بایگانی

بایگانی دسامبر

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست!

امروزه ترانه‌های پاپ غم‌انگیز! شده چیزی که همه گوش می‌دن و همه بهش علاقه دارن! (منظور از همه اکثریت هست!) ، برای همین مرور کردن ترانه‌های سنتی دهه گذشته خالی از لطف نخواهد بود ، در مورد غم‌انگیزی و نا امید کنندگی موسیقی‌های پاپ امروزی در جای خودش خواهم نوشت، فعلا می‌خوام یکی از ترانه‌های استاد شجریان رو براتون بزارم. شعر این ترانه از حافظ هست و هر بیتش آدم رو به تفکر فرو می‌بره!
اجازه بدید شعر رو با هم مرور کنیم:
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش    بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال    مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار  کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست   راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام    هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش
نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید    این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش
ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند    دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش
کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود    عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش
بعد از آشنایی بیشتر با موسیقی سنتی ایران، با هم دیگه سعی خواهیم کرد بررسی کنیم که هر کدوم از ابیات این شعر توسط استاد شجریان تو چه دستگاه ، گوشه و … خونده شده. فعلا از لینک زیر می‌تونید این ترانه رو در قالب یک فایل ۸مگابایتی با کیفیت ۶۴ تهیه کنید، اگه خواستید کل آلبوم استاد رو خریداری کنید، این ترانه از آلبوم بیداد هست.

http://mohsennowruzi.parsaspace.com/music/BIDAD.mp3

Categories: موسیقی Tags:

موسیقی سنتی ایران ۱

نوشتن درباره موسقی سنتی ایرانی اون هم برای کسی که خودش تازه شروع به مطالعه در این زمینه کرده، شاید خیلی درست نباشه، اما به نظرم رسید مکتوب کردن چیزهایی که می‌خونم باعث می‌شه خودم هم بفهمم چی می‌خونم و از سوی دیگه یه جایی چیزهایی رو که یاد می‌گیرم داشته باشم، تا اگه لازم بود دوباره مرورشون کنم. چیزی از خودم نخواهم نوشت و مطالب نقل قول هستن و منابع هر مطلب هم آخرش ذکر می‌شه. خوب دیگه بهتره برم سر اصل مطلب.
تو این مطلب قرار هست با مفاهیم: ردیف، دستگاه ، گوشه و آواز و درآمد آشنا بشیم.
اگه بخواهیم به تاریخچه ماجرا نیگاه کنیم، قضیه به دوره ناصرالدین شاه قاجار برمی‌گرده و با قبل از اون کاری نداریم! در این دوره یک نوازنده تار بود به اسم میرزا علی اکبر فراهانی که یک داداش هم داشت به اسم آقا غلام‌حسین، این آقا غلامحسین یک سری چیزهایی به پسرهای میرزا علی اکبر یعنی میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله یاد داد که در واقع پایه اصلی موسیقی‌ای هست که امروز به عنوان موسیقی سنتی یا کلاسیک ایرانی شناخته می‌شه. در واقع بداهه‌نوازی‌های این دو تا استاد همون ردیف‌های معروف موسیقی سنتی ایران هست.
بنابراین اگه بخواهیم جمع‌بندی کنیم، در اواخر دوره قاجاریه موسیقی سنتی ایران که سیستم مقامی داشت به سیستم ردیفی تغییر کرد. از ردیف‌های مشهور می‌شه به ردیف میرزا عبدالله – ردیف آقاحسینقلی – ردیف ابولحسن صبا – ردیف موسی معروفی – ردیف دوامی – ردیف طاهرزاده – ردیف محمود کریمی – ردیف سعید هرمزی – ردیف مرتضی نی داوود – و… اشاره کرد.

ردیف
ردیف شامل «دستگاه» ها, «آواز» ها و « گوشه» هاست. «گوشه» کوچکترین بخش موسیقی است که از جمع شدن آنها در کنار یکدیگر, «دستگاه» یا « آواز» ( که مجموع آنها را « مقام» های موسیقی می گویند) , بوجود می آید. دستگاه از دو واژی (دست)و (گاه)به معنای مکان، زمان و نغمه تشکیل شده و مانند لغت پهلوی ((دستان)) در موسیقی دوران ساسانی، به نوعی موسیقی که با دست اجرا می شود، اشاره می کند. دستگاه را به معنای وسیعتر می توان به راژمان (System) تعبیر کرد. چه از این حیث نیز موسیقی ایرانی به راژمان کامل یونانی شباهت دارد که در موسیقی قدیم یونان شامل دستگاههای دورین، فریژین، لیدین و ملحقات آنها مانند هیپودورین و هیپوفریژین و غیره بوده است.

