبارها و سبزه ها می روند و به شادی می پردازند! تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده فروردین نحس است. بلکه این روز را بسیار مسعود و فرخنده دانستهاند. مثلا در صفحه ۲۶۶ آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس آورده شده که در آن سیزده فروردین که تیر روز نام دارد کلمه ( سعد ) به معنی فرخنده آمده و به هیچ وجه نحوست و کراهت ندارد. بعدا چون سیزدهی تمام ماه ها را نحس می دانند به اشتباه سیزده فروردین را نیز نحس شمردهاند. وقتی درباره نیکویی و فرخنده بودن روز سیزدهم فروردین بیشتر دقت و بررسی کنیم مشاهده می شود موضوع بسیار معقول و مستند به سوابق تاریخی است. سیزدهم هر ماه شمسی که تیر روز نامیده می شود مربوط به فرشته بزرگ و ارجمندی است که ” تیر ” نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می گویند. فرشته مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهی نوروز را به پایان میرساندند.
سبزه گره زدن
افسانهی آفرینش در ایران باستان و مسالهی نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی دربارهی کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبیاء و گفته های مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بیرونی در کتاب آثار الباقیه بر پایه همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. مشیه و مشیانه که پسر و دختر دو قلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایهی ازدواج خود را بنا نهادند. این مراسم را بویژه دختران و پسران دم بخت انجام میدادند و امروز هم دختران و پسران نیت می کنند و علف گره می زنند! این رسم از زمان کیانیان تقریباً متروک شد ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است. در کتاب مجمل التواریخ چنین آمده ” اول مردی که به زمین ظاهر شد پارسیان او را کل شاه گویند. پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزدهی نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند به وجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند ” . همچنین کردهای ایران و عراق که زرتشت را از خود می دانند روز سیزدهم فروردین را جزو جشن نوروز به حساب می آورند.
با اندکی تغییر از فرهنگسرا
تصاویر سیزده بدر پارسال (۱۳۸۷) :
گاهی وقتا دلخوشی یه نفر یه خنده است
گاهی وقتا یه گریه
گاهی وقتا یه بوسه!
گاهی وقتا پول
گاهی کار
گاهی مرتبه و مقام
گاهی طبیعت
گاهی استراحت
گاهی خوردن!
و…
دلخوشی بعضیها دوست داشته شدن هست و دلخوشی بعضی دوست داشتن
دلخوشی بعضیها دیده شدن هست و دلخوشی بعضی دیدن!
دلخوشی بعضیها نالیدن هست و دلخوشی بعضی ناله شنیدن
دلخوشی بعضی ترحم کردن هست و دلخوشی بعضی مورد ترحم واقع شدن
و…
گاهی وقتا دلخوشی برای آدم اعتیاد ایجاد میکنه و میشه دلخوشی دائمی!
گاهی وقتا هم اعتیاد برای آدم دلخوشی ایجاد میکنه! یعنی دلت خوشه که داری همون کار همیشگی رو می کنی!
دلخوشی شما چیه؟ یا دلخوشی من؟
دلخوشیها کوچیک و بزرگ هم دارن، بعضیدلخوشیها برای یه لحظه یا چند لحظه هستن، بعضیهاشون برای چند ساعت یا چند روز، بعضیهاشون هم برای یک عمر یا شایدم بیشتر.
راستی شما کسی رو میشناسید که دل خوشیش خدا باشه؟ از اون بالاتر کسی رو میشناسید که دلخوشی خدا باشه؟
دلخوشی هم چیز جالبیهها! (لابد پیش خودتون میگید دل خوشی داره ها!)
گاهی وقتها دلخوشیهامون رو گم میکنیم، گاهی وقتها هم دلخوشی هامون ما رو گم میکنند، گاهی وقتا هم هر دو با هم، اما دلخوشیهای کوچیک زود برمی گردن یا اینکه یه جایگزین جاشون رو میگیره اما دلخوشی های بزرگ اگه گم شدن یا یه غریبه اومد جاشون برگشتن به مسیر پیشین خیلی دشوار میشه.
مهربانا، جام رحمتی که به من بخشیدی، تنها از عافیت فناپذیرِ دنیایی پر مساز تا بدین دلخوشی بدبخت شوم و دیگری به چیزی که بر من ناگوار است، سعادت یابد. ( صحیفه سجادیه )
تو خوشی جوئی در این دار الم / دلخوشی این جهان درد است و غم (عطار)
نهایم آمده از پی دلخوشی / مگر کز پی رنج و سختی کشی (نظامی)
ای بسا خواب کو بود دلگیر / و اصل آن دلخوشیست در تعبیر(نظامی)
مرد بقال از من پرسید : چند من خربزه می خواهی؟ من از او پرسیدم دل خوش سیری چند؟ (سهراب سپهری)
چندی پیش یه مطلب تو سایت شاهوار خوندم در خصوص نشون دادن وضعیت آنلاین بودم تو پیغامرسان یاهو با کمک یه افزونه برای ورد پرس، بهتر خودتون برید بخونید، این افزونه به راحتی نصب میشه و یه ابزارک هم تو قسمت نمایش وردپرس اضافه میشه که میتونید هر جا دوست دارید بزاریدش. من چند وقت پیش این افزونه رو نصب کردم.
امروز خیلی اتفاقی با این قابلیت ارائه شده توسط گوگل «Google Talk chatback badge» برخورد کردم. این هم چیز جالبی هست میتونید یه سری تنظیمات انجام بدین و بعد یه کد بهتون میده که میتونید توی کد قالب یا توی یه ابزارک متن قرارش بدین و به این ترتیب بازدیدکنندگان وبلاگتون میتونند از وضعیت شما تو یاهو و جیمیل مطلع بشند و اگه آنلاین بودید باهاتون چت کنند.
اینم تصویر این دوتا ابزارک که زیر هم تو وبلاگ من قرار گرفتن:

مشاهده وضعیت در پیغامرسانهای گوگل و یاهو
افزونههای زیادی برای وردپرس هستن که یه نسخه مخصوص تلفن همراه از سایت ایجاد میکنند، من قبلا چندتاییشون رو امتحان کرده بودم و داشتم از نسخهای که با استفاده از سایت http://www.mofuse.com کار میکنه ، استفاده می کردم اما ایرادی که این افزونه داشت این بود که یا باید یه آدرس دیگه به کاربران موبایل میدادم، یا اینکه پوسته وبلاگ رو دستکاری میکردم و کد تشخیص اینکه کاربر با تلفن همراه هست یا رایانه رو بهش اضافه میکردم، البته سخت هم نبود ولی خوب جالب هم نبود.
تا اینکه امروز این نوشته رو خوندم، و با یه افزونه بهتر آشنا شدم، این افزونه تقریبا غیر از آپلود و نصب هیچکاری نمیخواد! و خیلی خوب هم کار میکنه. با مراجعه به این نوشته علاوه بر آشنایی با این افزونه و دانلود نسخه فارسی شده اون میتونید با نحوه مشاهده خروجی تلفن همراه سایت تون از طریق مرورگر فایرفاکس هم آشنا بشید!
اینم خروجی سایت من برای تلفن همراه:

مشاهده نوشته های شبانه در تلفن همراه