دستگاه
یک دستگاه موسیقی از نظر قالب، قطعه ای کامل است و دارای قواعد و قسمتهای مختلفی است که با ساز و آواز اجرا می شود. در موسیقی غربی، معمولآ قطعاتی که به وسیله ساز یا ارکستر نواخته می شود با موسیقی آوازی فرق دارد. اما در دستگاه موسیقی ایرانی، آواز قسمت اصلی و مرکزی موسیقی است و قسمتهای پیشین آواز(پیش درآمد و چهار مضراب) و قسمتهای بعدی آواز(تصنیف و رنگ) در حقیقت به طور مقدمه یا خاتمه موسیقی، به آن بستگی دارد. موسیقی ایرانی دارای ۷ دستگاه و ۵ آواز است. آوازها خود نیز جزء دستگاههای دیگر محسوب می شوند ولی در عین حال چون گسترده اند, مستقل شده اند. دستگاهها عبارتند از: شور, سه گاه, چهارگاه, همایون, ماهور, راست و پنجگاه و نوا و آوازها نیز عبارتند از: دشتی, افشاری, ابوعطا, بیات ترک و بیات اصفهان. بطوریکه چهار آواز اول (بعلاوه بیات کرد به عقیده برخی اساتید), از ملحقات دستگاه شور و آواز بیات اصفهان نیز جزء دستگاه همایون محسوب می شوند.
دستگاه شور را مادر آوازهای موسیقی ایرانی نام نهاده اند، و علت آن هم وجود ملودیهای متنوع مناطق مختلف ایران در این دستگاه می باشد. آوازهای ابوعطا یا دستان عرب، بیات ترک یا بیات زند، آواز دشتی یا چوپانی از ملحقات این دستگاه می باشند.
دستگاه همایون که آواز اصفهان را در بر می گیرد، با دستگاه شور کاملآ متفاوت است.
دستگاههای سه گاه و چهار گاه تا حدودی به یکدیگر شباهت دارند، اما دستگاه ماهور دستگاهی کاملآ متفاوت است، و گام آن با گام بین المللی مطابقت دارد.
دستگاه راست پنجگاه، قدیمی ترین دستگاه موسیقی ایرانی محسوب می شود که شباهت زیادی با دستگاه ماهور دارد.
بطوریکه برخی از بزرگان موسیقی، این دو دستگاه را یکی می دانسته اند، و آخرین دستگاه موسیقی دستگاه نواست که در بعضی قسمتها با دستگاه شور نزدیک می نماید.

آواز
آواز مجموعه ای از نغمه هاست که با ریتم آزاد، و برخی اوقات با وزن آمیخته با میزان اجرا می گردد. آوازها در اصل قسمتی از دستگاهها می باشند.
آواز بیات اصفهان : نی حسن ناهید

گوشه
در هر دستگاه و آواز تعدادی گوشه با اسامی مختلف به کار می رود. گوشه، جزء کوچکی از موسیقی است که به تنهایی استقلال ندارد، اما هر گوشه به آهنگ خاصّی خوانده و نواخته می شود و نوازنده و خواننده روی این گوشه ها بدیهه نوازی و بدیهه خوانی می کنند.
گوشه هایی که در یک دستگاه وجود دارند, در عین استقلال، دارای یک حالت مشترکی هستند که باعث قرار گرفتن آنها در یک دستگاه خاص خود می شوند. (نام گذاری گوشه ها, بر مبناهای مختلفی صورت می گرفته است که در آینده به آن اشاره خواهد شد)
در تاریخ موسیقی ایران بیش از یک هزار کوشه متداول بوده است که امروزه فقط  حدود یکصد و پنجاه گوشه در قالب هفت دستگاه و پنج آواز خوانده و نواخته می شود، و مابقی آنها در رهگذر تاریخ به فراموشی سپرده شده اند.

درآمد
طبق ردیف, هر دستگاه و آواز با «درآمد» آغاز شده و پس از اجرای گوشه های متعلق به آن در جایی به اوج خود می رسد ( به طور مثال گوشه عشاق, اوج آواز بیات اصفهان و گوشه های عراق نیز اوج دستگاه ماهور است) و سپس با قطعه ای ضربی که به آن «رنگ» می گویند, به پایان می رسد. قطعات ضربی ای نیز از گذشته هنوز در ردیف باقی مانده اند که ابداع کننده های آنها مشخص نیستند ( مانند ضربی گرایلی, یک چوبه, رنگ نستازی و…). بعدها, قطعه ای نیز معمول شد که آنرا قبل از درآمد می نواختند که به «پیش درآمد» معروف شد.
درآمد آواز ابوعطا : تار هوشنگ ظریف

سئوالی که اکنون به ذهن می رسد این است که چگونه می توان دستگاهها را از یکدیگر متمایز نمود ؟ در مطلب بعدی به این موضوع خواهم پرداخت.
منابع:
ویکی‌پدیا
گل‌های رنگارنگ
چهارمضراب

Categories: موسیقی Tags:

یه دونه گنبد خوشگل

یه دونه گنبد خوشگل / دلمو اسیر کرده/ بدجوری دلم جا مونده/ انگاری که گیر کرده!
یادمه مدرسه بودیم / چند سالِ پیشتر از اینا / یه دفعه مشهدی رفتیم/ تنهایی، ولی همه یک‌جا
یه شب جمعه‌ای بودش / بد جوری من خسته بودم / به کمیل گوش می‌داد/ وه چه دل شکسته بودم!
اون‌قدر من گریه کردم /تا آقا اجابتم کرد / شبونه دعوت فرستاد/ راهی زیارتم کرد
تو حرم که پا گذاشتم / دوستامم اومده بودن / همه اونا مثل من/ شبونه، پر زده بودن!
اما حالا هشت ساله / که آقا طلب نکرده / از بس پست و بد شدم من/ دیگه دعوتم نکرده
یا امام رضا، آقا جون / می‌دونی که مبتلاتیم / می‌دونی همه یه جوری/ گیر گنبد طلاتیم
گنبد قشنگ و پر نور / کفتر‌ای آسمونی / چی‌بگم آخه آقا من؟ / تو خودت بهتر می‌دونی
قسمت می‌دم من امشب/ به جوادت و به اشکام / که دوباره دعوتم کن/ دوباره مشهد و می‌خوام!
می‌دونم که رد نمی‌شه / نذری که با اشک باشه / آقاجون منتظرم من / تا که حاجتم روا شه
دعوتم کنی زیارت / به حریم آسمونی / بشینم گریه کنم من / اونجا که خودت می‌دونی!
آقا جون صبرم کمه، زود / حاجت منو روا کن / با یه دعوت زیارت / منو از غصه رها کن
۱۹ آبان ۱۳۸۷ – شب میلاد امام رضا (ع)

Categories: شعر Tags:

بودن نبود بهتر؟

«بودن بهتر نبود؟»
بغضی‌ست در گلو، که انتهای واژه‌ی بودن من است،
بغضی که فریاد می‌زند بودن نبودن است،
بغضم شکست وای عمرم تمام شد،
باید چکار کرد؟ اکنون که مردن من عین بودن من است؟
(۵ آبان ۸۷)
بغضی‌ست در گلو، فریاد نیست لیک
گویی که بغض من، ناجور مردن است!
نایی نمانده تا فریاد سر دهم ، این بغض بشکند
تابی نمانده تا با بغض سر کنم، این آخر من است!
بغضی عجیب و حالی عجیب‌تر! بغضی شگرف
گویی تمام ماتم عالم، به دوش یکی من است!
مردم تمام شد! آری تو شک نکن! این بغض یک غروب
یک سر میان خاک فرو بردن و تن است
بغضی که اشک ندارد ز پی چه سود؟
دردی که موجب طغیان شود، شطحی سرودن است!
ای‌کاش می‌شکست بغض و ز غم می‌شدم خلاص
فریاد می‌زدم، حالا زمان ز نو بودن من است
اشکی نیامد و این بغض همچنان مانده در گلو
این چشم خشک شدن، از اثر در قید بودن است
در قید و بند عالم فانی فنا شدم، بغضم گرفت
آیا تو فکر می‌کنی این آخر من است؟
یا رب مدد نما که بریزم دو قطره اشک
آنگاه «بودن نبود بهتر»، در مورد من است!
(۷ آبان ۸۷)

Categories: شعر Tags:

ویرانه‌ی ویرانه!

ویران شده‌ای هرگز؟ ویرانه و بعد آباد؟ / یا رب! تو مدد فرما ویران شود این آباد!
ویرانی دل را من جانا ز تو می‌خواهم / ویرانه کن و آنگه از نو بنما بنیاد!
ویرانه‌ی ویرانه، آن ‌سان که خودت دانی / ویرانه‌ کن و ویران، این شیفته‌ی ناشاد!
ویرانه شدن امروز، در خاطر من آزی‌ست / بیچارگی دل بین، ویرانه کنادش شاد!
ویرانی و ویرانه هر دو به یکی دادی / محروم شدم از دو، از من چه خطا افتاد؟
محروم نمودی و این پاسخ اعراض است / محروم چه سازم من، جز ذکر تو را فریاد؟
محروم نکردی تو، نه این سخن عیب است / محروم نمودم خود، من، این بشر فرهاد!
گر ذکر تو ای دلبر، با عشق شود پیدا / ویرانه نما دل را، تا ذکر کند بیداد!
من را نبود تابی، تا طی کنم این منزل / تابی ده و نیرویی، از خویش ستانم داد!
ظالم شده‌ام گر من، وین نفس خطاکارم / زان‌ست که آن دلبر، یک بار رخش نگشاد
یا رب! رخ خود بنما، ویرانه کن این دل را / تا من بزنم ناگه، یک جست به رکن‌آباد!
با یک نظر خود، تو، بر منزل مقصودم / برسان، به دمی یا رب، با تندی تند باد!
یک دم اگر از سویت، بر این دل من آید / ویرانه کند طوری، هرگز نبرم از یاد
ویرانه شود گر دل، آن‌گه نبود حرفی / جز این‌که خدایا خود، ویرانه نما آباد!
کوته کنم این مطلب، دیگر نبود فرصت / ویرانی و آبادی، هر دو ز تو بر ما باد!
از دوست اگر آید، یک دم، نبود فرقی / ویران کند و آباد، از هر دو بگردم شاد

سوم آبان ماه ۱۳۸۷

Categories: شعر Tags:

افتتاح وبلاگ!

۲۰ آذر ۱۳۸۷ ۱ دیدگاه

سلام!
سابقه نوشتن من به خیلی سال پیش برمی‌گرده، ‌به سال‌های اولیه مدرسه، به درس انشاء و … ، اما متاسفانه هیچ وقت نتونستم به حس نوشتن خودم بهای لازم رو بدم. اگه بخوایم دیجیتال به قضیه نیگاه کنیم، بعد از اولین تجربه‌های وبلاگ‌نویسی تو بلاگ‌فا که وبلاگ‌های موضوعی (مذهبی، خودروها و … !) بودند (به ترم دوم دوره لیسانس برمی‌گرده یعنی بهار ۸۴) و هیچ اثری از شخص من در اون‌ها قابل کشف نبود، در سال‌های بعدی دوره لیسانس کم کم با جنبه‌های مختلف وب آشنا شدم و هر بار تصمیم جدیدی در مورد نوشتن گرفتم ، اما هیچ‌کدوم عملی نشد! مدت‌های زیادی بود که قصد داشتم یه وبلاگ درست و حسابی برای خودم راه‌ بندازم! اما خوب هر بار مسائل متفاوتی مانع از این‌کار شد، تا این‌که با اومدن نتایج آزمون ارشد رفتم سراغ یاهو ۳۶۰ و مدتی هم اونجا مشغول فعالیت شدم، اما مشکلات زیاد ۳۶۰ با زبان فارسی و همین‌طور سایر مشکلات فنی اون از یه طرف و از طرف دیگه نیاز به یه سری امکانات بیشتر باعث شد تا تصمیم بگیرم یه وبلاگ وردپرسی برای خودم راه‌‌اندازی کنم.
با توجه به این‌که خودم خرده‌فروش هاست و دامنه هستم از این لحاظ مشکلی نبود و برای ثبت دامنه nowruzi.ir اقدام کردم که اون هم به راحتی انجام شد. اما باز مشکلات مختلف باعث شد تا با وجود ثبت دامنه و در دسترس بودن هاست و همین‌طور سیستم وردپرس فارسی، باز کار راه‌اندازی وبلاگ به تعویق بیفته، سرتون رو درد نیارم! ظرف چند روز گذشته همه‌ی تلاشم رو کردم تا اولین مطلبم رو تو روز عرفه بنویسم اما نشد و امشب بعد از پایان عید قربان، بالاخره وبلاگ سر پا شد و من موفق به نوشتن اولین مطلب شدم.
امیدوارم از این پس نوشته‌های شبانه هر شب و شاید هر شب و هر روز با یه مطلب جدید، باعث بشه تا من به عنوان یه فرد حقیقی با بخشی از جامعه مجازی ایران به تبادل فکر و اندیشه بپردازم و در این تبادل هر دو به سوی تکامل حرکت کنیم. امیدوارم شما دوست عزیز هم در این راه کمکم کنید چرا که از قدیم گفتن مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد. خوب دیگه برای اولین مطلب کافی هست. تا مطلب بعدی خداحافظ